جنگ پدیدهای است که در همه جای دنیا بازتابهای متفاوتی داشته است. با آن که از پایان جنگهایی مثل جنگ جهانی دوم و جنگ ویتنام مدتها میگذرد، هنوز تصویر، بزرگترین و بیواسطهترین چیزی است که نسلهای بعد را به آن روزها میبرد و به همین دلیل، افرادی که میخواهند تصویری از جنگ ارائه کنند، بهترین مستمسک آنها انبوه فیلمهای مستندی است که از آن دوران باقی مانده و منبعی برای اقتباس سینمایی و ادبی آثار دیگر است.
از پایان جنگ 8 ساله ما هم زمان زیادی میگذرد. این جنگ به دلایل بسیار برای مردم ما و البته نسلهای بعد اهمیت دارد و از آنجا که فراموشی، یکی از اسباب مخرب حافظه تاریخی هر کشوری است، هر چیزی که بتواند در برابر این فراموشی بایستد و واقعیت وجودی ما را در گذشته و حال به یاد آورد، بشدت قابل احترام است و فیلم مستند از جمله اسبابی است که میتواند آینه تمامنمای ما در گذشته و حال باشد.
با آن که آثار مستند بسیاری در زمان جنگ ساخته شدهاند و بخش اعظمی از این آثار به صورت «راش» احتمالا هنوز موجودند، به دلایل بسیاری هنوز تمام این آثار برای استفاده بهینه و آرشیو حرفهای و صحیح در مکان بخصوصی متمرکز نشدهاند. برای چرایی این اتفاق میشود انبوهی از دلایل را برشمرد.
محمد آفریده، مدیرعامل مرکزگسترش سینمای مستند و تجربی با اشاره به پراکندگی و در دسترس نبودن آرشیو آثار مستند جنگی میگوید: به اعتقاد من، سینمای مستند میتواند ارزشهای جوامع مختلف را حفظ کند. همین ثبت وقایع در حوزه سینمای مستند ارزشمند است و میتواند بهعنوان میراث فرهنگی برای نسل آینده ماندگار و مفید باشد. از همینرو حفظ آثار تولید شده و راشهای گرفته شده از 8 سال دفاع مقدس و آرشیو صحیح آنها واجب است.
متاسفانه بسیاری از سازمانها و نهادهای مختلف به اهمیت آرشیو فیلمها توجه نکردهاند و ما بعضا میشنویم که این آثار ممکن است از دست رفته باشد.مهدی عظیمی از مستندسازان حوزه جنگ و مسوول سابق گروه بسیج تلویزیون نیز با اشاره به اینکه هنوز مرکز خاصی متولی این کار نیست، میگوید: اشکال اصلی این است که درباره فیلم دفاع مقدس یک مسوولیت واحد وجود ندارد. نزدیک به 45 مرکز و نهاد برای سینمای دفاع مقدس تصمیم میگیرند، اما تصمیم همه سلبی است و کسی تصمیم ایجابی نمیگیرد. همه میگویند فلان کار حمایت نشود و هیچکس نمیگوید فلان کار باید حمایت شود.
فقط حراست فیزیکی
بنیاد شهید، روایت فتح، صداوسیما، مراکز صداوسیما، مراکز سپاه، ارتش، جهاد سازندگی، انجمن سینمای دفاع مقدس، حوزه هنری و بنیاد فارابی مراکزی هستند که این آثار به اشکال گوناگون در آنها نگهداری میشوند.فرامرز مقدمنیا، مستندسازی که از او آثاری چون بار سنگین آسودگی، نشانی بهشت، گلستان و آتش و موج زنده را دیدهایم، دراینباره معتقد است: تصاویر مستند جنگ بهنوعی نزد همه آنها که در جنگ فعالیت داشتهاند، وجود دارد.
در سازمانهای بزرگ مثل صداوسیما این تصاویر از آرشیو کل تا سطح شبکهها و مراکز استانها به صورت پراکنده وجود دارد. البته در مراکز نظامی به شکل تقسیمبندیهای نظامی از ستاد مشترک تا نیروهای سهگانه و لشکرها این تصاویر پراکندهاند. تصاویر مستند جنگ را در سطح اکیپهای اعزامی به جبهه نیز میتوان مشاهده کرد. شرایط نگهداری بالای 80 درصد این آثار به حراست فیزیکی محدود است و درصد پایینی از این آثار به فرمتهای ماندگارتر تبدیل شده است. دسترسی به این تصاویر برمبنای معیار خاصی نیست، مگر تصاویر نخ نما شده و تکراری.
سازماندهی؛ بهتر از متمرکز کردن
با آن که خیلیها معتقدند باید آرشیو آثار مستند یکجا متمرکز شوند، اما عدهای هم نظر دیگری دارند. علیرضا عاقلزاده از مدیران حوزه فیلم دفاع مقدس در این باره میگوید: اگر آثار مستند جنگ یکجا متمرکز نشوند، بهتر است. اگر برای این آثار که در یک محل گردآوری شدهاند، اتفاقی بیفتد، اثرات آن غیرقابل جبران خواهد بود. در عوض به نظرم بد نیست این آثار تکثیر شوند.عاقلزاده با توضیح این که سازماندهی در این باره بهتر از متمرکز کردن است، میگوید: انجمن عکاسان در این زمینه توانسته است 600 500 هزار فریم عکس جنگ را ساماندهی کند و بیش از 70 تا 80 درصد کار انجام شده که اتفاق خیلی خوبی است، اما هنوز کافی نیست.
عاقلزاده با اشاره به این که هر سپاه و لشکری برای خودش مرکز تولید عکس و فیلم از عملیاتها و پرسنل داشت، میگوید: بهترین مرکز عکس و فیلم در این حوزه بنیاد حفظ آثار و دیگری بنیاد روایت فتح است. در بنیاد حفظ آثار نزدیک به 25 درصد کل کارها در زمینه ساماندهی عکسها و فیلمها صورت گرفته و در بنیاد روایت فتح هم حدود 35 درصد مستندهای جنگ سازماندهی شده است. در حال حاضر حدود 60 درصد فیلمهایی که وجود دارند متمرکز و سازماندهی شدهاند و در شرایط خوبی نگهداری میشوند.اگرچه باید بگویم 40 درصد باقیمانده هم درصد زیادی است که باید برای ساماندهی آنها تلاش شود.
فراخوان بزرگ
تمام این صحبتها ما را به این واقعیت میرساند که هنوز راه زیادی در پیش است تا این کار به فرجام برسد. ضرورت انجام این مهم آنقدر بر آدمهایی که با این حوزه آشنایند، آشکار است که میطلبد مسوولان مربوط در این باره به وحدت نظر نتیجهبخش برسند. محمد آفریده خاطرهای از جاننثار، فیلمبرداری که نزدیک 25 سال از مبارز افغانی احمدشاه مسعود فیلم تهیه کرد، تعریف میکند و میگوید: زمانی که مبارزان افغانی نه برق داشتند و نه امکانات کافی، نظر احمدشاه مسعود این بود که حتما کار تصویربرداری از مبارزات ادامه داشته باشد، چرا که میدانست این آثار برای آیندگان ثبت خواهد شد. بعد از شهادت احمدشاه مسعود مرکز آرشیو فرانسه، جاننثار را مکلف کرده بود که آرشیو چندین سالهاش را به صورت دیجیتال درآورد. حالا ما چرا جزئیات معرکه سترگی مثل 8 سال دفاع مقدس را که حماسههای بینظیری در آن اتفاق افتاد برای آیندگان حفظ نکنیم؟
به نظر میرسد زمان آن فرا رسیده که گوشههای ناشناخته انجام این کار بزرگ برای همه روشن شود. شاید اعتمادآفرینی بین طرفین و اعلام یک فراخوان بزرگ کار بیراهی نباشد.
مهدی غلامحیدری
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم