اصلا فرق یک خدمتگزار رسانهای حوزه میراث فرهنگی با دیگران نیز در همین چند کلمه خلاصه میشود. خبرنگاران حوزه میراث فرهنگی به دنبال عام کردن دغدغههای خاصی در حوزه مانایی میراث ایرانیان هستند که گهگاه به هر دلیل (موجه یا غیرموجه!) از دید دیگران پنهان مانده است.
روز گذشته برگزیدگان سومین جشنواره بینالمللی میراث فرهنگی و رسانه در موزه ایران باستان معرفی شدند تا اهمیت تعامل رسانهها و موضوعات میراث فرهنگی نزد مسوولان این سازمان بیش از پیش جلوهگر شود. در این جشنواره تلاش رسانهها در طول یکسال مورد بررسی قرار گرفت تا برترینهای هر حوزه نیز مورد تقدیر قراربگیرند.
با نگاهی گذرا به برگزیدگان این جشنواره به خوبی میتوان دریافت که حضور حداکثری برگزیدگان شهرستانی جشنواره میراث و رسانهها نشان میدهد، این نگاه کلان فصل آغازی است برای دغدغه شدن میراث ایرانی نزد تکتک ایرانیان.
از سوی دیگر با آنکه چند سالی است اخبار مربوط به میراث فرهنگی دیگر از صفحات حوادث روزنامهها رخت بربسته، اما هنوز هستند رسانههایی به عنوان مثال، ادبیات حوادثی را برای کشف یک اثر تاریخی در صفحه حوادث و با نگارش حوادثنگاری به چاپ میرسانند؛ موضوعی که شاید به تفکر صاحبان رسانه بر میگردد و لابد بازخورد این انعکاس خبری در رسانههای متبوع.
شاید اکنون کاربرد ادبیات حوادثی برای درج یک خبر مربوط به میراث ایرانی و از آن مهمتر با توجه به حساسیت این حوزه رسانهای، نبودن خبرنگاران متخصص این حوزه در رسانهها مهمترین معضل تعامل رسانهها و میراث فرهنگی به شمار رود، موضوعی که میتوان با تربیت و آموزش خبرنگاران تخصصی این حوزه آن را تبدیل به یک جریان فرهنگی مرتبط با علوم رسانهای کرد که برای نخستین بار از ایران آغاز شده است.
مهدی نورعلیشاهی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم