در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
چندی پیش منیژه محامدی، کارگردان نمایش تبرئهشدگان که به طور همزمان در ایران و آمریکا به کارگردانی تئاتر مشغول است، در گفتگو با نگارنده گفت: تفاوت کار در ایران و آمریکا این است که در آنجا نمیتوان براحتی هزینهها و امکانات اجرا را فراهم کرد، اما در ایران به یمن کمکهای دولتی این کار چندان سخت نیست.
اگرچه هیچ کس منکر ضرورت حمایت وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی از تئاتر نیست، اما سوال اینجاست که این پشتیبانی چه حد باید باشد و تا چه زمانی باید ادامه پیدا کند. در اغلب کشورهای جهان، جریان اصلی هنرهای نمایشی، تئاتر حرفهای است که هزینههای خود را از محل فروش بلیت تامین میکند و در کنار آن تنها آثار تجربی، نوگرا، دانشگاهی و پیشرو مورد حمایت مراکز دولتی قرار میگیرند.
دوای درد نمایش در ایران، همانطور که داوود رشیدی چندی پیش به آن اشاره کرد، خصوصیسازی تئاتر است؛ تئاتری که تماشاگران زیادی را به تالارها بکشاند و با نفس آنها به زندگیاش ادامه دهد. البته این هدفی است که تحقق آن برنامهریزی و پشتیبانیهای مادی و معنوی نهادها و مراکز فرهنگی را میطلبد و نه دولتی شدن تئاتر را.
در چنین شرایطی، تقاضا و دغدغههای هنرمندان و سیاستهای مدیران تئاتر کشور متاسفانه چندان در مسیر درست ارائه و عملی نمیشود. نمونه آن هم در سال گذشته زمانی بود که اهالی تئاتر همه یکصدا خواستار شدند تا تالار نصر واقع در خیابان لالهزار به موزه تئاتر تبدیل شود. گویی همه پذیرفتهاند که مراسم ختم تئاتر حرفهای، خصوصی و مردمی را باید برگزار و پس از این تنها باید آن را در کنج موزهها جستجو کرد.
این در حالی است که تئاتر نصر و نمونههای مشابه آن تنها زمانی از گزند گذر زمان محفوظ میمانند که در آنها شاهد اجرای نمایش باشیم. از یاد نبریم که بسیاری از چهرههای پیشکسوت تئاتر و سینمای امروز ایران از همان صحنههای تئاتر لالهزار کار خود را آغاز کردهاند.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: