در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
تئاتر جنگ بخشی از جریان هنر نمایش است که عمری دیرپا دارد و سابقه آن به تراژدیهای یونان باستان بازمیگردد. هنگامی که ماجراهای جنگ تروا وارد نمایشنامههای تراژدینویسان یونانی همچون اوریپید شد، تئاتر جنگ پا به عرصه وجود گذاشت.
در قرن بیستم میلادی، 2 جنگ خانمانسوز جهانی اول و دوم، جریان ادبیات نمایشی و به دنبالش صحنههای تئاتر را به صورتی عمیق متاثر و تئاتر جنگ را به مرحله و سطحی جدید وارد کرد.
اما در ایران، تئاتر جنگ عمر چندان درازی ندارد. اولین جرقههای اینگونه نمایشی، در مهر 1359 زده شد و در 2 دهه بعد به اوج رسید. آنچه تئاتر جنگی ایرانی را با نمونههای غربیاش متفاوت میکند، ریشه در تفاوتهای شکلی و محتوایی نبرد تدافعی ملت ما در برابر تجاوز دشمن بعثی دارد؛ تفاوتهایی که تئاتر جنگ ایران را به تئاتر دفاع مقدس مشهور کرد.
با این حال، باید اعتراف کرد که تئاتر دفاع مقدس یا مقاومت ایران از فرهنگ، تاریخ و ارزشهای دوران 8 ساله جنگ تحمیلی عقبمانده و به هیچ وجه نتوانسته است آینهای شفاف برای بازتاب آن مقطع از زندگی مردم کشورمان باشد.
باز تعریف تئاتر مقاومت
در کالبد شناسی تئاتر مقاومت، اولین چالشی که پیش میآید، تعریف و حدود و ثغور اینگونه نمایش است.
مسعود دلخواه، کارگردان تئاتر در همین ارتباط میگوید: شاید یکی از علل شکوفا نشدن تئاتر دفاع مقدس، این باشد که هیچگاه تعریف مشخصی از آن داده نشده و هنرمندان و مسوولان با دیدگاههای مختلف به جنگ نگاه کردهاند و همین مساله باعث بروز موانع و مشکلاتی شده است.
محمدحسین ایمانی خوشخو، معاون فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، تئاتر مقاومت را چنین تعریف میکند: تئاتر دفاع مقدس هنری است که مهمترین وظیفه آن، انتقال رشادتها و مقاومتهای ملت بزرگ ایران به نسلهای آینده است.
محمدعلی خبری، دبیر جشنواره ملی تئاتر مقاومت در تبیین نمایشهای دفاع مقدس میگوید: 8 سال دفاع مقدس بود که فرهنگ مقاومت را در جامعه ما بهوجود آورد و براساس آن تمامی مردم حول محور این فرهنگ بسیج و متحد شدند.
رئیس شورای نظارت مرکز هنرهای نمایشی ادامه میدهد: مساله مقاومت زمان و مکان خاصی را نمیشناسد و در جایگاه ارزشی، همواره مرتبهای والا دارد. حال اگر اثری نمایشی دارای چنین محتوا و رویکردی باشد، آن را باید در زمره تئاتر مقاومت محسوب کرد.
وی معتقد است: آثار نمایشی دفاع مقدس باید در زوایای مختلف زندگی روزمره ما نتیجه داشته باشد؛ زیرا این فرهنگ تمام شدنی نیست و همواره در حال زایش است.
علیرضا اسدی هم با اشاره به اینکه به هرحال تئاتر دفاع مقدس بخشی از ژانر جنگ است، تاکید میکند: موضوع، شخصیت، رویداد و محتوا مختصات و مشخصاتی را در اختیار هنرمند تئاتر دفاع مقدس قرار میدهند که ممکن است وی را محدود کند و خلاقیتها و آزادی عمل وی در پرداخت نمایشی را از میان ببرد.
این کارشناس و پژوهشگر پیشنهاد میکند: شاید یکی از راههای برون رفت از چنین محدودیتی، گسترش دادن و تکثیر ساختمایههای موجود در تئاتر دفاع مقدس در گستره ژانر جنگ باشد.
اما در این میان، علیرضا نادری، نمایشنامه نویس و کارگردانی که در عرصه تئاتر جنگ، کارهایی به یادماندنی انجام داده است، تعریفی وسیعتر برای اینگونه نمایشی ارائه میکند و میگوید: باید بپذیریم اثرات 8 ساله جنگ چنان گسترده و عمیق بوده است که کمتر پدیده، شخص و رویداد امروزی را میتوان یافت که از آن متاثر نباشد.
نویسنده نمایشنامه «پچپچههای پشت خط» ادامه میدهد: ازاینروی هر اثری که به زندگی معاصر مردم ایران در 30 سال اخیر بپردازد، به نوعی در زمره نمایشهای جنگی قرار میگیرد.
آسیبشناسی
در حال حاضر کمتر هنرمند، مدیر یا کارشناسی است که بر کیفیت تئاتر مقاومت ایران مهر تایید بزند. در عرصه آسیبشناسی تئاتر دفاع مقدس، موضوعات و رویکردهای متفاوتی به بحث گذاشته میشوند که از توجه نکردن به موضوع پژوهش تا ضعف نمایشنامهنویسی و سیاستگذاریهای نادرست را در بر میگیرد.
حامد مهدی سقاییان در حالی که اعتقاد دارد با پژوهش میتوان سطحینگری را در تئاتر مقاومت بر طرف کرد، به موضوع مهم دیگری اشاره میکند و میافزاید: تئاتر مقاومت پشتوانه انسانی میخواهد که متاسفانه به دلیل آن که اینگونه نمایشی در دانشگاههای ایران اصلا مورد توجه قرار نمیگیرد، هنرمندان جوان چندان شناختی از آن ندارند.
دبیر علمی چهارمین همایش پژوهش تئاتر مقاومت توضیح میدهد: هیچ یک از واحدهای درسی دانشگاه، ارتباطی با تئاتر مقاومت ندارد و استادان و دانشجویان مگر با علاقه شخصی خود به این موضوع توجه نشان دهند.
وی با تاکید بر این که تئاتر حرفهای ایران بشدت متاثر و وابسته به تئاتر دانشگاهی کشور و حضور اساتید، دانش آموختهها و دانشجویان هنرهای نمایشی است، میگوید: این کاستی و کمبود باعث شده است عرصه تئاتر مقاومت از چنین پشتوانه علمی و هنری بهرهمند نشود و رویکردهای نو و متفاوت را تجربه نکند.
در این میان، سعید شاپوری، نویسنده و کارگردان تئاتر، نظری متفاوت دارد و میگوید: نسل جوان در حال حاضر بخش اعظم بدنه تئاتر را به خود اختصاص داده و از آنجا هم که آنها نه جنگ را دیدهاند و نه آن را حس کردهاند،کارهای ارائه شده در این حوزه بیروح و غیرجذاب شدهاند. یکی از آسیبهای جدی تئاتر دفاع مقدس به نظر من همین مساله است.
اعظم بروجردی، نویسنده و کارگردانی است که نظری تقریبا مشابه با سعید شاپوری دارد و تاکید میکند: بعضی از کسانی که در حوزه تئاتر دفاع مقدس کار میکنند، به عمق موضوع پی نبردهاند. خیلیها شعاری شنیدهاند و حال دارند آن شعار را بازگو میکنند و حقیقت مساله را درک نکردهاند.
محمدرضا الوند، مدرس دانشگاه در بحث آسیبشناسی تئاتر مقاومت، به موردی دیگر اشاره کرده و میافزاید: محدود شدن تئاتر دفاع مقدس به جشنوارهها یکی از آسیبهای جدی این عرصه نمایشی است. تا زمانی که هنرمند خودش را موظف میداند براساس معیارهای رسمی و جشنوارهای کاری را به روی صحنه ببرد، نمیتوانیم منتظر اجرای آثاری متفاوت و ماندگار باشیم.
هوشنگ هیهاوند، هنرمند فعال در حوزه تئاتر دفاع مقدس هم با اشاره به جشنوارهای شدن اینگونه نمایشی اعتقاد دارد: متاسفانه تئاتر دفاع مقدس در طول سال جریان ندارد. اگر این تئاتر فارغ از گرایشهای جناحی به طور مستمر به صحنه بیاید، مطمئن باشید مخاطبان بسیاری خواهد داشت و تماشاگران زیادی را به تالارهای نمایشی میکشاند.
تماشاگرشناسی
با این اظهارنظر هیهاوند، وارد یک بحث جدی میشویم که در این سالها بسیار از آن شنیدهایم: بحران مخاطب در تئاتر مقاومت.
عبدالحی شماسی دراین ارتباط میگوید: تئاتر مقاومت ایران، توان جذب مخاطب را دارد، اما شیوه و قالب ارائه آن باید مورد بازنگری قرار بگیرد.
این نمایشنامهنویس و کارگردان ادامه میدهد: مهمترین علت این وضعیت، نگرش یکجانبه به موضوع دفاع مقدس و مقاومت است که ارائه راهکار برای برون رفت از آن بسیار پیچیده بوده و به پژوهشهای علمی دقیق و عمیق نیاز دارد.
سیروس همتی هم هنرمندی است که تاکید میکند: مردم تئاتر دفاع مقدس را جدی میگیرند، اما متاسفانه به دلیل عدم کیفیت کارهایی که روی صحنه میرود، آنها مدتی است که با این گونه نمایشها قهر کردهاند.
علیرضا اسدی، در توضیح این وضعیت میگوید: مخاطبان انتظار برخورد با موضوعات و رویدادهای متنوعتری را بر صحنههای تئاتر دفاع مقدس دارند و خواستار قالبهای نو هستند.
در مقابل این اظهارات، مهرداد رایانی مخصوص در واکنش به این پرسش که چرا تئاتر دفاع مقدس تماشاگر ندارد، پاسخ میدهد: به نظر من به هیچ وجه این طور نیست و چنین ادعایی را باید با آمار و ارقام دقیق مطرح کرد. استقبال مردم از چند نمایشی که در همین تئاتر شهر به روی صحنه رفتهاند، چنین ادعایی را نقض میکند.
این هنرمند و مدرس تئاتر تصریح میکند: اگر نمایشی خوب باشد، مطمئنا تماشاگر خود را به سالن خواهد آورد و به نظر من در این باره که استقبال از تئاتر دفاع مقدس در چه حدی است، نیازمند یک پژوهش جدی هستم.
مجید شریف خدایی، رئیس سابق مرکز هنرهای نمایشی در این راستا میگوید: اغلب نمایشنامهنویسان و کارگردانهای ما در این حوزه، از انجام مخاطبشناسی آثار خود غافل بودهاند. در واقع آنها کمتر به انواع و اقسام مخاطبان نمایشنامهها یا نمایشهای خود فکر میکنند یا اساسا درباره آن پژوهش نمیکنند.
در همین ارتباط، وی پیشنهاد میدهد: در سطح کلان، مخاطبشناسی و نیازسنجی در حوزه تئاتر دفاع مقدس باید از سوی سیاستگذاران و مدیران فرهنگی صورت بگیرد تا بتوان دوردستها را رصد کرد و مسیر حرکت تئاتر مقاومت را هموار ساخت.
مهدی یاورمنش
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: