در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
اما ظاهرا توانایی من کمتر از آن بود که فکرش را میکردم. بالاخره او تسلیم شد و جان خودش را گرفت و من و دو دخترمان را تنها گذاشت.» آقای «متیوس بیکر» پس از مرگ ناگهانی همسرش کری به عنوان مردی که عزادار غم از دست دادن عزیزش بود معرفی میشد. رفتارهای او نشان میداد که از مرگ زنی که بیش از 10 سال از زندگیاش را با او سپری کرده بسیار ناراحت است و به سختی با این موضوع کنار میآید. اما خیلی زود مرگ «کری» چهره دیگری به خود گرفت. پروندهای که با ادعای خودکشی بودن به عنوان علت مرگ این زن بسته شده بود بار دیگر باز شده و همسر وی آقای «متیوس بیکر» به عنوان قاتل معرفی شد، اتهامی که این مرد با وجود گذشت یک سال از آن هنوز نتوانسته خود را تبرئه کند.
«کری زن بسیار آرامی بود که زندگیاش را خیلی دوست داشت. دخترانمان وابستگی زیادی به او داشتند و اکنون در نبود او دوران بسیار سختی را میگذرانند. از همه چیز بدتر آن است که در دورانی که من باید در کنار فرزندانم باشم تا از آنها حمایت کنم یک تهمت باعث شده تا مدام در دادگاه حاضر شوم و از خودم دفاع کنم. چرا من باید زنی را که مادر دو دختر خردسالم بوده است را به قتل برسانم. کری هرگز کاری نکرد که من با او مشکلی داشته باشم و زندگی کردن با او در طول 10 سال بهترین سالهای عمر من بود. تهمتی که به من زده شده نارواست و من بالاخره خود را تبرئه خواهم کرد. والدین «کری» نمیتوانند واقعیت را بپذیرند که دخترشان بشدت به افسردگی دچار بود و این بیماری در نهایت جان دخترشان را گرفته است. اگر کسی نخواهد حقایق را بپذیرد به دنبال دلایل دیگری میگردد که واقعیت ندارند. درباره من هم همینطور است. خانواده همسرم که نمیخواهند قبول کنند او خودکشی کرده و جان خود را از دست داده است با ادعای این که من او را به قتل رساندهام سعی دارند تا ثابت کنند حقیقت چیز دیگری است. در حالی که حتی از هر کسی بهتر میدانم که همسرم بشدت به افسردگی دچار بود و این قرصهای اعصاب بود که او را نگه داشته بود و بالاخره هم مصرف بیش از حد آن جانش را گرفت.»
«کری» از زمانی که دختر 16 ماههاش را از دست داد بشدت افسرده شد. 10 سال قبل او اولین دخترش «کری» را به دنیا آورد. تا یک سالگی این دختربچه او هیچ مشکلی نداشت و خیلی عادی مثل تمام کودکان دیگر بود.
نشانههای بیماری بعد از یک سالگی او کمکم بروز کردند. پزشکان پس از انجام انواع آزمایشها متوجه شدند که این دختربچه کوچک به تومور بدخیم مغزی دچار است که راهی برای نجات او وجود ندارد. دختر 16 ماهه بود که جان خود را از دست داد و مادرش را در غم عمیقی فرو برد. غمی که همسرش ادعا میکند در نهایت سبب مرگ او شده است.
«او پس از مرگ دخترمان یک آدم دیگر شده بود. با وجود گذشت سالها و علیرغم این که ما صاحب دو دختر دیگر شدیم او همچنان افسرده بود. شبها با صدای گریهاش بیدار میشدم و میشنیدم که اسم دخترمان را صدا میزند. دو دخترم که اکنون «گریس» 7 ساله و «کیسی جین» 9 ساله هستند میتوانند شهادت بدهند که مادرشان از لحاظ روحی در تعادل نبود. او مقدار زیاد قرصهای ضدافسردگی مصرف میکرد اما انگار این اندوه عمیق هرگز از او دست بر نمیداشت. در تمام طول این سالها که ما دخترمان ا از دست دادیم هرگز ندیدم که یکبار از ته دل بخندد و شاد باشد.
در بهترین لحظات خاطرهانگیزی که با 2 دخترمان داشتیم در چشمهایش همیشه غم وجود داشت و این مرا هم آزار میداد اما میدانستم هر چقدر هم که زمان بگذرد او دختر اولمان را فراموش نخواهد کرد و همیشه داغدار اوست.
مصرف قرصها تنها میتوانست باعث آرامش او شود.» ادعاهای آقای بیکر در حالی صورت میگیرد که شواهد و مدارک جدید واقعیات دیگری را در مورد کری نشان میدهند. برخلاف آنچه این مرد ادعا میکند همکارهای «کری» که با او در دبستان محل اشتغالش همراه بودند عنوان میکنند که او زنی بسیار سرحال و شاداب بود که از کار کردن لذت میبرده و به شدت به 2 دخترش علاقهمند بوده است. این در حالی است که تحقیقات پلیس نیز نشان داده که روزی که کری به شکل ناگهانی مفقود شده و جسدش کمی دورتر از محل سکونتشان در تگزاس پیدا شده او قرار مصاحبه برای استخدام در مدرسه ابتدایی دیگری را داشته که بسیار خوب پیش رفته و فرد مصاحبهکننده از او بسیار راضی بوده است. از نظر خانواده کری این امکان ندارد که کسی به شدت دچار افسردگی است بتواند به این خوبی نقش بازی کند که هیچ کس به جز همسر او متوجه بیماری عمیق او نشود. آنها بشدت پرونده مرگ دخترشان را پیگیری میکنند و اعتقاد دارند که نامهای هم که به عنوان نامه خداحافظی از دخترشان پیدا شده متعلق به او نیست و همه اینها نقشههای مردی است که میخواسته همسرش را به دلیل نامعلومی از بین ببرد.
«من نمیدانم آنها چرا فکر میکنند من کری را دوست نداشته و نمیخواستم با او زندگی کنم. اکنون بعد از این که او را از دست دادهام زندگی بسیار سختی دارم. دخترهایم به شدت بیتابی میکنند و در اداره زندگی درماندهام. آنها حتی فکر میکنند نام تایپ شدهای که از کری به جا مانده و به خودکشی کردنش اشاره کرده است را من تهیه کردهام. مگر میشود که من چنین نقشه پیچیدهای را برای قتل زنم طراحی کنم و هیچکس حتی دخترانم نسبت به مرگ مادرشان مشکوک نشوند.
کری مشکل روحی داشت و این را همه میدانستند اما اکنون که وقت قبول واقعیات رسیده است اطرافیانش از آن سر باز میزنند. برای من مهم دخترانم هستند که در آرامش نیستند و من باید برای رسیدن به آنها تا جایی که میتوانم بجنگم و مبارزه کنم. اثبات بیگناهی من طول زیادی نمیکشد و من بالاخره به خانهام باز خواهم گشت. طبق مدارکی که از آقای بیکر جمعآوری شده است او در چند ماه اخیر رفتارهای بسیار مشکوکی از خود نشان میداده است».
چندین نفر از همسایههای این زوج عنوان میکنند که در طول روز که دختران این زوج در مدرسه بودهاند مدام صدای فریادهای دعوای آنان را میشنیدهاند که به شدت با هم بحث میکردهاند و مشخص بوده که بین آنها تفاهمی وجود نداشته است. دوستان نزدیک کری در صحبت با پلیس از این که کری قصد داشته که از همسرش جدا شود و درخواست طلاق کند صحبت کردهاند و گفتهاند که آقای بیکر بشدت فردی دوشخصیتی بوده که رفتارهای غیرعادی از خود نشان داده است و همسرش همواره از این که بچهها را پیش او بگذارد میترسیده است. این مرد ظاهرا چندین بار بر اثر عصبانیت شدید وسایل خانه را شکسته و رفتارهای بسیار خشنی از خود نشان داده که سبب شده کری اعتماد خود را به او از دست بدهد و حتی نتواند او را با بچههایشان تنها بگذارد. «برای اثبات بیگناهی من مدارک زیادی هست که وکیل من در حال جمعآوری آنهاست و تنها کافی است که ثابت شود کری با خوردن تعداد زیاد قرصهای اعصاب شبانه روز را میگذرانده است و آنوقت ثابت میشود من بیگناهم و خوردن تعداد زیاد قرصها با هم مرگ او را رقم زده است. من از این که هم همسرم را از دست دادهام و همچنین تهمتی به من وارد شده بسیار متاسفم و امیدوارم کری خودش به کمکم بیاید».
مترجم: المیرا صدیقی / منبع: سیبیاس نیوز
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: