در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
البته ما فقط لحظاتی از زندگی این 3 نفر را دیدیم و خیلی از لحظاتی را که آنها داشتند هیچ دوربینی ثبت نکرد، کسی نمیداند، مثلا افشین قطبی شبهای سختش را در تهران چگونه گذراند و در آن لحظات قبل از خواب به چه چیزهایی فکر کرد و چقدر حرص خورد و چقدر نقشه کشید یا ویهرا وقتی در کوران مسابقات جام باشگاههای آسیا و لیگ برتر وقتی به اتاقش میرفت و در را پشت سر خودش میبست به چه چیزهای فکر میکرد و چه حرفهایی را به خودش میزد.
یحی گلمحمدی هم مثل بقیه او هم روزها و شبهای بسیاری را در این لیگ گذراند که دیده نشد و اتفاقا در همین لحظات دیده نشده بود که این 3 نفر تصمیمهای مهمشان را گرفتند و با خودشان کنار آمدند تا روز بعد و هفته بعد مهرههایشان را طوری در زمین بچینند که آنها را یک گام به جام قهرمانی نزدیکتر کند.
افشین خان از فرنگ برگشت
تا به حال کمتر مربی فوتبالی بوده که این طور در ایران از پلههای شهرت و محبوبیت بالا برود. چندهفته بعد از ورود قطبی به ایران او در بین هواداران فوتبال آنقدر محبوب شد که برای خودش هم جالب بود.
او بعد از سالها به سرزمین آبا و اجدادیاش برمیگشت و شاید اصلا انتظار نداشت که به این سرعت محبوب قلبها شود، اما شد.
قطبی ویژگیهای زیادی داشت که جمع شدن آنها در کنار هم باعث بالا رفتن دامنه شهرت و محبوبیت او در نزد هواداران فوتبال و نه فقط طرفداران تیم قرمزپوش پایتخت میشد.
او هم به علم روز فوتبال مجهز بود و هم میدانست چطوری باید جلو دوربین ظاهر شود و چطوری باید چه بعد از برد و چه بعد از باخت حرف بزند. به همه اینها لهجه خاص قطبی را اضافه کنید که هنوز هم پس از ماهها زندگی کردن در ایران همان لهجه را دارد.
نتیجههای خوب تیم پرسپولیس در نیم فصل اول هم در مشهور شدن قطبی بیتاثیر نبود. او نیم فصل اول را تنها با یک شکست پشتسر گذاشت و با فاصلهای جالب توجه در صدر جدول ایستاد.کابوسهای او در ایران اما در نیم فصل دوم و پس از چند نتیجه ضعیف شروع شد. کسر 6 امتیاز از تیم قطبی هم مزید بر علت شد تا قلب شیر بازیکنان پرسپولیس در بعضی از بازیها خوابش ببرد و در بعضی از بازیها تبدیل به گربه شود.
با همه اینها، اما پرسپولیس تا آخرین روزهای لیگ جنگید و یک پای جذابیت لیگ امسال بود.
از بغداد تا نصف جهان
ویهرا بعد از این که تیم ملی عراق را به مقام قهرمانی رقابتهای جام ملتهای آسیا رساند به حاشیه رودخانه زاینده رود آمد تا این بار سپاهان را هدایت کند. تیمی که با مربیگری لوکا بوناچیچ به مقام قهرمانی جام حذفی ایران و نایب قهرمانی رقابتهای جام باشگاههای آسیا دست یافته بود.
از همان روزهای اول هم مشخص بود که ویهرا کار سختی را پیش رو دارد. از یک سو باید با حریفان آسیایی دست و پنجه نرم میکرد و از سوی دیگر باید در دو جبهه جام حذفی و لیگ برتر ایران میجنگید.
این برزیلی که هیچکس فکر نمیکرد بتواند عراق را قهرمان جام ملتهای آسیا کند، با هزار امید و آرزو به ایران آمد. چند هفتهای وقت لازم داشت تا بتواند سپاهان را در قالب اندیشههایی که دوست داشت بیاورد، در همین هفتهها بود که با جام باشگاههای آسیا وداع کرد و چسبید به دو جام باقی مانده. ویرا نه مثل بوناچیچ است که خیلیها چشم دیدن عصبانیتش را نداشتند و نه مثل قطبی محبوب قلبهاست، او اما نشان داد که کارش را بلد است.
جوان مثل یحیی
یحیی هم مثل ویهرا از نیمههای راه به جمع مربیان لیگ برتر پیوست. او که بازیکن صبا باطری بود جانشین ضیایی شد تا یکی دیگر از جوانهای فوتبال ایران باشد که روی نیمکت یک تیم لیگ برتری مینشیند.
حضور او در راس کادر فنی تیم صبا باعث شد تا خیلیها از نسل جدید مربیان ایرانی نام ببرند که دورانشان تازه شروع شده و آینده امید بخشی را هم برای فوتبال ایران رقم میزنند.
یحیی گلمحمدی که تجربه زیادی در عرصه باشگاهی و ملی دارد، امسال اولین سال مربیگریاش را با کورس قهرمانی آغاز کرد و باید دید او در سال آینده چکار میکند و چگونه تیمش را هدایت میکند.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: