در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
در مقایسه با سایر رسانههای قدیم و جدید، نیاز رادیو به ارزیابی جامع وضع موجود، نیازی کاملا متفاوت و فوریت آن نیز محسوستر است. ازجمله به این دلیل که رسانههای دیگر، به هر حال مدافعان صریحتر و فعالتری در میان مخاطبان خود دارند و امکان تعامل میان رسانهای نیز بین آنها بیشتر است؛ اما رادیو نه میتواند رویاروی مخاطبان خود بنشیند و نه قادر است در مقابل رقبا قرار گیرد.
صفت بارز «همراهی» که به عنوان شاخصه اصلی رسانه شنیداری شناخته میشود در اینجا ترسیمکننده موقعیت، نیازها و در عین حال امکانات متفاوتی است که به نوبه خود نیاز به شناخته شدن دارند.
همراهی مخاطب با رادیو به گونهای است که در اغلب موارد منجر به یگانگی میشود و اکتفا به گفتن در مقام دفاع از نقش رادیو و لزوم تقویت آن نیز عموما باعث میشود که تفکیکی میان وکیل و موکل (مخاطب و رادیو) صورت نگیرد یا امکانناپذیر به نظر آید.
در عین حال همین صفت «همراهی» تقویتکننده جایگاه نیازهای فطری در تعامل میان رادیو و مخاطب به عنوان یک عامل استمرار همیشگی است که از سویی موجب عمق و تعدد ابعاد رابطه و از سوی دیگر تبدیل به سرمایه دفاع صمیمانه درونی به عنوان عمیقترین نوع دفاع میشود.
دو دوست صمیمی را در نظر بگیرید که عوامل مختلفی ازجمله دوستان متنفذ دیگر موجب قطع یا تضعیف ظاهری رابطه آنان میگردند، اما در عین حال همه میدانند که فاصلههای موقت و ظاهری میان آن دو هرگز دوامپذیر نیست و در واقع دیگران هستند که باید نگران تزلزل جایگاه خود در رقابت با آن دوستی صمیمانه و ریشهدار باشند و بخشی از انرژی خود را صرف این دغدغه کنند.
اکنون رادیو در آستانه درک تازهای از جایگاه خود به عنوان دوست صمیمی مخاطبان است که ظرفیت آن را برای
صمیمی شدن در کمترین زمان با دوستان تازه نیز یادآوری میکند و حاصل این یادآوری اعتماد به نفسی است که رادیو را در جایگاه تدبیر برای احراز و ایفای دوباره نقش پیشگام در میان رسانهها قرار میدهد.
این اعتماد به نفس تازه که اکنون کاملا از میان امواج تعجب و تردید از پیچیده شدن ناگهانی رقابتهای رسانهای سر برآورده و با گرایش مجدد و تشدید شده مخاطبان برای بازیافتن آنچه از دیگر رسانهها نمیتوان به دست آورد همراهی میشود، بویژه از آن رو حائز اهمیت است که نه رنگ تعلل دارد و نه بوی غرور و بیاعتنایی.
در چنین شرایطی است که ارزیابی همه جانبه آنچه در جهان رسانه میگذرد در اجتماعی از صاحبنظران و گردانندگان رادیوها در نقاط مختلف جهان، معنا و اثربخشی مضاعف مییابد و گام گذاردن به عرصه نظریهپردازی با هدف تثبیت و توسعه جایگاه رادیو در سپهر جدید رسانه را با ارائه تعاریف تازه از کاربردها، ضرورتها، الزامات، توقعات مخاطب و عرصههای جدید و قابل شناسایی فعالیت رسانهای پیوند واقعی میبخشد.
این که چنین اتفاقی در کدام نقطه جهان رخ دهد نیز طبیعتا دارای اهمیت و در هدایت مسیر ارزیابیها و نتیجهگیریها موثر است و بیهیچ تعصبی نسبت به سرزمین مادری باید پذیرفت که پیشگامی ایران برای برگزاری اولین کنگره جهانی رادیو، تنها تصمیم و انتخابی یک سویه نیست، بلکه استقبال بیچون و چرای همگان از پیشنهاد ایران و شکلگیری سریع چنین کنفرانسی، در مقایسه با چالشهایی که به طور معمول فراروی اولین دوره برگزاری هرگونه کنگره بینالمللی با موضوعی تا این حد جدی قرار میگیرد، خود گویای نکاتی سزاوار تامل ویژه است؛ از جمله:
1 - نیاز بههماندیشی گردانندگان رادیو در جهان به اندازهای در نقطه عطف توجه این گردانندگان قرار گرفته که جایی برای تعلل در موافقت اصولی با چنین پیشنهادی باقی نمیگذارد.
2 - ابتکار عمل ایرانیان در مدیریت توجه جهانی به مسائل اصلی به حد قابل ستایشی مورد توجه و تایید بینالمللی قرار گرفته و این استقبال میتواند تقدیری از ابتکار عمل موصوف باشد.
3 - تجربه تولد ققنوسوار دوباره رادیو در ایران در سالهای 58 و 68 و آغاز دوران بلوغ مجدد آن در یک دهه اخیر به اندازه خود ما و بلکه بیش از ما مورد توجه جهانیان قرار دارد و علیرغم ملاحظاتی که ممکن است مانع اشاره صریح و علنی به این توجه شده باشند یک نقطه اتکای جدی برای ورود رادیو به مراحل تازه رقابت جهانی با سایر رسانهها تلقی میشود.
4 - معنا گریزی اغلب پیامهای رسانههای جدید و معنویتگرایی روزافزون مردم جهان نه تنها پشتوانهای برای رادیو به عنوان فطریترین رسانه موجود بلکه تقویت کننده معنا و نتایج محتمل و مورد انتظار برگزاری اولین اجلاس بینالمللی رادیو در ایران است.
ایران، هم از نظر دوستان و هم در اندیشه صاحبنظرانی که به رغم تعلق به جناحهای مختلف قدرت جهانی، تعلق اصلیتر و جدیتری به بشریت و فطرت بشری دارند اصلیترین منادی گرایش به معنویت در جهان معاصر است و استقبال کارشناسان رسانهای از دعوت ایران برای حضور در اولین اجلاس بینالمللی رادیو میتواند ملهم از توجه به محوریت فطرتگرایی به عنوان خاستگاه قدرت مجدد رادیو و فراتر از آن تاکیدی بر نیاز همه رسانهها به این امر برای قرار گرفتن در مسیر کارایی طبیعی و کمک به تعالی مخاطبان خود باشد.
حمیدرضا خزایی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: