معمولا هنر و به تعبیر بهتر و دقیقتر هنری که برخاسته از متن جامعه و زمانه خویش باشد میتواند بازتاب دهنده دغدغهها و مسائل روز همان جامعه باشد. حال میخواهم این را بپرسم که با توجه به شرایط فعلی جهان اسلام، نقش عکس را در این زمینه چگونه ارزیابی میکنید؟
برای پاسخ به این پرسش باید مقدمهای بگویم. ببینید مهمترین ویژگی عکس در مقایسه با دیگر هنرها این است که بسیار راحت میتوان با آن ارتباط برقرار کرد. اگر به ریشه هنر عکاسی دقت کنیم و این نکته که عکس از کجا با مردم و خانوادهها ارتباط برقرار کرده و اصولا چگونه وارد زندگی مردم شده است در مییابیم که ما از وقتی متولد میشویم با عکس در ارتباط هستیم. هنگامی که کودکی به دنیا میآید یکی از ابتدایی ترین کارهایمان این است که از او عکس میگیریم و به دیگران نشان میدهیم. به نوعی این عکس سند هویت یک کودک است. حتی شناسنامه و کارت ملی و گواهینامه از این نظر دارای ارزش و اعتبار است که عکس دارند و این عکس است که به ما و به مدارک شخصی ما در زندگی سندیت میدهد و هویت ما را احراز میکند به بیان دیگر، شما برای هر واقعهای اگر سند محکمی بخواهید ارائه کنید عکسی را انتخاب میکنید تا موید و موکد سخنان و دیدگاههای شما باشد. حالا توجه کنید که در جهان بیش از یک میلیارد مسلمان وجود دارد. مردمی که جغرافیا، آیین، سنتها و آداب و رسوم خاص خودشان را در اختیار دارند و عکسی که بخواهد وارد این زندگی و این خانوادههای مسلمان شود میتواند از این پتانسیل عظیم استفاده کند و بسیار هم تاثیر گذار باشد، اصلا خود خانوادههای مسلمان در جهان به واسطه تنوع و گوناگونی بدلیل مشکلات و محرومیتهایشان و ظلمی که بر آنان میشود، میتواند مورد توجه ویژه هنرمندان قرار گیرند.
امروز شاهدیم که غرب با برنامهریزی دقیق و البته فرهنگی، سعی در مخدوش کردن تاریخ و فرهنگ اسلامی دارد و اگر بخواهم نمونههایی را ذکر کنم آخرین آن ساخت فیلم فتنه بود که بسیار مورد انتقاد مسلمانان جهان قرار گرفت. فکر میکنید برگزاری این دست برنامههایی که در سطح بینالمللی به فرهنگ و هنر میپردازند و خاصه دو سالانه عکس چقدر میتواند در مقابله با این روند مفید باشد؟
اتفاقا وقتی که طرح ابتدایی برگزاری دوسالانه عکس جهان اسلام مطرح شد و صحبتهایی که با آقای میرهاشمی داشتیم، این مساله نیز مورد توجه بود، بویژه این که آن زمان فیلم 300 نیز ساخته شده بود و ما نیز به دنبال فرصتی بودیم تا بتوانیم به همان شیوه فرهنگی مقابله کنیم، همان طور که پیش از این نیز اشاره کردم مهمترین ویژگی عکس برقراری ارتباط آسان با مخاطب و سندیت داشتن آن بر پایه واقعیت بود، در حالی که فیلمها، یا کاریکاتورها یا نقاشیها میتوانند تخیلی و غیر واقعی باشند.
ما در این دوسالانه محور را بر خانواده مسلمان قرار دادیم و آثار متعددی با ویژگیهای مختلف از خانوادههای مسلمان به دو سالانه ارسال شد که در نهایت در قالب یک کتاب چاپ میشود و این کتاب با آثاری بینالمللی به عنوان یک سلاح و ابزار فرهنگی میتواند در جهان مورد استفاده قرار گیرد و میتوانیم با یک سندی مبتنی بر واقعیت، ویژگیهای حقیقی خانواده مسلمان را به نمایش بگذاریم.
فکر میکنید چرا بیشتر آثاری که به دو سالانه رسید نگرش منفی داشتند؟ حتی عکاسان مسلمان نیز بیشتر به همان فقر و عقب ماندگی تکیه کرده بودند.
دقیقا برنامهریزی غرب است، چون تا امروز و در جایزههای مختلف و مطرح، اینگونه کارها را درباره مسلمانان پذیرفته و مطرح کرده و جایزه دادهاند و ناخودآگاه، هنرمندان و عکاسان نیز به طرف خلق چنین آثاری میروند. این یک جریان سازی است تا جهان نگاهی عقب افتاده به مسلمانان داشته باشد و ما باید مقابله کنیم. چرا عکس زلزله بم که یک پدر دو قلوهایش را از زیر آوار بیرون میآورد به عنوان عکس دوم word press انتخاب میشود چرا عکس بسیاری از موفقیتهای ما انتخاب نمیشود و مورد توجه جهانی قرار نمیگیرد.
چرا وقتی یک مسلمان موفقیتی نصیبش میشود کمتر به آن پرداخته میشود، ولی اگر یک غیر مسلمان همان موفقیت را کسب کند بشدت کار رسانهای روی آن انجام میدهند؟
ما در دوسالانه به این سمت رفتیم که داوران توجه بیشتری به عکسهای مثبت داشته باشند و این دوسالانه نقاط قوت جهان اسلام را به نمایش بگذارد و امیدوارم این دوسالانه آغازی باشد تا در سالهای بعد، اقتدار و اوج خانواده مسلمان را نشان بدهد.
به بیتوجهی دنیا در برابر افتخار آفرینی مسلمانان اشاره کردید و این که کوشیدهاید این نگاه را تغییر دهید. میخواهم از این حرف شما استفاده کنم و درباره کارکرد رسانهای عکس در جهان امروز از شما بپرسم؛ جهانی که آرام آرام به سمت دهکده شدن حرکت میکند، جهانی که گاه با انتشار یک عکس در کوتاهترین زمان ممکن توجه جهانیان را به موضوعی خاص معطوف میکند؟
عکس رسانهای تعریف خاص خودش را دارد. ما یک عکاسی خبری و ژورنالیستی داریم و یک عکاسی مستند. عکس خبری در یک محدوده خاص زمانی تعریف میشود. پتانسیل عکس خبری در زمان انتشار آن است و یک لحظه از تاریخ را ثبت میکند و در آینده میتوان به عنوان یک سند به آن رجوع کرد؛ به عنوان مثال ارتحال امام(ره) سال 68 خبری بود که بسیارمهم و تاثیر گذار بود، ولی امروز اگر درباره آن از پسر 15 سالهای سوال شود شاید برایش ملموس نباشد، اما اگر تصویر همان مراسم را به او نشان بدهیم فضا برایش بسیار قابل حس و لمس خواهد بود. برای ما در دوسالانه زمان و لحظه مهم نیست. سندیت واقعه مهم است. میخواهیم عکاس با نوع نگاه خودش عکاسی کرده باشد و تاویل و برداشت خودش را نشان دهد و این مستلزم آن است که عکاس دارای شناخت، برنامهریزی و مطالعه باشد.
یعنی شما در دوسالانه به عکاسی خبری توجه نداشتید؟
نه. ما سعی کردیم از هر دو شاخه عکاسی مطبوعاتی و عکس مستند استفاده کنیم. همچنین تک عکس و مجموعه عکس را نیز پذیرفته ایم که بیشتر تک عکسها همان عکسهای خبری هستند که از پتانسیل مستندش استفاده شده و در بخش مجموعه عکس نیز از نامش مشخص است که یک فکر، شناخت و پیش زمینه وجود داشته است.
اگر اجازه دهید از فضای دو سالانه خارج شویم و این سوال را بپرسم که یک عکاس وقتی سراغ محتوا و درونمایه آیینی مثلا مکانهای مورد احترام مسلمانان میرود، این محتوا چه امکاناتی را در اختیار عکاس و هنرمند قرار میدهد که دیگر فضاها قرار نمیدهد؟ مثلا عکاسی از مکه قطعا با عکاسی از برج میلاد تفاوتهایی دارد.
یک مکان به طور خاص هیچ برتری خاصی نسبت به مکان دیگر ندارد و هر دو از یک سری مصالح و مواد تشکیل شدهاند. آنچه باعث برتری و تمایز آنها میشود پیشینه و تاریخی است که از بزرگان دین در آنجا وجود دارد؛ مثلا خانه کعبه به دلیل این که قبله مسلمین جهان است نسبت به مکانهای دیگر، برتری و تمایز دارد. تبلور معنویت به مکانهای دینی فضای روحانی میدهد که میتواند دستمایه خوبی برای عکاس هوشمند باشد که با نگاه دقیق و هوشمندانه جزییاتی را به تصویر بکشد که گاه ما با دید سطحی و ساده به آن نگاه میکنیم.
یکی از آسیبهایی که در هنر دینی وجود دارد به این موضوع باز میگردد که میان هنرمندان بویژه جوانان نسبت به دین و تاریخ اسلام و آثار مکتوب دینی و آیینی از قرآن کریم گرفته تا متون کهن و ارزشمند مذهبی، آشنایی کمتری وجود دارد و این باعث گسست میان فرم و تکنیک و درونمایه شده است.
عکاسی از جمله هنرهایی است که در نگاه اول آسان مینمایاند. در گذشته اگر عکاس از 36 فریم 10 عکس قابل قبول از لحاظ فنی بهدست میآورد، از کار ابراز رضایت داشت. با پیشرفت فناوری و به بازار آمدن دوربینهای دیجیتال با فشردن شاتر دستگاه میتوانید عکس بگیرید بدون نیاز به هیچ دانش قبلی، با به بازار آمدن کارتهای حافظه و ثبت صدها عکس در دقیقه هر فردی میتواند با کمترین دانش عکس بگیرد. اینها زودگذر و سطحی است؛ اما جوهره و اصل عکاسی تاثیرگذاری آن است. عکس موفق عکسی است که باعث فکر و حرکت و ایجاد جریان در افراد شود و این بدون مطالعه و تحقیق اتفاق نمیافتد که البته بخشی از موضوع هم به سفارشدهندگان عکس بر میگردد که به صورت ظاهری عکس اکتفا نکنند، مثلا در عکاسی از مراسم مذهبی مثل عاشورا در یکی از شهرهای ایران مثل اصفهان با دو نگاه میتوان تصویربرداری کرد. تصویر مردم عزادار که در میدان نقش جهان تجمع کردهاند میتواند تصویری از عاشورا باشد در اصفهان.
اما عکاس متفکر میتواند با رفتن به درون دستهها و تصویر برداشتن از نوع خاص لباس، سینه زنی و... در کنار نمادها، کاشیکاریها و فرمهایی که نشاندهنده اصفهان باشد تصویر عمیق و تاثیرگذارتری از همان مراسم ثبت کند.
در دوسالانه عکس جهان اسلام، سعی ما بر آن بوده که با انتخاب موضوع فراخوان در اولین گام، عکاسان را به دید متفاوتتر و جدیدتری نسبت به خانواده و جهان اسلام هدایت کنیم و در مراحل بعد با نوع داوری و کتابی که پس از دوسالانه به مخاطبان ارائه خواهد شد، زاویه دید جدیدتری از خانواده مسلمان را به نمایش بگذاریم.
تغییر نگرش
امروز وقتی به جهان مینگریم یک بخش عمدهای از آن را مسلمانان و خانوادههای مسلمان تشکیل میدهند و متاسفانه وقتی صحبت از مسلمانان میشود آنها را انسانهایی فقیر و با کشورهایی توسعه نیافته و عقب مانده نشان میدهند. پس از فراخوان و هنگامی که عکسها رسیدند متوجه شدیم بیشتر عکسها از بدبختی، فقر، سیل و زلزله و به نوعی تایید کننده آن نگاه منفی بود و برای ما این سوال پیش آمد که آیا خانواده مسلمان خوشی، شادی و آسایش ندارد، حضور در جایگاههای پیشرفته و حساس ندارد در حالی که بسیاری از مفاخر علمی که دنیا را امروز به جلو هدایت میکند مسلمان بودهاند و این نکته بندرت در آثار رسیده وجود داشت. ما سعی کردیم این نگرش را تغییر بدهیم و در انتخاب آثار بیشتر به جنبههای مثبت توجه کردیم و این که نشان دهیم کشورهای مسلمان، عقب افتاده نیستند و در زمینههای مختلف فرهنگی و علمی تاثیر گذارند.
الهام لایقی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم