در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
ثمین، فرزند جبار بود و با جور آشنا. جبر زمانه جسم او را از وطن خویش دور کرد، اما روح او موجد جنب و جوش کودکان هموطنش بود و موجد شادیانههای ناب گوشنواز...
«... سال 1304 در تبریز به دنیا آمدم. دوران خردسالیام در شیراز گذشت. دوره ابتدایی را در تهران به پایان رساندم و از اول متوسطه به هنرستان موسیقی رفتم. در سال 1323 با استفاده از بورس تحصیلی رایگان دولت ترکیه، با دوست بینظیر و بااستعدادم حسین ناصحی، برای تحصیل در رشته کمپوزیسیون به آنکارا رفتیم.
در کنسرواتوار دولتی آنکارا با همسر آیندهام ئولین باغچهبان که یکی از برجستهترین هنرجویان رشته پیانو و آواز بود آشنا شدم. من و ناصحی سال 1328 دوره فوقلیسانس کمپوزیسیون را با درجه یک به پایان رساندیم و به ایران برگشتیم. سال بعد هم همسرم به ایران آمد و هر سه در هنرستان عالی موسیقی استخدام شدیم و در رشتههای تخصصی خود به تدریس پرداختیم...»
بخشی از زندگینامه خودنوشت باغچهبان
ثمین باغچهبان یک استثنا بود، استثنا از وجوه مختلف. او موسیقیدان و آهنگسازی ادیب و نویسنده بود که وجه نویسندگیاش کم از موسیقیاش نبود و چه بسا آثار قلمی او برای مخاطبان ایرانی و فارسیزبانان پرنفوذتر و دلنشینتر باشد.
ذوق سرشار و ذهن خلاقش حتی در نامهها و مراودات معمولی او که برای دوستانش نوشته است، موج میزند.
بیشتر نامههای او حاوی داستانکهای زیبایی است که هر خوانندهای را مجذوب خود میکند. روحیه لطیف و احاطهاش به واژهها و تصویرسازی ماهرانه و موجزگویی از ویژگیهای قلم اوست؛ قطعا ترجمه آثار بزرگانی چون نظام حکمت (شاعر و نمایشنامهنویس)، عزیز نسین (طنزنویس)، یاشار کمال (رماننویس) و... تاثیر بسزایی در افزایش غنای ادبی و قدرت قلم و تخیل او داشته است.
او در قطعهای کوتاه به نام «از درخت بپرس» چنین نوشته است:
«از من نپرس که امروز چه روزی است. من چه میدانم چه روزی است. تو از من بپرس ساعت چنداست، تا فوراً بگویم چه ساعتی است، گرچه ساعتم را نیم ساعتی پیش باز کرده بودم و نمیدانم کجا گذاشتهام...
از من نپرس دیروز چه روزی بود، یا فردا چه روزی است. من از کجا بدانم اسم فردا و پسفردا چیست، یا اسم دیروز و پریروز چه بود. من همین را میدانم که پریروز همان روزی است که رضا طوطی را برد، اما نمیدانم کجا برد. من دیدم که قفس دستش بود و طوطی هم توی قفس بود و داشت میرفت، اما اگر خیلی دلت میخواهد بدانی، رضا را پیدا کن و از خودش بپرس. من همین را میدانم که دیروز هم همان روزی است که سارها از درخت پریدند و رفتند. از من اسم آن روز را نپرس، از من نپرس که کجا رفتند. من همین را میدانم که درختشان را تنها گذاشتند و از روی خرابههای ری گذشتند و دیگر هم پیدایشان نشد، اما اگر خیلی دلت میخواهد بدانی کجا رفتند و چه روزی رفتند، ازخود درخت بپرس. حتماً او اسم آن روز را به یاد دارد، شاید هم بداند سارهایش کجا رفتند و چرا رفتند و چرا برنگشتند...»
او جدای از خلق آثار متعدد در حیطه آهنگسازی و موسیقی، در زمینه فعالیتهای اجرایی نیز فردی خلاق، خستگیناپذیر و پویا بود و در مدتی کوتاه چندین مرکز آموزشی را بنا نهاد و برخی گروههای موسیقی را نیز تاسیس کرد.
فعالیتهای اجرایی ثمین و همسرش
تأسیس کلاس تخصصی آواز در هنرستان عالی موسیقی تهران و تدریس در این کلاس، خوانندگانی پرورش داد که در کشورهای اروپایی موفقیتهای درخشانی به دست آوردند. پایهگذاری کر هنرستان عالی موسیقی تهران و رهبری آن، پایهگذاری چند گروه کر آزاد در خارج از هنرستان و رهبری آنها، تأسیس کر تهران به عنوان یکی از واحدهای رسمی وزارت فرهنگ و هنر آن زمان و رهبری آن، شرکت بسیار موثر در پایهگذاری اپرای تهران، پایهگذاری کر اپرای تهران و رهبری آن، اجرای نقشهای اصلی در اپرای تهران، اجرای رسیتال آواز در تهران، و همچنین در کشورهای دیگر مانند آلمان، اتریش، فرانسه، مجارستان، شوروی و ترکیه، تأسیس هنرستان کر و یک کنسرواتوار شبانه روزی برای یکی از جمعیتهای خیریه، از جمله آن فعالیتهاست.
آثار موسیقایی
برخی از آثار وی در زمینه آهنگسازی که تا سال 1357 ارائه شده است، عبارتند از:
«بومیوار» (سوئیت سمفونیک برای ارکستر) این اثر بیست سال پس از تاریخ ساخت آن برای بار اول در سال 1350 با ارکستر سمفونیک تهران به رهبری حشمت سنجری، و پس از آن با رهبری فرشاد سنجری اجرا شد. «لالایی برای آواز و پیانو»، « دوزلفونت» برای آواز و پیانو، « تنها» برای آواز و پیانو، « تو را میخوام» برای آواز و پیانو شلیل، حمومی، توبیو (ترانههای محلی ایرانی تنظیم برای کر)، تنظیم برای کر و ...
اثر «رنگینکمان» برای ارکستر، کر و صداهای متزو سوپرانو، سوپرانو و باریتون. این اثر، که اشعار آن نیز از باغچهبان است تابستان سال 1357 در وین، با شرکت نوازندگان ارکستر سمفونیک رادیو وین به رهبری توماس کریستیان داوید و گروه کر میترا به رهبری همسرش ئولین باغچهبان در وین اجرا و در پاریس منتشر شد. با این که اثر کاری کلاسیک است، اما با ملودیهای آسان و سادهای که دارد، کودکان را با فرهنگ موسیقی آشنا و عشق به طبیعت، حیوانات، درختها، سبزیها، کوهها، دشت، برف، باران، شورهزارها و شالیزارها را در آنها بیدار میکند.
مظلومیت اجتماعی
مظلومیت باغچهبان در طول فعالیت حرفهای خود از دیگر استثنائاتی است که جای تامل دارد. او در وزارت فرهنگ آن زمان به دلیل آزادگی و پویاییاش مغضوب دستگاه جبار واقع و از تمامی پستهای دولتی معزول شد و زندگیاش را همراه همسر فداکارش از طریق تدریس، ساخت آهنگ، ترجمه و... میگذراند و پس از انقلاب نیز به علت شناخت نداشتن مسوولان وقت از موقعیت او و شرایط سختی که آن زمان برای فعالان عرصه موسیقی پدید آمد، نتوانست از عسرت خلاص شود و بناچار ترک دیار کرد و به ترکیه، موطن همسرش رفت.
هنرمندی تمامعیار
آثار ادبی به جا مانده از باغچهبان بخوبی موید این نکته است که او هنرمندی تمامعیار بود. باغچهبان علاوه بر نوشتن کتاب، مقالاتی برای مطبوعات مینوشت که غالبا در مجله فردوسی، کتاب هفته، روزنامههای به سوی آینده، کیهان و اطلاعات و مجله پیک جوانان به چاپ میرسید. دو مطلب بلند با عناوین «هفت مقاله درباره هفت هنر دستی ایران» و مقاله ارزشمند «درباره الفبای موسیقی» نیز از او به چاپ رسیده است. در ضمن 3 کتاب موسیقی الکترونیک و پنجه انسان، شاطرآقا دست شما درد نکند و چهرههایی از پدرم (کتاب خاطرات) از باغچهبان باقی است.
آثار حوزه کودک و نوجوان
باغچهبان به همان اندازه که در عرصه موسیقی فعال بود در زمینه ادبیات نیز شوق ارائه اثر داشت اما عشق و علاقه وی در زمینه موسیقی و ادبیات کودک مضاعف بود؛ هرچند باغچهبان را در ایران با اثر معروف «رنگینکمان» میشناسند، اما آثار موسیقایی و ادبی او در این حوزه بسیار است که متاسفانه مجال نشر و معرفی پیدا نکرده است؛ «نوروزها و بادبادکها» (کتاب کودک) با نقاشیهای نورالدین زرینکلک که از طرف شورای کتاب کودک به عنوان کتاب برتر سال 1353 برگزیده شد و «نوروزها و مرغی بر شاخه درخت» با نقاشیهای پرویز کلانتری از دیگر آثار قلمی حوزه کودک و نوجوان باغچهبان است که با مضمونی شیرین و آموزنده به فرهنگ، آداب و رسوم ملی ایرانیان برای رده سنی نوجوان پرداخته است؛ جالب آنکه بیشتر مضامینی که او برای این گروه سنی انتخاب میکرد در ارتباط با نوروز، مراسم مرتبط با سال نو و آیینهای شادمانی و امیدبخش بود و جالبتر آنکه وی در آخرین روز حیاتش که مصادف با چهارشنبه آخر سال(1386) بود در حال تصنیف اثری با همین نام «چهارشنبهسوری» از دنیا رفت!
ویژگیهای آثار و تاثیرات بزرگ فعالیت و شخصیت هنری باغچهبان با غفلت همه ما مواجه شد و آنگونه که باید و شاید جامعه فرهنگی و هنری ایران نتوانست با خلاقیتها و ارزش واقعی آثار بسیار زیبای این هنرمند بزرگ آشنا شود.
نامه همسر باغچهبان
پس از درگذشت باغچهبان، همسرش نامهای کوتاه خطاب به ثمین نوشت و در اختیار رسانهها گذاشت:
«ثمین من، خوشگل من، امروز همه دوستدارانت برای خداحافظی با تو در اینجا جمع شدهاند. عشقی که در قلب آنها کاشتهای برگ به برگ سبز شده و گلهای رنگ به رنگ داده است... تو عشق را، محبت را، زیبایی را در موسیقیات و نوشتههایت خلق کردی.
آثارت در خدمت ملت ایران و ترک بوده است و تو در میان مردم جهان برادری را تقویت کردی. همه آثارت همواره انعکاس عشق، محبت، زیبایی و برادری بود. این را روح تو به تو امر میکرد و در این کار چه خوب موفق بودی.
روح پاک بلورینت همواره نسیم آزادی، نسیم عشق و نسیم زیبایی ابدی را تنفس خواهد کرد.
پرواز کن خوشگل نازنینم، پرواز کن، با غرور آهنینت پرواز کن!»
از زبان هنرمندان
گزیده اظهارات برخی از موسیقیدانان را درباره او میخوانیم:
گیتی خسروی: همیشه آهنگهای ثمین باغچهبان و نوشتههای او برایم زیبا و دلنشین بوده است و من سالهاست آنها را در سالنهای مختلف به گوش شنوندگان میرسانم.
امیربکان، مدیر مرکز موسیقی حوزه هنری: استاد باغچهبان با تلاش بسیار در هنرستان عالی موسیقی، شاگردان بسیاری را تحویل جامعه هنر و موسیقی داد؛ شاگردانی که هریک از آنها امروزه از استادان بنام موسیقی هستند که از آن جمله میتوان به استاد محمد نوری اشاره کرد.
مصطفی کمال پورتراب: ثمین باغچهبان از جمله آهنگسازان برجستهای است که مجموع آثارش رنگ و بوی فرهنگ و هنر ایران را دارد و به نوعی هویت ملی ایران را در عرصههای بینالمللی مطرح میکند.
بهمن مهآبادی، سرپرست گروه موسیقی «سل»: «نوروز تو راهه» این عنوان یکی از آهنگهای ثمین باغچهبان برای کودکان ایرانی بود. او در غربت زیست و در حالی که میدانست نوروز در راه است، کولهبار خود را بست و 2 روز مانده به عید، راهی سفر ابدی شد. موسیقی کودک او در رنگینکمان مملو از ایدههای نو و موسیقی متفکرانه برای کودکان ایرانی است که امروز آدمی از این که تا این اندازه درجا زده و حتی از باغچهبان سالیان سال پیش هم عقبتر است از خود شرمگین میشود.
منوچهر صهبایی، رهبر ارکستر سمفونیک تهران: آثار ثمین باغچهبان متاثر از فرهنگ موسیقی ایران بخصوص موسیقی آذری این سرزمین است که اغلب آنها به نوعی واگویه، درددل و حدیث نفس صاحب اثر است.
حمیدرضا عاطفی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: