مجله «یودونا» نیز یکی از نشریاتی است که زیر نظر الموندو چاپ میشود. در تحریریه این مجله به خانم جوان خبرنگاری برمیخوریم که چندی پیش به کشور ما آمده و گفتگویی هم با دختر امام راحل (ره) انجام داده است.« فلورا سهاز» با دیدن هیات رسانهای ایرانی خوشحال میشود. نسخهای از مصاحبه خود با خانم مصطفوی را نشانم میدهد و از این که ما را دیده احساس خوشوقتی میکند. عکس دفتر امام یک صفحه کامل مجله را در بر گرفته. آقای صفری اصرار دارد که در چاپ این چنین عکسی عمدی در کار بوده، اما فلورا میگوید: من احساس کردم عکس قشنگی است. دست آخر هنگام خداحافظی کارت ویزیتش را به من میدهد و از من میخواهد برایش ایمیل بفرستم. به خانم مهراد میگوید که برایم این سخن را ترجمه کند که نظرش درباره زنان ایرانی این است که آنها بسیار فعال و پر انرژی هستند و خود را زیر چادر و روسری حبس نکردهاند!
آقای خیرمند، مرتب به من تذکر میدهد که دیر شده و باید برای بازدید از روزنامه «آ.ب.ث» برویم. از فلوار خداحافظی میکنم و راهی روزنامه سلطنتطلب «آ.ب.ث» که 105 سال سابقه و 260 هزار تیراژ دارد، میشویم.
در بدو ورود ما را از گیت مخصوص عبور میدهند و بعد از چند دقیقه خانمی ما را به دفتر کار رومن پرز مائورا، سردبیر بخش بینالملل روزنامه «آ.ب.ث» راهنمایی میکند. میشود از قیافه خشن و نحوه پذیرایی پیشخدمتان وی به گرایش سلطنتطلبانه او پی برد. آقای سردبیر قبل از هر توضیحی در مقابل هیات رسانهای ایران گاردمیگیرد و از این که در کشور ما خبرنگارش را به خاطر درج یک مقاله درباره ایران اخراج کردهاند، گله میکند. آقای صفری توضیح میدهد که باید دید چه نوع مقالهای بوده است و آقای بهرامپور میپرسد: اگر خبرنگار ایرانی در کشور شما علیه قانون اساسی و دولت و پادشاه شما مطلب دروغ بنویسد، آیا به او اجازه فعالیت میدهید؟
میگوید: ممکن است خبرنگار اشتباه کند، اما نباید مانع فعالیت او شد.
جلسه دیدار با سردبیر «آ.ب.ث» بیشتر به یک میزگرد مناظرهای تبدیل شده است. آقای لاسجردی بحث حمایت روزنامه «آ.ب.ث» از اسرائیل را پیش میکشد و اینکه چگونه صدای مظلومیت فلسطینیان و ستمی که به آنها میشود را نمیشنوند. مائورا سعی میکند توجیه کند و در آخر میگوید: اسرائیل باید به قطعنامههای سازمان ملل پایبند باشد، اما از توضیح درباره نقض حقوق بشر در فلسطین طفره میرود.
صفری میپرسد: اسرائیل با داشتن 200 کلاهک هستهای، ناقض حقوق بشر و جنایتکار است، اما شما از این دولت حمایت میکنید که پاسخ میدهد: من اطلاعی از تعداد کلاهکهای هستهای اسرائیل ندارم!
امروز برنامههایمان کلی با تاخیر انجام میشود. به همین دلیل فرصت نمیکنیم از تحریریه «آ.ب.ث» به رغم اصراری که داریم بازدید کنیم. قرار بعدی بازدید از خبرگزاری خصوصی «اروپاپرس» است. مارتین دکابیس 70 ساله سردبیر اروپاپرس به گرمی از ما استقبال میکند. دفتر کوچک او که افراد گروه به زور در آنجا شدیم، امکانات محدود آن را نمایان میکند، اما دکابیس با حوصله و اشتیاق درباره خبرگزاری تاثیرگذار خود برایمان سخن میگوید.
اروپاپرس 40 دفتر ایالتی و در 25 نقطه جهان دفتر نمایندگی دارد. سردبیر آن مرتب بر استقلال حرفهای اروپاپرس تاکید میکند و میگوید: خبرگزاری «افه» با تغییر دولتها و حاکمیت احزاب سیاسی دچار تغییر و تحول است، اما «اروپاپرس» ثابت و استوار و البته در چارچوب قانون و منافع ملی فعالیت میکند.
به گفته وی، این خبرگزاری 700 نیرو دارد و روزانه 3 خبر درباره ایران را که عمدتا حول محور فعالیت هستهای کشورمان است، روی خروجی خود میفرستد.
گفتگو با «دکابیس» بیش از همه اعضای گروه مورد توجه بهرامی قرار میگیرد. او این خبرگزاری را با ایسنا مقایسه میکند و از سردبیر «اروپاپرس» میپرسد: چگونه میتوانید منتقد دولت باشید و براحتی فعالیت کنید.
دکابیس میگوید: ترس ما در اسپانیا بیشتر از قدرتهای اقتصادی است تا سیاسی، اما به هر حال روزنامهنگار مستقل بدون مشکل نیست.این بار ما مورد سوال سردبیر اروپاپرس قرار میگیریم. او میپرسد: 90 درصد اخبار مربوط به ایران که در اسپانیا منتشر میشود، منفی است. اوضاع چگونه است. بهرامپور برایش از آزادی زنان، حرکت رو به جلو و گام برداشتن در راه توسعه ایران میگوید و او سراپا گوش میدهد.
برنامههای امروز خیلی فشرده تمام میشود. به اتفاق به هتل برمیگردیم تا فردا و روزی دیگر در سرزمین ماتادورها.
زهرا عرب