در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
اولین فیلم سینماییاش را سال 1957 بازی کرد که ایو الگریه کارگردانش بود. او در کمدی فانتزی و ماجراجویانه «آستریکس در بازیهای المپیک» در نقش ژولیوس سزار ظاهر شده است. این فیلم در حال حاضر نمایش موفقیتآمیزی در سینماهای فرانسه دارد.
وقتی بازی در نقش ژولیوس سزار در قسمت سوم مجموعه فیلم «آستریکس و اوبلیکس» به شما پیشنهاد شدچه حسی داشتید؟
باید بگویم آنچه باعث شگفتیام شد نقش ژولیوس سزار و حضور من در این نقش نبود بلکه محتوای کلی خود فیلم برایم جالب توجه بود. تهیهکنندگان این مجموعه فیلم میخواستند قسمت دیگری از آن را تولید کنند و اصرار داشتند که من فیلمنامه را بخوانم، مدتی قبل رسما اعلام کردم که دیگر نمیخواهم جلوی دوربین سینما ظاهر شوم و اصرار آنها برایم جالب بود. بجز نقش کوتاهی که سال 1998 در فیلم «بازیگران» برتران بلیه بازی کردم، سالها بود که از دنیای سینما و فعالیت بازیگری دور بودم. وقتی فیلمنامه را خواندم و آن را بستم به تهیهکنندگان فیلم گفتم در آن بازی میکنم. بههمین سادگی!
چرا؟
فیلمنامه خیلی بامزهای بود و نقش ژولیوس سزار هم نقش خوبی بود. احساس میکردم با یک چنین نقش و فیلمی میتوانم بازگشت خوبی بهدنیای سینما داشته باشم. چند تن از دوستانم هم پس از مطالعه فیلمنامه گفتند اثر با شکوهی است و نقش من خیلی خوب نوشته شده است. پیشنهاد چنین نقشی غیرقابل پیشبینی بود.
ژولیوس سزار نقشی است که افسانه و تصویر محبوب قدیمی شما را مورد مکاشفه قرار میدهد؟
بله و این مهمترین دلیل برای پذیرش بازی در این نقش بود. من بلافاصله بازی در فیلم را قبول کردم. میدانید، این نقش را خیلی بانمک، مفرح و روشنفکرانه دیدم. در داستان فیلم، او موقعیت و جایگاه ویژهای داشت. این نقش خود مرا هم شگفتزده کرد و برایم خیلی جالب بود که میتوانم در این نقش بازی کنم. بازی در این نقش مرا خیلی سرگرم کرد و تصورم این بود که در کارنامه سینماییام حرکت تازهای است. تاقبل از این چنین نقش بامزهای را تجربه نکرده بودم.
بله، در کارنامه سینمایی شما فیلم کمدی زیادی وجود ندارد.
خودم «مستند آدمهای کوچک» و شاید یک فیلم دیگر را به یاد میآورم. اما «آستریکس در بازیهای المپیک» تنها حکم یک فیلم کمدی را ندارد. فیلم جنبهها و بخشهای دیگری هم دارد. در راس همه این مسائل ما سزار را داریم که به هیچوجه یک کاراکتر معمولی نیست!
یکی از بازیگرانی که همیشه الگو و مدلکاری شما بوده مارلون براندو است که سالها قبل نقش سزار را (البته در یک فیلم جدی) بازی کرد.
بله. همان طور که خودتان هم گفتید فیلم او یک کار کمدی نبود و فیلمنامهآن اقتباسی از نوشته کهن و با ارزش ویلیام شکسپیر بود. با این وجود وقتی نقش سزار را بازی میکردم، عکسی از براندو در فیلم شاهکار منکیه ویچ را روی دیوار اتاقم چسبانده بودم. در آن عکس براندو در کنار جان گارفیلد است و حس و حالی واقعی و طبیعی دارد. این عکس را همیشه دوست داشتهام. برای من فیلم «ژولیوس سزار» براندو خود سینماست. در تمام عمرم تاسف این نکته را خوردهام که هیچ وقت نتوانستم با براندو در یک فیلم سینمایی (حتی برای چند دقیقه) همبازی بشوم.
لوکینو ویسکونتی در دهه 60 میخواست اقتباسی از مارسل پروست را با بازی ما دو نفر بسازد که متاسفانه عملی نشد. هر دوی ما آمادگی خود را برای بازی در فیلم او اعلام کردیم، ولی ویسکونتی نتوانست سرمایه لازم را برای ساخت آن فراهم کند. سالها بعد دوباره بحث ساخت آن فیلم مطرح شد و این بار زمانی بود که پسر براندو با مشکلات زیادی روبهرو بود. من برایش یک وکیل خوب پیدا کردم و خانهام را در اختیارش قرار دادم. براندو مردی بزرگ و باور نکردنی بود و مشکلات پسرش ضربه بزرگی به او زد. این ضربه باعث شد، او دیگر نتواند مثل گذشته کار و فعالیت کند. در همان زمان نامهای محبتآمیز برایم نوشت و از من تشکر کرد. هنوز هم این نامه را دارم.
در نسخه جدید «دایره سرخ» هم که بازی میکنید؟
(میخندد) بله. در نسخه اصلی من و ژان گابن بودیم. حالا در نسخه جدید من نقشی را بازی میکنم که گابن در نسخه اصلی داشت. فیلم در کره جنوبی جلوی دوربین میرود و فیلمنامه تفاوتهایی با نسخه قبلی دارد. در رابطه با بازی در این فیلم هم کمی هیجانزده هستم. نسخه اصلی کار بسیار موفقی بود و حالا لقب یک اثر کلاسیک را دارد. امیدوارم نسخه تازه هم به خوبی همان نسخه باشد.
ترجمه: کیکاووس زیاری
کوتاه شده: ازbabelfish.com
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: