خوک وحشی (sus scrofa) یا گراز حیوانی، متعلق به راسته زوج سمان و از خانواده خوکها است که ظاهری کاملا مشخص با جثه بزرگ و گردنی کوتاه دارد. این حیوان دارای پوزه دراز و استوانهای شکل است که در نوک نعلبکی مانند آن سوراخهای بینی قرار گرفته است.
دندانهای نیش بلند، بدنی پوشیده از موهای زبر و چشمهای ریز از مشخصههای بارز این پستاندار است. گراز ایرانی در زمره بزرگترین زیرگونه گرازهای دنیا قرار دارد که با داشتن جثه و دندانهای درشت میتواند به عنوان تروفه (حیوان نر قابل شکاری که به علت کهولت سن و دیگر ویژگیهای زیبایی مانند طول شاخ و دندانها و... برجسته است) شکار شود.
گرازها در مناطقی با امنیت کافی در روز و شب فعال هستند و بهصورت اجتماعی در بیشتر زیستگاهها زندگی میکنند، اما مناطق پرآب با پوشش گیاهی را ترجیح میدهند. زاد و ولد در گرازها بسیار زیاد است و هر بار 8 تا 9 بچه بهدنیا میآورند که در گروه و معمولا به وسیله نرها محافظت میشوند. آنها شناگران ماهری هستند و حس بویایی بسیار قویای دارند و قادرند مواد غذایی موجود در زیرزمین را با استفاده از شامه خود پیدا کنند. گرازها در غذا خوردن سختگیر نیستند و تقریبا هر چیزی را میخورند. از انواع مواد گیاهی، محصولات کشاورزی، میوههای درختان تخم و لارو حشرات گرفته تاجوجه پرندگان با لاشه حیوانات و حتی زبالههای انسانی، اما در میان تمام این فهرست متنوع مواد غذایی به قارچ علاقه زیادی دارند. گراز در طبیعت بسیار مفید است و نقش باغبان جنگل را دارد. این حیوان با پوزه و دندانهای قوی خود در جستجوی غذا و ریشه گیاهان، خاک را زیررو رو میکند و با اینکار باعث هوادهی، حاصلخیزی خاک و نفوذ بذرهای ریخته شده گیاهان کف جنگل به درون خاک میشود و به این ترتیب به رویش گیاهان و شادابی جنگل یا مرتع کمک میکند. حتی در زمستان و مناطق برفگیر که غذای کمی در دسترس حیوانات است، گراز با بههم زدن برف، لارو حشرات را از درون خاک خارج کرده، غذای دیگر جانوران از جمله پرندگانی را که بهدنبال آن راه افتادهاند، تامین میکند.
گراز در برابر انسان
گراز با وجود فواید بسیار برای طبیعت به علت دگرگونی محیط زیست، نابودی جنگلها و تبدیل آنها به زمینهای زراعی،کاهش و از میان رفتن صیادان یا دشمنان طبیعی مانند پلنگ، خرس و گرگ در بیشتر مناطق ایران تبدیل به آفت شده است. این در حالی است که بسیاری از گونههای جانوری ایران به دلیل تخریب و تبدیل محیط زیست در درجه اول و شکار، تور و تلهگذاری در درجه دوم، در معرض نابودی قرار دارند. گراز تنها حیوانی است که به علت بیتوجهی و سوءمدیریت نسل آن نهتنها در معرض انقراض نیست، بلکه روبه ازدیاد است! هوشنگ ضیایی، متخصص و کارشناس حیاتوحش در این خصوص میگوید: گراز معمولا درمناطق جنگلی زندگی میکند و در آنجا به حالت تعادل در میآید، ولی اگر دشمنان طبیعی زیستگاهش از بین برود، جمعیت آن به علت زاد و ولد بالا و مرگ میر کم زیاد میشود و در جستجوی پناهگاه و غذا به مناطق مسکونی بخصوص مزارع هجوم میآورد و خسارات زیادی به محصولات کشاورزی وارد میکند.
این روند در چند سال گذشته آنچنان شتابی به خود گرفته است که حضور گراز در تمام مناطق ایران حتی درمناطق کویری، پارک ملی بمو، جنگلهای حرا که درگذشته فاقد گراز بوده و در خوزستان هم به ثبت رسیده است. به طوری که در آن مناطق نیز صدمات زیادی به مزارع کشاورزی از جمله محصولات نیشکر هفت تپه در خوزستان وارد آورده است. علاوه بر آن طبق گزارشهای سازمان وزارت جهاد کشاورزی، محصولات زراعی برنج در شمال، ذرت در کرمان و مزارع انگور در زنجان هم از دستبرد اینگونه در امان نمانده است.
یکی دیگر از دلایل زیاد شدن گراز حرام بودن گوشت آن است که این مساله در کشورهای غیرمسلمان که خرید و فروش و استفاده از گوشت خوکسانان مرسوم است، براحتی با شکار کنترل میشود. مهندس هوشنگ ضیایی در این باره میگوید: در ایران به دلیل حرام بودن گوشت گراز از نظر شرعی، استفاده از آن فقط برای اقلیتها ممکن است؛ اما پروانه شکاری که سازمان حفاظت محیط زیست در اختیار اقلیتها یا شکارچیان تروفه برای شکار گراز قرار میدهد، بسیار کم است. از اینرو شکار اقتصادی گراز، عامل موثری درکنترل جمعیت آن به حساب نمیآید و تنها راهکنترل جمعیت گراز در شرایط فعلی، شکار حرفهای است که باید از طریق حمایت شکارچیان بومی و محلی و به وسیله آموزش به آنها صورت بگیرد.
وی میافزاید: معمولا افراد محلی آگاهی چندانی در خصوص گونهها و وضعیت اکولوژیکی آنها ندارند و به طور مثال، موقع حمله گرازها به مزرعه، آنهایی را که بزرگترند با تیر میزنند. در نتیجه بچههای گراز زنده میمانند و در اطراف همان ناحیه پخش و گسترده میشوند و نهایتا دوباره به مزرعه حمله میکنند؛ اما اگر در 2 روز متوالی بچههای گراز را شکار کنند، گراز ماده احساس ناامنی میکند و از آنجا دور میشود. یا استفاده از سموم برای کشتن گرازها که به اشتباه در برخی مناطق استفاده میشود.
خود باعث از میان رفتن موجوداتی میشود که از لاشه گراز استفاده میکنند. از این رو تمام مسائل و موارد مشابه نیازمند آموزش و اطلاعرسانی است که باید با حضور کارشناسان و نظارت مسوولان صورت بگیرد.
شکار؛ علیه طبیعت یا برای طبیعت؟
شکار تجربهای است که انسان به خاطر کسب لذت و ارضای یک نیاز درونی در رویارویی داوطلبانه با طبیعت به دست میآورد که عمر آن به درازای عمر بشر است. زیرا بشر زندگی خود را با شکار آغاز کرد و نخستین حرفهای که آموخت شکارگری و اولین آلات و ابزاری را که ساخت، آلات شکار بود. در گذشته به واسطه جمعیت بسیار کم مردم و توان بالای طبیعت در بازسازی آثار تخریبی انسان، اثرات نامطلوب شکار و تخریب زیستگاهها، شکار اثر نامطلوبی بر تنوع حیات وحش یک منطقه بهجا نمیگذاشت. به طوری که در کتابهای تاریخی آمده است، ضلالسلطان پسر ناصرالدین شاه در کتاب تاریخ سرگذشت مسعودی به تفصیل از شکارهای گوناگون خودکه حدود 100 تا 140 سال پیش انجام داده است، حکایت میکند. ازجمله درباره شکار خود در ارتفاعات اردکان فارس میگوید: <شکار شیر هم در اینجا پیدا میشود. قوچ و میش، بز و پازن، کبک، گراز و خرس اینقدر هست که زدنش دیگر اهمیتی ندارد.> یا راجع به تعداد شکار خود در میانکاله مازندران این طور مینویسد: <6 هزار قرقاول، 35 ببر، 18 پلنگ، 150 مرال و شوکای زیاد...> همچنین یکی از پادشاهان مغول هندوستان به نام جهانگیر در طول عمرش، تعداد 3213 چهارپا، 13945 پرنده و در کل 28533 حیوان شکار کرده است که تعداد شکارهای او به دقت در اسناد ضبط و ثبت شده است، اما همین زیادهخواهیها و شکارهای بیرویه، نسل بسیاری از موجودات را در معرض تهدید قرار داد.
امروزه با بهرهبرداری و دستکاری بیش از اندازه انسان در طبیعت و زیادهروی در شکار حیوانات، منابع خدادادی تجدیدناپذیر ازجمله گونههای جانوری در معرض انقراض قرار گرفته که چهبسا بازسازی و برگرداندن آنها در تعدادی از موارد غیرممکن است.
تحقیقات نشان دادهاند طولعمر تقریبی یک گونه بین یک تا 10 میلیون سال است، اما در عصر کنونی روند طبیعی انقراض برای پستانداران، یک پستاندار با نرخ یک گونه، به ازای 400 سال و برای پرندگان هر 200 سال یک گونه است که متاسفانه طی 400 سال اخیر تعداد 58 گونه پستاندار و 115گونه پرنده در سطح کره زمین برای همیشه منقرض شدهاند.
از طرف دیگر در محیطها و زیستگاههایی که به وسیله بشر دستکاری شدهاند، تنها یک راه برای ادامه حیات وحش و بقای آن وجود دارد و آن هم فقط کمک انسان است. در این راه، علاوه بر وضع قوانین در بهرهبرداری پایدار و بازسازی طبیعت و کاهش آلودگی و...، شکار حساب شده آن هم با رعایت شرایط و ضوابط خاص میتوانددر کنترل و بقای برخی گونههای جانوران مورد استفاده قرار بگیرد که نمونه بارز آن گراز است.
همواره پیشگیری بهتر از درمان است؛ پس میتوانیم با تقویت، حفظ و توسعه مناطق چهارگانه سازمان حفاظت محیط زیست، اعمال مدیریت صحیح برای ایجاد توازن طبیعی، کاهش بار آلودگی محیط، آموزش و فرهنگسازی میان مردم در ایجاد عزم ملی درخصوص نگهداری منابع طبیعی برای نسلهای آینده و...، نسل حیوانات را از انقراض نجات دهیم و با جلوگیری از انفجار جمعیت در میان برخی گونهها، مجبور به استفاده از شکار برای نجات طبیعت نشویم. انسان باید به خاطر بیاورد که خود نیز عضوی از طبیعت است که اگر از آن محافظت نکند، خود قربانی آن خواهد شد.
سعیده سیداختیاری
گواردیولا چگونه برترین مربی تاریخ شد؟
بازیکن تیم 98 در گفت و گو با جام جم آنلاین ؛