خارج از جو:
اگر که با همه درگیر گردی
بود بهتر که هی جوگیر گردی
حقیر امروز در کمال جسارت (و با قبول هرگونه خسارت) میخواهم به یکی از ابیات نصیحت آمیز جناب فردوسی که حضرت سعدی هم به پیشواز آن رفته و نقل قول صریح کرده است اشاره کنم و سوال خود را این گونه مطرح نمایم که: جناب فردوسیپور.......ببخشید، جناب فردوسی!....چرا در یکی از ابیات حکیمانه خود توضیح واضحات دادهاید؟ بگذارید اصل بیت را نقل کنم تا دو زاری تلفن ذهن همگانی بیفتد.
به نقل از سعدی:
میازار موری که دانه کش است
که جان دارد و جان شیرین خوش است
توضیحات وارده: در راستای شعر فوقالذکر عجالتا چند سوال اساسی مطرح است:
1- اولا چه کسانی یا چه دستهای پنهانی به شکل مافیا یا باندهای مخوف در کار آزار رسانی بموقع به جماعت زحمتکش مورچگان میباشند؟... یعنی اینقدر بیکاری فشار آورده که به مورچههای بیچاره گیر بدهند؟...الان شما صفحه حوادث هر روزنامهای را که باز کنید، خوشبختانه هیچ خبر و اثری از آزار مورچه نمیبینید. پس پیش کشیدن این موضوع و حساس کردن افکار عمومی نسبت به آن به چه منظوری میتواند صورت گرفته باشد؟
2- با توجه به بار معنایی جدید و مطبوعات ساخته «اذیت و آزار» در پارهای خبرهای حوادثی روزنامهها که به اعمال زشت و محکوم یکسری جوانان گول خورده و بعضا اراذل و اوباش انجام میپذیرد، اطلاق میشود؛ در اینجا پس عبارت «میازار موری» چه معنا و مفهومی پیدا میکند؟
3- چرا باید توضیح واضحات داد؟....خب همه میدانند که اولاً کار مورچه(مور سابق) دانه کشی است و شغل دومی ندارد؛ در ثانی باز هم همه میدانند که هر مورچهای جان دارد و قطعاً هم جان شیرین و عزیز خودش را دوست دارد و از سر راه نیاورده که لگدمال شود. پس بیان این توضیحات واضح به قصد چیست؟ آیا سلطان محمود غزنوی این چیزها حالیش نبوده یا یک چیزهای دیگری در کار بوده که ما از آن بیاطلاعیم؟
حرف آخر: تا همینجا توضیحات سه شد، کافی است. الباقی پرسشهای اصولی و فلسفی ما بماند برای بعد. تا بعد. ضمنا مواظب مورچهها باشید. مورچگان را چو بود اتفاق........و الی آخر.
رضا رفیع