در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
اولین صحنهای که توجه مرا به خود معطوف میکند، یک چادر نسبتا بزرگ یا بهتر بگوییم یک غرفه مجزا در حیات شرقی و بیرونی مصلا است که روی آن تابلوی بزرگ شبکه رادیویی جوان به چشم میخورد. شهرام گیلآبادی مدیر شبکه را میبینم که با چند نفر از همکارانش در شبکه، در حال جور کردن کارها برای آماده کردن غرفه است. با او احوالپرسی میکنم. میخواهم بپرسم مگر این شبکه تافته جدا بافته است که در جایی مجزا برای خود غرفه زده، اما سخنی نمیگویم. چون خودم به این شبکه تعصب و دلبستگی دارم. من از بنیانگذاران این شبکه بودم و چند سال اول کارش مسوولیت گروهی از آن و تعدادی از برنامههایش را داشتم. از گیلآبادی خداحافظی میکنم و به سمت صحن اصلی میروم. عبور از میان جمعیت انبوه آسان نیست. ترافیک جمعیت، سنگین اما روان است! به صحن اصلی میرسم که در جنوب شبستان اصلی قرار گرفته. هوا ابری است و گویی قرار است همین امروز رگبار بهاری را ببینیم. در محوطه باز مصلی چند غرفه به هم چسبیدهاند و سقف همه آنها از چادر است. اولین غرفه، مربوط به اطلاعرسانی نمایشگاه است. علاقهمندان در سه ضلع این مربع ایستادهاند و سوالهای خود را از مسوولان رایانهها میپرسند. همسایه این غرفه، غرفههای رادیویی است. رادیو فرهنگ برای خودش جای بزرگی را گرفته و بساطش را پهن کرده. غرفه رادیو ورزش و رادیو ایران به این غرفه چسبیده. به نظر میرسد ورزشیها کمی دیر جنبیدهاند. چون فضای محدودی در اختیار آنها قرار گرفته. آخرین غرفه رادیوییها که در کنار غرفه رادیو ورزش آماده شده، غرفه رادیو تهران است که خیلی بزرگ است و همواره چند نفر در آن یا قدم میزنند یا نشستهاند و با هم گپ میزنند.
چند فایل و قفسه و یک سماور بزرگ یا بهتر بگویم آب گرمکن بهچشم میخورد. لیوانهای یکبار مصرف و قهوه و چای هم آماده است.
اما جالبترین صحنه در غرفه رادیو تهران، نمایشگاه رادیوهای قدیمی است. بله نمایشگاه رادیو در نمایشگاه کتاب؛ در میدان پانزده خرداد در محل رادیو تهران، از چند سال قبل مکانی را موزه رادیو کردهاند. آنجا انواع رادیوهای بزرگ قدیمی و دیگر تجهیزات فنی رادیو در سالهای دور نگهداری میشود. بهنظر میرسد چند تایی از آنها را به نمایشگاه کتاب آوردهاند. دیدن این رادیوها که روی میزهای زیادی قرار داده شده، برای بازدیدکنندگان از نمایشگاه، بویژه نوجوانان و جوانان جالب است. دختر نوجوانی که به یک رادیوی بزرگ خیره شده به مادرش میگوید: مامان این رادیو از تلویزیون هم بزرگتر است. نمیتونی از این رادیوها بخری که رادیو گوش کنم!؟
یار مهربان، جشن کتاب
بارانی که انتظارش را داشتم، باریدن آغاز کرده و شدت یافته. گروه زیادی از مردمی که جلوی غرفههای رادیویی در رفت و آمد بودند، به داخل غرفهها میآیند. پناهگاه خوبی است.
پس از چند دقیقه، دیگر جای سوزن انداختن نیست. ازدحام مردم در غرفه رادیو ورزش بیشتر است. علتش این است که اینجا کسی مانع آمدن مردم نشده و تازه اگر هم کسی حرفی میزد، در جهت کمک به مردم و راهنمایی آنها به داخل غرفهها بود. پخش برنامههای زنده رادیو ویژه نمایشگاه از ساعت 14 آغاز میشود. حالا ساعت حدود 13 است. پس خوب موقعی باران باریده است.
وقتی پخش برنامهها شروع شود، باید داخل غرفهها خلوت باشد و فقط مجریان و تهیهکننده و دیگر عوامل اصلی برنامهها در غرفه باشند.
برنامه ویژه رادیو ورزش با نام «یار مهربان» از ساعت 14 تا 15 بهطور مستقیم از محل نمایشگاه پخش میشود. از ساعت 30/15 تا 30/16 رادیو ایران برنامه بهشت کتاب را پخش میکند و برنامه رادیو تهران هم از ساعت 30/15 شروع میشود که نامش جشن کتاب است. آقایان اسماعیلی و نجفی مجریان جشن کتاب هستند و آقای اسماعیلپور آن را تهیه میکند.
برنامه ویژه شبکه فرهنگ به مناسبت برپایی نمایشگاه هفت اقلیم است که از ساعت 17 تا 19 پخش میشود. نیلوفر زندیان سردبیر برنامه که از ساعتها قبل در غرفه بوده و در تب و تاب است میگوید: هفت اقلیم یکی از برنامههای روتین شبکه است که در ایام برپایی نمایشگاه بهطور ویژه به این رویداد بزرگ فرهنگی میپردازد و به طور مستقیم از محل نمایشگاه پخش میشود.
به گفته زندیان، سعید شجاعی و عفت رسولی، گویندگان برنامه هستند و مژگان سهرابی کار تهیه آن را بر عهده دارد.
در حالی که ساعت 45/13 است مردم همچنان در غرفههای رادیو تجمع کردهاند. حالا خیلی راحتند و عدهای بساط ناهار خود را روی موکت این غرفهها پهن کردهاند.
از آنجا که در غرفه رادیو ورزش وسایل زیادی نیست و تنها یک میز و چند صندلی آورده شده، فضای خوبی برای مردم است که هم ناهار بخورند و هم در این بعدازظهر بهاری بچههای خود را بخوابانند! چند دقیقه به شروع برنامه «یار مهربان» باقی است.
فرضی مسوول هماهنگی برنامه با عجله از مردم میخواهد غرفه را ترک کنند. البته او از همه آنها عذرخواهی میکند.
باران بند آمده و دیگر ضرورتی نیست که همه در پناه سقف چادری غرفهها بمانند. فاطمه شعبانی گوینده برنامه یار مهربان، به خانمی که کودک پنج شش سالهاش را از خواب ناز بیدار کرده، کمک میکند تا خیلی آرام از غرفه بیرون روند و سپس پشت میکروفن قرار میگیرد تا کارش را شروع کند.
مهدی شکری مسوول برنامه یک جعبه شیرینی آورده و ابتدا به یک بازدیدکننده تعارف میکند و بعد به سراغ همکارانش میرود. حسین معتمد هاشمی یکی از برنامهسازان رادیو هم دیده میشود که به اتفاق مادرش به نمایشگاه آمده. مادرش یک جعبه بیسکویت با خود آورده و میگوید: این را برای بروبچههای رادیو آوردم.
فاطمه شعبانی از او تشکر میکند و جعبه را روی جعبه شیرینی قرار میدهد.
در این لحظه آقایی با شتاب به داخل غرفه میآید و نشانی پیج نمایشگاه را میپرسد. میگویم آقا چی شده؟
پاسخ میدهد من مدرس دانشگاه لرستان هستم. از صبح به اتفاق دوستانم به اینجا آمدهایم. آنها را گم کردهام.
چه طور میشود آنها را از طریق بلندگوهای نمایشگاه صدا زد. میتوانید به من کمک کنید. در این لحظه علی جهانی میگوید: آقا به اطلاعات نمایشگاه مراجعه کنید، اما اگر میخواهید درباره کتاب و کتابخوانی صحبت کنید، ما در خدمت شما هستیم. فقط چند دقیقه اینجا حضور داشته باشید. مدرس دانشگاه تشکر میکند و میگوید: الان تمرکز ندارم و نگران دوستانم هستم.
برنامههای ویژه رادیو هر کدام آیتمهای خاصی دارند و مهمانانی را دعوت کردهاند. قائممقام نمایشگاه در برنامه یار مهربان درباره نمایشگاه بیست و یکم و ویژگیهای آن صحبت میکند. پس از آن کتاب تازهای با عنوان دوهای همگانی معرفی میشود. پس از ارتباط با پخش و 30 ثانیه موسیقی یک ناشر کتابهای ورزشی در کنار مجری برنامه قرار میگیرد و از استقبال مردم از کتابهای عمومی ورزشی میگوید. سپس احدی عضو تیم ملی پینگپنگ به عنوان مهمانی دیگر میآید و چند دقیقهای به سوالهای مجری پاسخ میدهد. او که دانشجوی کارشناسی ارشد در رشته تربیت بدنی است، میگوید: اگر ورزشکاران اهل مطالعه باشند و کتابهای علمی ورزشی بخوانند، در رشته ورزشی خود موفقتر میشوند و اجرای ورزشی آنها بهتر خواهد شد. وی زمینه مورد علاقه خود در مطالعه کتاب را تاریخ ذکر میکند و از علاقهاش به رمانهای تاریخی حرف میزند.
در این لحظه اتفاق جالبی میافتد. روبهروی غرفههای رادیو، چند غرفه کتاب به چشم میخورد که سقف آنجا هم با چادر پوشانده شده است. عده زیادی از پلهها پایین آمده و در هوای آزاد ایستادهاند. ناگهان باد شدیدی به زیر سقف چادری میزند و آب زیادی که در لبه سقف جمع شده، مثل آبشار به پایین میریزد و دهها نفر کاملا خیس میشوند و عدهای دیگر برای آنها دست میزنند. گوینده برنامه «یار مهربان» که در حال اجرای زنده برنامه است، این صحنه را نیز به طور مستقیم گزارش میکند. رحیمی و منفرد گزارشگران برنامه در بیرون از غرفه در حال گفتگو با بازدیدکنندگان هستند. سر رادیوییهای مستقر در نمایشگاه خیلی شلوغ است.
جهانگیر چراتی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: