در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
تماشاگر با حسی کنجکاوانه، خط سرنوشت شخصیتهایی چون ریک، الزا و ویکتور لازلو با بازی بهیادماندنی همفری بوگارت، اینگرید برگمن و پل هنرید را در طول فیلم پیگیری کرده و نگران سرانجام آنان میشود. همین عناصر زنده و پویا در ساختار کازابلانکاست که آن را تبدیل به اثری نامیرا در حافظه تاریخی مخاطبان سینما کرده است. خوشبختانه دوبله فارسی این فیلم در زمره گنجینه تاریخچه دوبلاژ نیز قرار میگیرد که زندهیاد سعید شرافت (1379 1311) این دوبله خاطرهانگیز را برایمان به یادگار نهاده است. ویژگی شاخص مدیر دوبلاژی شرافت را باید در سبک خاص دیالوگنویسیاش جستجو کرد چراکه به اصطلاح با تراش دادن دیالوگهای یک فیلم، سهم انکارناپذیری در ماندگاری آنان داشته است.
تیتراژ ابتدایی فیلم، با موسیقی دلهرهآور و بهکارگیری نغمههای غربی از جانب آهنگسازش، مکس اشتاینر آغاز میشود سپس با تصویری از چرخش کره زمین صدای پرویز ربیعی را میشنویم که میگوید: «با شروع جنگ دوم جهانی در اروپایی که حکم زندان را پیدا کرده بود، چشمان زیادی با امیدواری توام با یاس به سوی...» و از اینجا هنرنمایی زندهیاد شرافت در تنظیم دیالوگها و هدایت گویندگان جهت نقشگویی شروع میشود. بدون شک نحوه نقشگویی هر کدام از صداپیشگان دوبله کازابلانکا، حکم کلاس آموزشی دوبلاژ را دارد. این نکته همواره اشاره شده که صدای حسین عرفانی بهترین گزینه برای دوبله فیلمهای همفری بوگارت است چرا که عرفانی توانسته عناصر وقار، مردانگی و تلخیهای پرسوناژ این هنرپیشه نامدار را در صدایش منعکس کند و بازتاب شمایل مردانه بوگارت شده و تناسب بیچون و چرایی با حالات چهره وی دارد. این نوع نقشگویی عرفانی برایش تعبیری را در میان علاقهمندان به دوبلاژ به ارمغان آورد به نام «صدای بوگارتی» به طوری که چهره بوگارت بدون صدای عرفانی غیرقابل تصور است و اوج درخشش این شاخصه را میتوان در همین دوبله کازابلانکا جستجو کرد. این مهم را میتوان در نوع نقشگویی شهلا ناظریان به جای اینگرید برگمن در نقش الزا لاند نیز تعمیم داد.
ناظریان به خوبی توانسته رازآلودگی و بغض پنهان و آشکار الزا را در صدایش هویدا کند. یکی از لحظات بهیادماندنی دوبله کازابلانکا، سکانس گفتگوی ریک و الزا با اجرای خاطرهانگیز حسین عرفانی و شهلا ناظریان است که با قلم ظریف زندهیاد شرافت تنظیم شده.
الزا: میدونم چقدر ازم دلخوری ولی میخوام به خاطر مسالهای مهمتر دلخوریتیو فراموش کنی ریچارد.
ریک: بازم مجبورم بشنوم که شوهرت چه مرد بزرگیه و به خاطر چه هدفی مبارزه میکنه؟!!
الزا: یک موقعی هدف تو هم بود ریچارد، تو هم به سبک خودت برای این هدف مبارزه میکردی.
ریک: دیگه جز برای خودم برای چیزی مبارزه نمیکنم، خودم تنها هدف جالب برای خودم هستم! شرافت این میزان دقت را برای صدای سایر نقشها نیز لحاظ کرده مانند صدای جنتلمنانه زندهیاد خسرو شایگان به جای پل هنرید در نقش ویکتور لازلو، مازیار بازیاران در نقشهای فراری و اوگارتی، پرویز ربیعی (سروان لویی رنو)، شهروز ملکآرایی (سرگرد اشتراسر و کیفقاپ)، بدری نوراللهی، محمد عبادی، سیامک اطلسی، ناهید شعشعانی و محمد بهرهمندی. از دلایل دیگر در توفیق سعید شرافت در امر مدیر دوبلاژی، تسلط وی بر واژگان فارسی به خاطر دارا بودن مدرک کارشناسی زبان و ادبیات فارسی بود. وی در سال 1334، دوبلاژ را به طور حرفهای آغاز کرد و به جای هنرپیشگانی چون دین مارتین (در فیلم آشپز هنگ)، تروی داناهیو و دانیل ژلن، صداپیشگی نمود، اما خیلی سریع در سال 1338 جذب حرفه مدیر دوبلاژی شد و دیگر کمتر گویندگی انجام داد و تعداد قابل توجهی از فیلمهای مهم و شاخص سینمای جهان چون آناستازیا، برفهای کلیمانجارو، مایرلینگ و ... با مدیریت وی دوبله شد، غلامعلی افشاریه (صدای ماندگار بسیاری از دوبله فیلمهای مستند) که به عنوان گوینده در دوبله آناستازیا همکاری نزدیکی با زندهیاد شرافت داشت، درباره شیوه کار وی میگوید: «معتقدم که مرحوم سعید شرافت حق بزرگی بر گردن دوبلاژ دارند، برای اینکه از نزدیک شاهد بودم که ایشان چه زحمتی را جهت تنظیم دیالوگ برای گویندگان و اصلاح ترجمه فیلمها میکشیدند و به دلیل تسلط بر مقوله زبان، این وسواس و حساسیت را در دوبله فیلم به کار میبردند. ایشان جانش را روی این کار گذاشت، بهطور مثال از ساعت 9 صبح که به استودیو میآمد پشت میز دستگاه موویلا بدون وقفه تا 7 بعدازظهر مینشست و فیلمها را سینک میزد».
شرافت تجربه دوبله سریالهای تلویزیونی را در سالهای قبل و بعد از انقلاب نیز در کارنامهاش دارد که میتوان به دوبله سریال عربی عزالدین قسام، دهکده کوچک (به ماجرای زندگی زوجی جوان در روستای کوچکی در شمال اسکاتلند میپرداخت که منوچهر والیزاده و مینو غزنوی به جای آنان صحبت میکردند) و... اشاره کرد، دوبله بهیادماندنی سریال رویای سبز (با عنوان اصلی آنی از گرین گیبلز)، آخرین سریال با مدیر دوبلاژی زندهیاد شرافت بود.
وی فضای رویاگونه و شاعرانه زندگی یک دختر یتیم به نام آن شرلی (با بازی مگان فلوس) (که مدام شعر میسرایید و از بانوی زیبای شیلوت میگفت) را بسیار باورپذیر ترسیم نمود و صدای مریم شیرزاد بهخوبی بر چهره آن شرلی نشست.
شرافت نهایت دقت را برای صدای سایر نقشها با انتخاب صداهای ماندگار اینچنین اعمال کرد: زندهیاد پروین ملکوتی به جای شخصیت ماریلا کاتبرت، ایرج رضایی (مینو کاتبرت)، رفعت هاشمپور (خانم آلن)، ناهید شعشعانی (خانم استیسی)، پری هاشمی (ریچل لیند)، مهوش افشاری (دیانا)، امیر صمصامی (گیلبرت بلایت) و... این ترکیب فوقالعاده گویندگان امروز کمتر در دوبله سریالهای تلویزیون دیده میشود. با این که سعید شرافت را در اردیبهشت سال 1376 از دست دادیم، اما همچنان حضور مطبوعش را در یادگارهای بجا مانده از وی احساس میکنیم که شاهد این جمله فراموشناشدنی الزا به سام (نوازنده کافه ریچارد در کازابلانکا) هستیم که میگوید: بنواز سام آهنگ «همچنان که زمان میگذرد» همیشه دریغانگیز است.
نیروان غنیپور
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: