در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
غالبا جنبشهای معاصر سیاسی ایران با محوریت علما و دین و مذهب تحلیل شده است؛ اما واقعیت این است که جنبش تنباکو و پس از آن انقلاب مشروطیت به عنوان بزرگترین دستاورد و تحول سیاسی و ماحصل اندیشههای ایرانیان برای بهرهگیری از شرایط مطلوب زیستی، ریشه در عواملی دیگر دارد.
در هر دو رخداد علمای وقت همانند طباطبایی، بهبهانی، محمدکاظم خراسانی، شیخ فضلالله نوری و سرانجام میرزای شیرازی بخصوص در نهضت تنباکو نقش داشتند، همچنین نقش روشنفکران، تجار و کسبه بازار و مردم در ایجاد تحولات فکری و سیاسی و جنبشهای انقلاب عصر قاجار بسیار مهم و محوری و انکارناپذیر است. ما در این گفتار جنبشهای ایران را بخصوص در واقعه تنباکو بر مبنای اندیشههای سیاسی و اجتماعی در ایران که به شکلگیری چنین تحرکات اجتماعی و سیاسی منجر شده مورد تحلیل و بررسی قرار خواهیم داد.
استعمار خارجی
ایران عصر قاجار در صحنه سیاست خارجی و بینالمللی عرصه رقابت قدرتهای استعماری وقت، روسیه تزاری، بریتانیا و بعدها آلمان به عنوان نیروی سوم بود، به طوری که آنها هر چه میخواستند میکردند و به عبارتی فعال مایشاء بودند. بریتانیا اندیشه توسعهطلبانه ملکه ویکتوریا را به مرحله عمل درمیآورد که بر مبنای آن خورشید در وسعت قلمرو بریتانیا غروب نمیکرد.
روسیه تزاری نیز اندیشههای پطر کبیر را دنبال مینمود، یعنی دسترسی به آبهای گرم خلیج فارس. این دو اندیشه استعماری کاملا در تضاد با یکدیگر بود به این معنا که بریتانیا هرگز به روسیه اجازه نمیداد به خلیج فارس و نزدیکی مرزهای هند شریان حیاتی بریتانیا دسترسی پیدا کند.
روسیه نیز نمیتوانست بپذیرد که رقیب دیرینهاش در ایران یکهتاز باشد. بنابراین در یک سیاست همسو، بریتانیا و روسیه همواره خواهان یک ایران ضعیف و عقبمانده و توسریخورده بودند. لیکن چنان که در تحلیل عوامل داخلی خواهیم دید، قشر آگاه و روشنفکر ایرانی هرگز این وضعیت را تحمل نمیکرد و نسبت به این وضعیت واکنش نشان داد.
استعمار کهنه نیز که در فرهنگ اصطلاحات سیاسی، حضور مستقیم کشور استعماری را در سرزمین مستعمره تداعی میکند، به این مساله بیشتر دامن میزد، هرچند خوشبختانه ایران برخلاف بسیاری از کشورها هیچگاه به معنای مرسوم کلمه مستعمره نشده است.
افزون بر این استعمار روسیه و انگلستان هویت فرهنگی و تاریخی ایران را که مردمانش صاحب تمدن و اندیشه و آزادیخواه و خواهان ترقی و پیشرفت بودند نشانه رفته بود. زیرا هویت ایرانیان در این سالها بر مبنای تاریخ گذشتهشان تعریف میشد که پس از مغول در سدههای اخیر و در نتیجه تحولات فوق و اوضاع نابسامان داخلی لگدمال شده بود.
پس یک عامل مهم دیگر در شکلگیری جنبشهای ایران مرتبط با استعمار احیای هویت تاریخی از دست رفته مردم توسط استعمار خارجی و استبداد داخلی بود. اندیشهای که به شکلگیری تحرکات سیاسی و اجتماعی ایران منجر شد از یک جهت با تفکرات تاریخی ایرانیان پیوند میخورد، ایرانی که از آنچه بر سرنوشت او میگذشت، سرخورده شده بود.
استبداد داخلی
استبداد حکومتی بهعلاوه جهل و فقر و بیکفایتی زمامداران عصر قاجار زمینه را برای یورش همهجانبه استعمارگران فراهم کرده بود، از آن گذشته در چنین فضایی هر گونه اندیشه یا عقیدهای که با رویکرد ترقیخواهانه ابراز میشد، در نطفه خفه میگشت. رویکرد ترقیخواهانهای که بر مبنای حقوق و آزادیهای فردی و اجتماعی و در سطح کلان توسعه و پیشرفت ایران از سوی اندیشمندان حوزه سیاست و اجتماع یا احزاب و گروههای سیاسی مطرح میشد.
در نتیجه جامعه به خرمنی از باروت شباهت داشت که هر آن انتظار جرقهای را میکشید. از این دیدگاه جنبش تنباکو نقش همین جرقه را ایفا کرد که بر خرمن استبداد حکومتی داخلی و ترفندهای استعماری خورد.
در جامعه راکد و رخوتزده ایران شور و هیجانی ایجاد کرد که همه قشرهای اجتماعی و احزاب را به واکنش وادار ساخت. پس در این واقعه نقش علما، تجار و بازار، روشنفکران، طبقات مردم و حتی برخی از درباریان و رجال سیاسی وقت به طور توامان قابل بررسی است.
علمای وقت اعلام خطر کردند، مردم، احزاب و گروههای سیاسی و اندیشمندان و... همراهی کردند و سرانجام آیتالله میرزاحسن شیرازی حکم تاریخی خود را به این مضمون: «الیوم استعمال توتون و تنباکو بای نحو کان حرام و در حکم محاربه با امام زمان است» صادر کرد و فتوا داد که اجرای آن بر همگان واجب است و تاثیر زودهنگام آن را شاهد بودیم.
موفقیتآمیز بودن حکم و فراگیری آن علل عمدهای داشت؛ از جمله پایگاه و محبوبیتی که علما نزد مردم داشتند. برای فهم بهتر این قضیه، ما ناچاریم بحثی را در زمینه تاریخ مبارزات علمای شیعه بگشاییم؛ زیرا در حکم بویژه تاکید بر محاربه با امام زمان شده است و این نزد مردم و متفکران ایران که اکثریت آنها را شیعیان تشکیل میدهند، بسیار مهم و قابل تامل است.
مبارزه علما و فقها به عنوان یکی از قشرهای اجتماعی ایران و در نقش پیشوایان دینی و مذهبی از زمانی آغاز شد که در کنار سایر اقشار و طبقات جامعه ایرانی که نام بردیم، در مورد علل و انگیزههای عقبماندگی و توسعهنیافتگی ایران اندیشیدند.
علما و فقها که به نیروی علم و عقل و اندیشه مجهز و در پیشرفت جوامع به عنوان یک ابزار اساسی معتقد بودند، در برابر این تز غربی که بیان میکرد: «عدم پیشرفت کشورهای اسلامی، به علت پایبندی و پیروی آنها از قوانین و ارزشهای دینی شرع اسلام است» واکنش نشان دادند.
بر مبنای این اندیشه، اسلام و پیروان آن کهنهپرست، مخالف ترقی و آزادی، نوگرایی و تحول قلمداد میشدند. یکی از پیشگامان این تفکر که اسلام را احیا کرد و دنبالهروی اندیشه تجدد فکر دینی بود و نقش عمدهای را هم در بیداری ایرانیان ایفا کرد، سیدجمالالدین اسدآبادی بود.
سیدجمال اندیشه بازگشت به اسلام اصیل را در کنار نوگرایی و تجدیدنظر در اصول و روشهای مکتب اسلام برای ترقی و توسعه مطابق زمان ترویج میکرد بنابراین علمای ایران به پروسه تاریخی و مبارزاتی مردم و اندیشمندان و احزاب علیه استعمار وارد شدند. حاصل این مبارزات در نهضتهای مهمی چون جنبش تنباکو، انقلاب مشروطیت و بعدها در نهضت ملی شدن صنعت نفت متجلی شد.
ویژگی دیگر مبارزه علما این بود که اکثریت آنها به طبقه متوسط یا حتی زیر متوسط (از حیث اقتصادی) جامعه ایرانی تعلق داشتند که در زمان جنبش تنباکو و به طور کلی دوره قاجاریه اکثریت مردم ایران را به خود اختصاص میداد. از این رو علما، درد و احساس مردم را درک میکردند و به عنوان پناهگاه مردم به شمار میآمدند.
افزون بر این علما و فقهای شیعه برخلاف اهل سنت، از سیستم سیاسی داخلی و حکومت و استعمار خارجی استقلال داشتند و خارج از بدنه حکومت عمل میکردند. به بیان دیگر، استقلال سیاسی و فکری علما، آزادیخواهان و احزاب از سیستم و نظام سیاسی وقت به معنای عدم مشروعیت آن سیستم بوده است؛ زیرا در ساختار سیاسی و حکومتی ایران، گروههای اخیر پادشاه را نامشروع و غاصب حکومت قلمداد میکردند.
ویژگی سوم که موجب شد علما و گروهها در مسیر مبارزاتیشان موفق عمل کنند، اعتقاد به درست بودن مبارزه، فراغت خیال و برای علما، باز بودن باب اجتهاد در فقه شیعه بود که منجر به رشد و بالندگی مردم، علما و گروهها و به ثمر رسیدن مبارزاتشان شد، همانند جنبش تنباکو که یک کامیابی بزرگ برای مبارزان محسوب میشود.
از این رو استقلال فکری و سیاسی از طبقه حاکم و نیروی خارجی موجب شد این دو جریان به عنوان موانع اصلی رشد، بیداری و توسعهیافتگی و اندیشه ایرانی، در مواجهه با مردم و علما و سرکوبی تفکر و پروسه توسعهیافتگی ایران راه به جایی نبرند.
یکی از اندیشمندان غربی در توصیف نقش سیاسی و اجتماعی علما و فقهای شیعه گفته است: «آنها در بطن مردم زیستهاند... از احساسات تودههای مردم آگاهی دارند... مسجد حلقه ارتباطی مردم و علما و جزء جداییناپذیر زندگی آنها و کانون شکلگیری مبارزات مردمی بوده... مبارزه آنها علیه دولتهای استعماری و مستبد آنقدر مشروع و محکم بوده که در سختترین شرایط نیز مورد توجه و حمایت مردم قرار گرفته است...»
همین پژوهشگر درباره تاثیر و بازتاب جنبش تنباکو در صحنه سیاسی و اجتماعی ایران مینویسد: «اعتراض به امتیاز تنباکو، نخستین جنبش موفقیتآمیز مردم در تاریخ جدید ایران بود که به شکست دولت و پیروزی اعتراضکنندگان در مورد تقاضایشان برای القای همهجانبه امتیاز منجر شد. این موفقیت بیتردید به مخالفان هشیار دولت و تجاوزات خارجی جسارت بخشید تا آنجا که برای نخستین بار دریافتند میتوان در برابر دولت نیز ایستاد، حتی در موضوعی که پای منافع قدرتهای اروپایی در میان باشد. این جنبش متضمن نخستین اتحاد میان علما، اصلاحطلبان متجدد و مردم ناراضی ایران بویژه تجار بود. اتحادی که میبایست مجددا در اعتراضهای بعدی ظاهر شود و در انقلاب مشروطه به ثمر برسد.»
به گفته نیکی آر کدی- (Nekee R. Kedi) تحلیلگر- امتیاز تنباکو آنچنان یکسویه و استعماری بود که در داخل هیات حاکمه انگلستان نیز موجب بروز مخالفت شد. مخالفان کابینه وقت انگلستان این معامله را بیرحمانه و به نفع عدهای انگشتشمار و به معاملات دیرینه کمپانی هند شرقی تشبیهکردند.
تحلیلها و پیامدها
به طور کلی در جمعبندی بحث باید گفت اندیشه ایرانی با یک پیوند به اندیشه تاریخ ایران پیش و پس از اسلام که همواره به سمت ترقی و کمال و رهایی میرفته، از استبداد و بیعدالتی و ظلم بیزار بوده، در هر مقطع از تاریخ در برابر هر آنچه این اندیشه و روح کمالخواهی ایرانی را به چالش میکشیده پایداری کرده است. بدون شک این تفکر که ناشی از ذهن خلاق و قدرت تخیل و آفرینندگی ایرانیان بوده در قیام تنباکو یک بار دیگر و در عصری متفاوت و جدید خود را نشان میدهد و براستی در احیای تفکر و بیداری ایرانیان بسیار اساسی و کلیدی عمل کرد و اگر چنین قیامی و جنبشهای بعدی که مکمل آن بود، رخ نمیداد، معلوم نبود بر سر اندیشه ایرانی و سرنوشت ایرانیان چه میآمد. فردای روز تحریم تنباکو همه قلیانها شکسته شد، شور و شوق سراسر ایران را فراگرفت و پایههای نظام نامشروع بشدت لرزید.
قاسم آخته
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: