در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
شعر دفاع مقدس بیتردید پربارترین شاخه شعر انقلاب اسلامی است. شاخهای که چند صباحی پس از فراگیر شدن ادبیات متعهد منطبق با آرمانهای اسلامی انقلاب جوانه زد و در فاصله بسیار کمی به نوعی جایگاه تنه درخت را پیدا کرد و شعر انقلاب اسلامی با شعر دفاع مقدس تقریبا برابر شد. چراکه دفاع مقدس و پاسداری از آرمانهای انقلابی در برابر هجوم دشمن تا بن دندان مسلح خارجی به نوعی عینیترین دغدغه جوانان شعر انقلاب شد. جریانی که با بضاعت جوان خود، مراحل متفاوتی را از سر گذراند و پس از مدتی آزمون و خطا که لازمه کار جوانان است، نهایتا به مولفههای خاص خود رسید. اگر چه این زمان تقریبا نزدیک به پایان جنگ تحمیلی بود، اما شعر دفاع مقدس با پایان جنگ به پایان نرسید، بلکه در مقاطع مختلف و با تغییرهایی خود را به نیازهای روز نزدیک کرد و همیشه نام خود را اگر چه دیگر نه به عنوان مهمترین جریان، اما به عنوان یکی از جریانهای مهم در متن ادبیات روز نگاه داشت.
در روزهای جنگ، هر چند وقت یک بار شاعران متعهد به خط مقدم میرفتند تا با همراهی شاعران رزمنده آتش شور را در دل رزمندگان شعلهورتر کنند، اما پس از پایان دفاع نظامی از آرمانهای انقلاب، برای حفظ جریان شعر دفاع مقدس احساس میشد همایشهای ادبی باید نقش آن شعرخوانیهای خط مقدمی را بازی کنند؛ با این تفاوت که این بار شاعران باید به خودشان انگیزهها و آرمانها را یادآور شوند. از همان روزهای اول، نهادها و سازمانهای زیادی رسما برای متولیگری این همایشها آمادگی خود را اعلام کردند و همایشهای بسیاری برگزار شد و حتی تا چند دوره هم برگزار شدند؛ اما پس از چند سال تقریبا همه یا بریدند و یا به نفع کنگره سراسری شعر دفاع مقدس میدان را خالی کردند. کنگرهای که هفته گذشته، شانزدهمین دوره خود را در ایلام و با دبیری عبدالجبار کاکایی، شاعر و این روزها ترانهسرای نامآشنا به انجام رساند.
کنگره تغییرها
کنگرهای که پس از یکی، دو بار تعویق و صدالبته با تغییرات قابلتوجهی در مقایسه با دورههای پیشین برگزار شد. 3 تغییر از این میان در سخنان پایانی کاکایی در کنگره هم مورد اشاره قرار گرفتند که درباره آنها ذکر چند نکته قابل توجه است. نکته اول که از سوی کاکایی به عنوان یک نهضت معرفی شد، برگزاری جشنوارههای استانی به عنوان مرحله مقدماتی شرکت در کنگره سراسری بود. این حرکت ذاتا و بدون هیچ تردیدی خوب است؛ چراکه به هر حال باعث پررنگتر شدن فضای ادبی استانهای مختلف کشور میشود. بعضی استانهای کشور با وجود دارا بودن استعدادهای قابل توجه شعری، در طول سال در حسرت تنها یک شب شعر خشک و خالی به سر میبرند. از طرف دیگر، برگزیده شدن برای بویژه شاعران جوان در چنین سطحی هم میتواند بسیار مهم باشد و ایشان را در راه رسیدن به مسیر اصلی و جریان سیال ادبیات ثابت قدمتر کند؛ اما بیتردید حاکم شدن نگاه استانی بر شعر کشور میتواند آسیبهایی را در پی داشته باشد. به طور مثال، بعید است در این میان دبیرخانه مرکزی توانسته باشد بر نحوه کار تمام استانها نظارت مطلوب داشته باشد. ضمن این که با توجه به نوپا بودن جشنوارههای استانی، فراخوانها آنچنان که باید به دست مخاطبان نرسیدند؛ به طوری که دبیرخانه مرکزی نهایتا ناچار شد فراخوان متمرکز و سراسری بدهد. از طرف دیگر، دمیدن در آتش علایق و سلایق منطقهای به نفع ادبیات ملی نیست.
همه این اتفاقات نهایتا سبب شد کنگره شانزدهم با مهمانانی تقریبا 2 برابر هر سال یعنی چیزی حدود 250 نفر در هتل زاگرس ایلام برگزار شود و بسیاری از مهمانان ناچار شوند به شنیدن اشعار دیگران بسنده کنند؛ به طوری که چگونگی چینش شاعرانی که اجرای شعرخوانی داشتند، به یکی از مهمترین دغدغههای برگزارکنندگان در طول برگزاری تبدیل شد. اما در کل به عقیده نگارنده، این دعوت گسترده مزایایش بیش از معایبش بود.
دیگران هم بیایند
دیگر تغییری که در سخنان کاکایی به آن اشاره شد، دعوت رسمی او به عنوان دبیر از جریانهای مختلف و حتی مخالف ادبی برای پیوستن به شانزدهمین کنگره سراسری شعر دفاع مقدس بود. جدا از این که این دعوت برخلاف ادعای کاکایی در شعر برگزیدگان چندان به چشم نمیآمد، نمیتوان چندان متوجه لزوم این پلورالیسم ادبی آن هم با این گستردگی شد. آنچه نمیتوان آن را انکار کرد، آن است که شعر دفاع مقدس جریانی ارزشی، ایدئولوژیک و اصولگراست. دعوت از کسانی که با این اصول مخالفند برای پیوستن به این جریان چه معنا میتواند داشته باشد؟ آن هم امروز و پس از گذشت 20 سال از شلیک آخرین توپ.
واقعیت آن است که دنیای شعر فارسی پس از انقلاب با دنیای هنری چون داستان متفاوت بوده است. در دنیایی چون داستان همه دور یک سفرهاند و با اندکی تفاوت از یک آبشخور فکری استفاده میکنند. در سالهای پس از جنگ، قلمهای بسیاری که سالها از جنگ و رشادتها نوشته بودند، واقعگرایانه به آفتها، تاریکیها و حتی زشتیهای جنگ و نه آرمانهایش هم پرداخت. بسیاری از نویسندگان به ظاهر روشنفکر هم در داستانهای خود به جنگ، حتی به عنوان وضعیت زمانی و مکانی روایت هم شده پرداختند، اما دنیای شعر را حال و هوا بسیار متفاوت بود.
با شروع جنگ، یک طیف از شاعران یعنی همان شاعران متعهد و فرزندان انقلاب شروع به گفتن از پاکیهای رزمندگان و رشادتهای ایشان کردند و دیگران که با ایشان همعقیده نبودند، از کنار جنگ بیتفاوت گذشتند. به همین راحتی. و حتی نظر خود را هم در شعرهایشان درباره جنگ منعکس نکردند. این اتفاق آنقدر فراگیر بود که با گذشت زمان، انگار به همه ثابت شد که برخورد با جنگ در شعر و شعر جنگ باید سپید باشد. چند نفر و چند مجموعه شعر موسوم به شعرهای اعتراض هم آن چنان که باید نه امتداد پیدا کرد و نه بضاعت این امتداد را داشت.
حال و پس از گذشت این همه سال به همین منوال، جریانهای مخالف بیایند و در کنگره شعر دفاع مقدس بنشینند تا پیامآور چه تفکری باشند؟
سکه بازی برای دیگران ممنوع
اما تغییر آخر که کاکایی آن را متذکر شد و از ماهها قبل هم در ذهن و زبان مسوولان بنیاد حفظ آثار و نشر ارزشهای دفاع مقدس بود به قول کاکایی، اعتباری کردن جایزهها بود. یعنی در کنگره شانزدهم همه برگزیدگان و مدعوین جایزهای در حد ربع سکه بهار آزادی دریافت کردند و فهرست 20 نفره نفرات برتر در جوایز مختلف اهدایی در کنگره تنها لوحی و تندیسی اضافه بر آن گرفتند. کاکایی در سخنان پایانی خود سکه بازی و جوایز نقدی را آفت عمده شعر امروز و بویژه شعر جوان دانست. 2 نکته در این میان قابل ذکر است؟ نخست آنکه تا آنجا که من به خاطر دارم، کنگره شعر دفاع مقدس تا دوره چهاردهم دامن خود را از این آفت دور داشته بود و جوایز تقریبا همینگونه و اعتباری! بودند. اما دوره چهاردهم و بویژه دوره پانزدهم و اهدای جوایز گوناگون با موضوعات گوناگون را ماجرا دیگرگون بود.
جالب اینجاست که رکورد این سکهبازیها را جایزه قدس در دوره پانزدهم و ارومیه داراست و جالبتر آنکه یکی از کسانی که آن 3 سکهها را بردند همین عبدالجبار کاکایی عزیز بود. دوم آن که به گمانم در نشست خبری شبهای شهریور سال 85 بود که کاکایی در حضور نمایندگان رسانههای گروهی هدایای کم و برگزیدگان متعدد را غیر منطقی دانست و جایزه شبهای شهریور را هزینه حج عمره (شما نخوانید جایزه نقدی!) به 15 نفر معرفی کرد و این تصمیم را اینگونه توجیه کرد که این 15 نفر به تمام معنا از سوی رسانهها معرفی میشوند و آن روز اصلا دقت نکرد که فاصله شعری جوانان چقدر کمتر از این قانون همه یا هیچ است.
اما چند نکته خارج از تغییرات مورد نظر آقای دبیر.
نخست؛ در دوره سیزدهم و پس از برگزاری 2سال پشت سر هم کنگره سراسری شعر دفاع مقدس در تهران و همزمان با تغییرات در راس بنیاد حفظ آثار و نشر ارزشهای دفاع مقدس، تصمیم بر این شد که مجددا شهرهای مرزی و مناطق عملیاتی 8 سال دفاع مقدس میزبان شاعران و کنگرههای شعر دفاع مقدس باشند. این ایده در سال اول و در اهواز و طلاییه که بیتردید مرکزیت جنگ را داشتهاند، تا حد قابل توجهی جواب داد. اما برگزاری کنگره در قصر شیرین و کرمانشاه، ارومیه و ایلام به دلایل متعدد و شاید مهمتر از همه امکانات پایین اسکانی و رفاهی در شهر، آن چنان مطلوب نبود. هتل زاگرس، محل برگزاری کنگره شانزدهم، در دامنههای زاگرس و 5 کیلومتری خارج از شهر ایلام بود. البته شنیدهها حاکی از آن است که میزبان کنگره 17 که ظاهرا تا پایان سال 87 برگزار میشود، منطقه عملیاتی نخواهد بود و به ظاهر گرگان بیشترین شانس را برای این میزبانی دارد. با توجه به تجربه این سالها، میتوان به این نتیجه رسید که در حال حاضر تنها مناطق عملیاتی جنوب و استان خوزستان که هنوز هم به خوبی حال و هوای جنگ است، بضاعت این میزبانی را دارند.
دوم، امسال تمام سطحهای کنگره با 3موضوع دفاع مقدس، انتفاضه و پایداری و عاشورا برگزار شد. تجربه سال گذشته و این که تنها نفرات برتر یعنی نهایتا 5 نفر از بخشهای غیر دفاع مقدس برای شرکت در کنگره دعوت شده بودند، سبب شد امسال هم استقبال جوانان از بخشهای غیر دفاع مقدس آن چنان که باید نباشد، اما اشعار قرائت شده نشان داد ظاهرا کنگره سراسری شعر دفاع مقدس بنا دارد به معنای واقعی 3 موضوعه بشود که این بیتردید اتفاقی است که به شکوفایی بیشتر این کنگره بزرگ خواهد انجامید.
سوم؛ امسال برای اولین بار در سالهای اخیر، باوجود تاخیر در برگزاری، کتاب کنگره به روزهای برگزاری نرسید. کاظم رستمی، مسوول دبیرخانه دائمی کنگره سراسری شعر دفاع مقدس که بواقع پر تلاشترین است، در برگزاری این کنگره، حجم بالای صفحات کتاب امسال را به واسطه چاپ برگزیدگان استانی علت اصلی این مساله معرفی کرد. بواقع این بار نمیتوان نیمه خالی لیوان را دید. مجموعه اشعار دورههای پیش آن چنان وزین و بموقع میرسیدند که نمیتوان بر این بار انگشت گذاشت و میتوان به قول مسعود امیرخانی، مدیر انتشارات بنیاد اطمینان داشت که مجموعه امسال تا یک ماه دیگر و با کیفیت مطلوب به چاپ میرسد.
چهارم، حضور شاعرانی چون محمدعلی بهمنی و محمد سلمانی در کنگره امسال غنیمتی بود که امیدوارم ادامه یابد.
پنجم، جوانان همچنان به شعر دفاع مقدس اقبال نشان میدهند. اهمیت این نکته را باید بخوبی درک و این روند را تقویت کرد.
محمدرضا شالبافان
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: