جوردن، بیمار روانی یا بازیگر؟

«تنها دلیلی که می‌تواند سبب شود من مادرم را به قتل برسانم فشار روانی است که در دوران بچگی به من وارد کرده است.» این جملات توسط «جوردن جانسون» 23 ساله پسری که متهم است مادرش «ریتا سیلی» را به قتل رسانده نوشته شده و در دادگاه قرائت شده است. جوردن متهم است با ضربات بسیار شدیدی که با چکش به سر مادرش وارد کرده وی را به قتل رسانده و سپس پدرخوانده‌اش را نیز در انباری خانه حبس کرده است.
کد خبر: ۱۷۳۷۰۳

آنچه در پرونده جنجال برانگیز این پسر جوان می‌تواند مهم و او را از حکم حبس ابد یا اعدام نجات دهد آن است که آیا او هنگام انجام این کار از خوب و بد آن مطلع بوده یا این‌که به خاطر سابقه بیماری روانی که در پرونده خود دارد، نمی‌دانسته کاری که می‌کند وحشیانه و اشتباه است و تحت تاثیر مشکلات روحی که به آنها دچار است دست به این کار زده است. آقای «فیل سیلی» پدرخوانده جوردن معتقد است که این پسر 23 ساله گرچه از مشکلات شدید روحی رنج می‌برده است، اما هنگامی که دست به این عمل بسیار زشت زده کاملا از هوش برخوردار بوده و آنقدر می‌دانسته کاری که می‌کند اشتباه بوده که به ناچار پدرخوانده‌اش را در زیرزمین خانه حبس کرد تا نتواند پلیس را از ماجرا مطلع کند. گره‌های زیادی که در پرونده اتهام قتل این پسر وجود دارد باعث شده است که چندین دادگاهی که برای مشخص شدن اتهامات وی تشکیل شده بی‌نتیجه باقی بماند.

 «من مادرم را به قتل رساندم اما به‌خاطر این دست به این‌کار زدم که یک صداهایی که همیشه با من حرف می‌زنند به من اطلاع دادند که اگر من او را به قتل نرسانم او مرا خواهد کشت و به همین خاطر باید او را از بین ببرم. اگر این صداها به من نمی‌گفتند که مادرم قصد قتل مرا دارد من هیچ‌وقت آسیبی به او نمی‌رساندم. من مادرم را دوست داشتم» اظهارات ضد و نقیض جوردن در دادگاه در حالی مرتب تکرار می‌شود که پزشکان هنوز نتوانسته‌اند به‌طور قطع و یقین پاسخ دهند که هنگام وقوع حادثه و زمانی که این پسر 23 ساله ضربات را به سر مادرش فرود می‌آورده است در حالت عادی بوده یا این‌که یکی دیگر از حملات عصبی همیشگی‌اش به او حمله کرده است. اگر پزشکان می‌توانستند پاسخ این سوال را به روشنی مشخص کنند پرونده اتهام جوردن زودتر از اینها بسته می‌شد و اعضای هیات منصفه می‌توانستند در مورد وی تصمیم بگیرند. آنچه در پرونده این پسر درج شده آن است که او از دوران نوجوانی بارها و بارها به‌خاطر شرایط روحی بسیار بدی که داشته به پزشک مراجعه کرده و مادرش او را پیش بهترین متخصصان اعصاب و روان برده است. این پرونده‌ نشان می‌دهد که جوردن از دوران نوجوانی از قرص‌های قوی آرام‌بخش استفاده می‌کرده اما همواره رفتاری غیرعادی داشته است. رفتار غیر عادی او را تمام افرادی که با او در ارتباط بوده‌اند تایید کرده و می‌گویند علی‌رغم این‌که به نظر می‌رسیده او به‌خاطر مصرف قرص‌ها شرایط روحی کاملا کنترل‌ شده‌ای دارد اما نوع نگاه و رفتارهای عجیب و غریبش کاملا نشان می‌داده که او از تعادل روانی برخوردار نیست. یکی از مثال‌هایی که همسایه‌های این خانواده در دادگاه عنوان کردند حرف زدن جوردن با خودش بوده است. آنها مدعی هستند که بارها و بارها این پسر را در حیاط منزلشان دیده‌اند که با خود حرف می‌زده و جواب‌‌های نامفهومی می‌‌داده است. این اظهارات شاهدان باعث شده است که شک پزشکان نسبت به شرایط روانی این پسر بیشتر شود. از سوی دیگر دست‌نوشته‌ای که جوردن آن را خودش نوشته نشان می‌دهد که او از به قتل رساندن مادرش کاملا آگاهی داشته و به خاطر رفتارهایی که در بچگی از مادرش دیده دست به قتل وی زده است. این که او باحالت روانی که داشته توانسته پدر خوانده‌اش را در انباری حبس کند تا به عمل فجیع خود دست بزند می‌تواند نشانه‌ای بر آن باشد که او از روی درک و فهم کامل و با علم بر این که به قتل رساندن مادرش کاری بسیار زشت است، دست به این کار زده و اکنون با تلاش به دیوانه‌خواندن خود می‌خواهد از زیر بار این گناه شانه خالی کند. پدرخوانده جوردن در دادگاه عنوان کرد که آنها سال 2006 و سال 2007 دوبار این پسر را به خاطر شرایط بد روانی که داشته در تیمارستان بستری کرده‌اند. آن زمان به گفته پزشکان او از اسکیزوفرنی رنج می‌برده که قابل کنترل بوده است. بستری شدن جوردن در این بیمارستان‌‌ها مدت زیادی به طول نینجامیده است زیرا هر بار پس از چند روز خوابیدن در تیمارستان و مصرف قرص‌های مختلف رفتار جوردن تا حدود بسیار زیادی بهبود پیدا می‌کرده تا جایی که پزشکان او را مرخص می‌کرده‌اند. دوگانگی در شخصیت جوردن از زمان بچگی‌اش سبب شده که هنوز پزشکان نتوانند مقدار بیماری او را به طور کامل تخمین بزنند و هنوز مشخص نیست که آیا او به طور کامل بیمار است یا این که با تلاش به رفتارهای بیمارگونه سعی به جلب توجه و در نهایت به قتل رساندن مادرش داشته است.

«من مادرم را دوست داشتم. او زن خوبی بود و همیشه به من می‌گفت حاضر است به خاطر من همه کاری را بکند.

من به خاطر جدا شدن او از پدرم همیشه از دستش عصبانی بودم و به او می‌گفتم دلم نمی‌خواهد دیگر هیچ وقت او را ببخشم، اما از این که خیلی خوب از من نگهداری می‌کرد هم خوشحال می‌شدم. او و «فیل» همیشه هر چه را که دوست داشتم برای من می‌خریدند و به جاهایی که خیلی خوش می‌گذراندیم می‌بردند. مادرم به من می‌گفت که من پسر خیلی خوبی هستم که به من افتخار می‌کند».

حرف‌های دوگانه جوردن در دادگاه همه چیز را در مورد او تغییر می‌دهد. هر بار که اعضای هیات منصفه و آقای «فیل سیلی» همسر دوم مقتول تصور می‌کنند که این بار نتیجه‌ای از دادگاه حاصل می‌شود حرف‌های ضد و نقیض جوردن آنها را بار دیگر به گمراهی می‌کشاند. طبق آنچه که در دستور کار پلیس قرار دارد اگر ثابت شود که جوردن هنگام ارتکاب به قتل آگاهی از کار زشت خود نداشته و به گفته خودش به صداهایی که می‌شنیده گوش فرا داده و دست به قتل زده است او باید به تیمارستان منتقل شده و تحت مداوا قرار بگیرد و نمی‌توان حکمی همچون حبس ابد یا اعدام برای یک بیمار روانی در نظر گرفت. از طرف دیگر آزمایشات و ملاقات‌های پزشکان با این پسر جوان نیز نشان‌دهنده آن است که او آنقدرها هم که تصور می‌شود وضعیت روانی بدی ندارد و پیش از آن که از نظر روحی آسیب‌دیده باشد تظاهر به دیوانگی می‌کند. گریه‌هایی که او در دادگاه می‌کند و التماس می‌کند او را ببخشند صحنه‌ای است که هر بار اعضای هیات منصفه با آن مواجه می‌شوند. ابراز ناراحتی شدیدی که جوردن نسبت به مرگ مادرش می‌کند، شک را برمی‌انگیزد که او واقعا زمان ارتکاب به قتل حالت عادی نداشته و اکنون که متوجه کارش شده بشدت متاثر است. پلیس وقت زیادی را صرف کرده تا معمای این قتل را کشف کند و پزشکان هم بزودی رای خود را در مورد بیماری این پسر اعلام خواهند کرد».

مترجم: المیرا صدیقی‌
منبع‌: سی‌بی‌اس نیوز

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها