امر آمیزش جنسی از طریق شرعی ، تحریم طلاق از طرف کلیسا، زن را قرین و همواره شیطان شمردن و عنوان اغواگر و فریب دهنده به او دادن و سایر عناوین که این امر منجر به بروز عقده های جنسی می شده است ، یکی از آموزه های لیبرالیسم و تجدد و روشنفکری ، نفی هرگونه سنت قدیمی و بالاتر از آن ضدارزش بودن پایبندی به سنت و پسندیده و مطلوب بودن هر نوع تجدد و نوآوری بود که لازمه آن ترویج مخالفت با سنن قدیمی و پابرجا و موروثه ازدواج بود. علاوه بر این تحولات اخیر جامعه امریکا بروز برخی تعارضات گسترده در عرصه اجتماعی که بخش اعظمی از آن با وجود پنهان کاری رسانه های خبری غرب ناشی از ترویج تروریسم و جنایت های سازمان یافته در غرب بود، باعث افزایش روند فرسایش و اضمحلال بنیاد خانواده در غرب شده است.
شعارهای غربی
دکتر مهدوی جامعه شناس ، می گوید: ترویج شعار برابری همه انسان ها بدون داشتن هیچ گونه توجیه هستی شناسانه و واقع بینانه بر صحت این شعار غربیها که نتیجه نفی اختلافات افراد و تفاوت های آنها و بالاتر از آن نادیده گرفتن تفاوت های تکوینی بسیار روشن و بدیهی میان انسانها و بخصوص زن و مرد بود. وی می افزاید: ثمره بسیار طبیعی و روشن این مقدمات ، پشت پا زدن به تمامی سنن ، آداب ، قواعد و قوانین اجتماعی زن و مرد و شعار تساوی زن و مرد و نبودن هیچ گونه موازنه منطقی میان افکار مناسب با زن و اعمال و افعال و مشاغل مناسب با خصوصیات تکوینی زن و مرد از یک طرف و غیرمنطقی جلوه دادن آداب و سنن مربوط به ازدواج مورد پسند دین از طرف دیگر و در یک کلمه به وجود آمدن هرج و مرج جنسی و بحران روابط خانوادگی شد. دکتر مهدوی از سست شدن پیوند عاطفی میان زن و شوهر و رواج چند همسری و آزادی روابط جنسی در خارج از محدوده خانواده و مجاز بودن هرگونه روابط جنسی در چارچوب رضایت طرفین را به عنوان عوارض اصلی بروز
حوادث امروز تروریستی در امریکا و سایر تبعات منفی آن در غرب می داند و اظهار می دارد: از دیگر تبعات این
حوادث امروز در غرب می توان به آزادی روابط جنسی پیش از ازدواج و تنزل شان ازدواج که به یک نوع قرارداد عادی و پیش پا افتاده ، مثل این که دو نفر می خواهند چند صباحی زیر یک سقف با هم زندگی کنند و به تعبیری با هم ، هم منزل شوند، اشاره کرد.
خانه یا خوابگاه
از دیگر تبعات منفی این مسائل رواج فردیت در امر اقتصاد، داشتن شغل و درآمد مستقل و در نهایت خانه به عنوان خوابگاه مشترک و خرج خانواده از محل درآمد مستقل زن و مرد به صورت مشترک و متناسب با خرج هر شخص در خانه تامین شده و زن و مرد به طور جداگانه درآمد مازاد بر مصرف را برای شخص خودش ذخیره می کنند، است . دکتر «حسین هدایتی» روانپزشک در این خصوص معتقد است : «رواج بی مسوولیتی و بی تعهد بارآمدن افراد به دلیل قبول نکردن کوچکترین تعهد در مقابل افراد خانواده و بی تفاوت بارآمدن افراد در مقابل تمام افراد جامعه و حاکم شدن روح بی تفاوتی ، بی حسی و بی عاطفی در جامعه می تواند از عوارض ویرانگر بر بنیان خانواده های غرب باشد.» وی همچنین می گوید: رواج برخورد ماشینی و درنظرنگرفتن عواطف افراد و بی ارزش جلوه کردن برخوردهای عاطفی و احساسی ، پاره شدن پرده حیا و شیوع بی عفتی و کناررفتن هرگونه پرده و شکسته شدن حریم فردی تا حدود زیادی حاشیه امنیت جامعه غرب را در مقابل آسیب های فراگیر اجتماعی آن تهدید کرده است.
پناه بردن به حیوانات
دکتر هدایتی به اختلال فزاینده حیوان دوستی نزد خانواده های غربی و بالارفتن فروش سگ در غرب اشاره می کند و می افزاید: پناه بردن به حیوانات بخصوص سگها برای پرکردن خلائ عاطفی و کمبود محبت به جایی رسیده است که حتی عده ای ترجیح می دهند با سگ دوست شوند تا با انسان و حتی آن را ورثه خود نیز انتخاب می کنند و همچنین خرج هزینه های سنگین برای آرایش و تغذیه سگها و پرداختن عده ای به فن آرایش سگها به دلیل داشتن درآمد زیاد این کار با توجه به مادیگرایی و پول پرستی زاده فرهنگ غرب و نیز احداث قبرستان های مخصوص سگها و مشغول شدن عده ای به کفن و دفن این حیوان و به دست آوردن درآمد کلان از این راه ، خود تبدیل به یکی از مشاغل اصلی در غرب شده است . بی معنا و بی مبنا جلوه گرشدن پایبندی به ارزشهای سنتی و ملقب به لقب متحجر، خشک و عقب مانده شدن افراد پایبند به این ارزشها، نبود هیچ گونه توجیه معقول برای ترویج اخلاق ، آداب خانوادگی ، توجیه های تربیتی و قواعد لازم الرعایه زناشویی ، ازدیاد روزافزون بیماری های مقاربتی و اختصاص بیمارستان هایی که به این امراض اختصاص دارند به همراه متخصصانی که به طور تخصصی این کار را انجام می دهند و چندین عواقب وحشت زای دیگر، همه جزو عوامل اصلی بروز عواقب سوءخانوادگی در غرب است که تامل در آنها نیازمند زمان بیشتری است .