در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
سیر موسیقی سالیان اخیر، بویژه تفاوتهای آن قبل و بعد از تاسیس خانه موسیقی چگونه بوده است؟
متاسفانه برخی مسوولان و کارگزاران دولتی درک درستی از موسیقی ندارند و مدافع واقعی موسیقی ارزشمند نیستند؛ حتی بعد از 30 سال، هنوز تعریف هنر موسیقی گنگ است، این که موسیقی هنری چیست یا موسیقی فاخر کدام است و... تعریفی در دست نیست؛ جالب آن که از طریق ارگانهای مختلف موسیقایی هم رنگ و بوی آن را حس نمیکنید؛ البته یک سری برنامههای رادیویی نیمهشب هست که میخواهند در این زمینه فعالیت کنند؛ اما آنها هم به علت نداشتن مدیریت و برنامهریزی مناسب راه به جایی نمیبرند.
از دیگرسو، متاسفانه هر تهیهکنندهای به خودش اجازه میدهد درباره موسیقی اظهارنظر کنند؛ نهتنها آنها بلکه در بسیاری جاها براحتی درباره موسیقی اظهارنظر میشود. در صورتی که در پزشکی یا سیاست، افراد غیرمتخصص چنین با جسارت نظر کارشناسی نمیدهند.
چه کار باید کرد؟
به نظرم خانه موسیقی میتواند در این زمینه مشاوران خوبی برای مدیران باشد.
اما به خود این خانه هم انتقاداتی هست، نظر شما در این باره چیست؟
بله. این انتقادات همیشه بوده است اما باید درباره آن به نکاتی توجه داشته باشیم؛ از نکات بسیار مثبت خانه موسیقی این است که آنجا ارگانی نیست که مال شخص باشد؛ خانه در واقع خانه و وطن همه موسیقیدانان است هرچند که ممکن است هرازگاهی سیاستهایش و اجرائیاتش دچار گرایشهایی شود؛ اما آن هم طبیعی است چراکه در هر انتخاباتی و در هر تغییر و تحولی طبعا گرایشهایی هم پدید میآید.
همان طور که مردم مملکت و میهنشان را دوست دارند، هنرمندان هم با غلظت بیشتری این حس میهندوستی را دارند و اگر صحبتی میشود و انتقادی هست، علتش این است که شاید گمان میکنیم ما دلسوزتر از بقیه هستیم.
قبل از پرداختن به انتقادات شما به عنوان نخستین مدیرعامل خانه موسیقی درباره تشکیل این خانه چه نظری دارید؟
بعد از انقلاب ایجاد خانه موسیقی یک ضرورت اجتماعی و تاریخی بود؛ اساسا تمام هنرمندان با یک دغدغه دائمی زندگی میکنند و هنگامی که مسائل اجتماعی به آن اضافه میشود، اهمیت مضاعف پیدا میکند؛ در عرصه موسیقی هنرمندان با مشکلات زیادی مواجه بوده و هستند و طبیعتا وجود ارگان و نهادی که از جنس خودشان باشد و بتواند آنها را درک و به مسائل آنها رسیدگی کند بسیار مهم است؛ خیلی وقتها پیشکسوتها فراموش میشدند و مشکلات و مسائل زیادی وجود داشت که ایجاد خانه موسیقی در این مسیر شکل گرفت.
درخصوص انجام این وظایف آیا خانه موسیقی موفق بوده است؟
در سال گذشته مسوولیتی که خانه موسیقی به عهده گرفت خیلی مهم و خوب بود؛ برگزاری کنسرتها و حمایت معنوی از هنرمندان ازجمله کارهای خوبی بود که در این خانه انجام شد. همان طور که میدانید، شرایط برگزاری کنسرت بسیار سخت است و خود من تا آخرین زخمهای که به ساز میزنم نمیتوانم بگویم که کنسرت برگزار شد؛ اما در سال گذشته با خیالی آسوده کنسرت گروه همآوایان را برگزار کردم.
از زمانی که مدیرعامل خانه بودید و طرحهایی که داشتید و اینک که خانه را در این وضعیت میبینید چه برداشتی دارید؟ اصولا شما چه دورنمایی را برای خانه موسیقی ترسیم میکنید؟
آن موقع که من مدیرعامل بودم، اوضاع با امروز کاملا فرق میکرد. الان گفته میشود خانه حدود 8 هزار نفر عضو دارد. این تعداد خیلی شوقآور است و این که این تعداد به هنر ارزشمندی چون موسیقی اعتقاد دارند و گردهم آمدهاند باور نکردنی است؛ اما من میگویم بیاییم یک کاری بکنیم (این که میگویم بیاییم منظورم هم به دولت است و هم به ملت و هم به هنرمندان).
بیاییم خانه موسیقی را از کارهای ابتدایی فارغ کنیم؛ امروزه در هر جامعه مترقی همه افراد بیمه هستند و از مزایای اولیه زندگی برخوردارند، خانه موسیقی در این سالها درگیر بیمه اعضا بوده و بسیاری از اعضایش را هم بیمه کرده است، دستشان درد نکند.
من میدانم این کارها خیلی دوندگی دارد، ولی خانه موسیقی باید از این پس بیشتر به اعتلای موسیقی بیندیشد. باید برای رادیو و تلویزیون و تمام ارگانهایی که با موسیقی سروکار دارند راهنما باشد؛ ما باید تجربیات خودمان را به دیگران منتقل کنیم ما هنوز خیلی مشکل داریم.
از دیگر انتقاداتی که شاید از بدو تاسیس خانه به آن شده است، این بوده که میگویند خانه موسیقی وابسته به دولت و حیات خلوت است. در این باره چه نظری دارید؟
هر کسی که انتقاد میکند ابتدا باید راه درست را نشان و پیشنهادش را ارائه دهد. در جامعه ما این عادت هست که ما از همه چیز ایراد میگیریم. وقتی به خانه موسیقی میتوپیم و آن را به باد انتقاد میگیریم، باید ببینیم ما چه نقشی در آن داریم؛ بیشتر آن کسانی که انتقاد میکنند اگر نزدیک شوند و با مشکلات آشنا شوند آن وقت از ذره ذره پیشرفت آن خرسند میشوند... اما درباره این صحبت و این سوال که خانه حیات خلوت است من نمیدانم این انتقاد را باید به خانه موسیقی کرد یا به دولت؟! آیا یک نهاد صنفی مستقل این آزادی را دارد که برای خودش تصمیم بگیرد یا نه؟ اگر ارگان یا یک نهاد مدنی هست که براساس رای اعضا اداره میشود و میخواهد روی پای خودش بایستد و جدای از سیاستهای دولت در عرصه فرهنگ و هنر فعالیت کند ما باید آن را وابسته دولت بکنیم؟ چرا باید چنین کاری کرد؟ خانه موسیقی از موسیقیدانانی تشکیل میشود که هیچ اصراری ندارند دولتی باشند؛ حال اگر این اتفاق بیفتد آن اشکال از نهاد نیست، بلکه اشکال از دولت است که میخواهد همه چیز را دولتی کند. بنابراین ایراد به خانه موسیقی نیست بلکه ایراد اصلی به قانون و قواعد اجتماعی ما بازمیگردد. در واقع اگر دولت به مردم اعتماد داشته باشد و هر کاری را به متخصصان بسپرد، مشکلات حل میشود.
پس شما مستقل شدن یا نشدن خانه را در عملکرد دولت میدانید؟
به نظر من پایه اصلی و شرط اساسی برای استقلال هر تشکلی استقلال اقتصادی است؛ باید اول ببینیم خانه موسیقی میتواند درآمد کافی داشته باشد و به استقلال اقتصادی برسد؟ یکی از راههای کسب درآمد برگزاری کنسرتهاست. البته راههای دیگری هم میشود پیدا کرد. به عنوان مثال اگر خانه موسیقی فقط یک سالن میداشت آن وقت اجاره آن به نفع همه فعالان موسیقی ازجمله خود خانه بود یا راههای دیگر... وقتی 8 هزار نفر اعضای خانه دلشان قرص باشد که خانه موسیقی با پشتوانه مالی قوی از آنها حمایت میکند، طبعا آنها هم آثار بهتری به وجود میآورند. الان خانه سینما به این درآمد رسیده است. فکر میکنم مقداری از فروش بلیت سینما مربوط به خانه سینما باشد.
آیا به نظر شما خانه موسیقی هم باید از هر کنسرتی که برگزار میشود درصدی بردارد؟
بله. خانه موسیقی هم مثل خانه سینما باید درصدی را از فعالیتهای هنرمندانی که تحت پوشش دارد بردارد. البته بهتر است خانه موسیقی مسوولیت برنامهها و کنسرتها را خود بپذیرد؛ هر کسی یک وظیفه دارد؛ به عنوان مثال کار ما ساخت و اجرای موسیقی است و اگر خانه در اجرای کنسرت وارد شد کار ما سادهتر میشود. خانه میتواند برای این خدماتی که ارائه میدهد به صورت قانونی و با عقد قرارداد درصدی را از درآمدهای کنسرت بردارد. به نظر من اگر دریافت مجوز، احقاق حقوق معنوی، تهیه سالن و... با برنامه باشد، به نفع همه خواهد بود.
درباره مدیرعامل خانه موسیقی برخیها اعتقاد دارند این مدیر نباید هنرمند باشد و بهتر است از مدیران خارج از عرصه موسیقی انتخاب شود. نظر شما چیست؟
به طور کلی نمیتوان گفت که هر هنرمندی مدیر لایقی نیست، یا هست. از سوی دیگر همه کسانی را هم که در بخش موسیقی فعالیت میکنند نمیتوان <هنرمند> دانست؛ در دوره ما کسانی که ذوق آهنگسازی یا نوازندگی نداشتند، به بخش آموزش میرفتند و به استخدام وزارتخانه درمیآمدند و پشت میزی میشدند؛ ما نمیتوانیم آدمهای مسئول و مدیر خانه موسیقی را از بین افرادی ناآشنا با موسیقی انتخاب کنیم (مثل برخی از ارگانها که حتی مسوول موسیقیشان را از بین افراد مخالف با موسیقی انتخاب میکنند و من گاهی که با این افراد مواجه میشوم، از آنها میپرسم اگر شما اینقدر با موسیقی مخالف هستید، چرا اینجا کار میکنید؟) به هر حال مدیر یک موسسه و نهاد هنری مانند خانه موسیقی اگر اهل موسیقی نباشد حداقل باید فردی فرهنگی و آشنا با هنر باشد؛ خانه موسیقی با ادارات دیگر فرق میکند.
درباره اختلاف سلایقی که در نحوه اداره این نهاد و سیاستگذاریهای آن هست چه بایدکرد؟
اختلاف سلیقه خیلی طبیعی است؛ آدمها را با قالب نریختهاند که همه یک چیز را بگویند؛ البته این اختلاف در هنر خیلی بیشتر قابل مشاهده و لمس است. شما در زندگی شخصیتان ممکن است خیلی با دیگر اعضای خانواده اختلاف داشته باشید ولی چندان به چشم نمیآید. ولی در هنر این اختلاف بسیار چشمگیر است. اتفاقا این که در هنرستانها و دانشگاهها سعی میکنند هنرجویان و دانشجویان را قالبریزی کنند کاملا خلاف طبیعت هنر و هنرمندی است این اختلاف عقیده باید جایگاه داشته باشد.
اختلاف سلیقه در هنر هم هست ولی گاهی این اختلاف سلایق به دشمنی تبدیل میشود.
بله؛ این اختلاف یا تفاوت وجود دارد و ما باید با رشد فرهنگی خود این تفاوتها را درک کنیم و حتی دوست داشته باشیم؛ من نباید عاشق کار خودم باشم و اصلا موسیقی دیگران را به کل رد نکنم، ما باید ببینیم دیگران چه نظری دارند؛ مردم آزاد هستند؛ اتفاقا بهترین منتقدان کار من مردم هستند؛ خیلی وقتها مردم عادی از لحاظ فنی خیلی بهتر به ایرادهای کار من اشاره کردهاند تا اهل فن؛ در هر حال ما باید بین خودمان دیالوگ برقرار کنیم؛ اختلافها را بپذیریم و قبول کنیم که در هنر قالبریزی غیرممکن است. در کشورهایی که به تمدن رسیدند رقابت، انتقاد، اختلاف و دیالوگ وجود دارد ولی ما این فرهنگ را نداریم.
از برنامههای امسالتان چه خبر، آیا کنسرت دارید و در حال حاضر به چه کاری مشغولید؟
کنسرت هنوز مشخص نیست؛ ممکن است داشته باشیم و شاید هم نه. ولی در حال حاضر مشغول ضبط کاری در استودیو هستم و بزودی سیدی تکنوازیام منتشر میشود.
موسیقی فیلم چطور؟
کار خاصی در دست ندارم؛ البته پیشنهاد موسیقی فیلم زیاد دارم ولی معمولا تا کاری را نپسندم قبول نمیکنم.
آلبوم کنسرت سال گذشته منتشر میشود؟ (منظور صوتی و تصویری)
حقیقتش از ضبط کار سال گذشته راضی نیستم؛ میخواهیم اگر بشود کل کار را به صورت کنسرتی با حضور تماشاچی کم دوباره ضبط کنیم.
خارج از کشور برنامه و کنسرتی دارید؟
بله؛ برنامههای معدودی هست؛ جالب این که حدود 30 سال پیش قرار بود در جشنواره موسیقی بعلبک شرکت کنیم که به علت جنگ لبنان نشد و بعد سالها این جشنواره تعطیل بود؛ پارسال ما دوباره به آن دعوت شدیم. همه کارها انجام شد و ما داشتیم آماده میشدیم که نامهای آمد و باز خبر از لغو آن داد. تابستان امسال نیز دعوت شدهایم و قرار است در این جشنواره شرکت کنیم که باید منتظر بود؛ در بعضی از دیگر کشورهای اروپایی هم ممکن است برنامههایی داشته باشیم که هنوز دقیقا مشخص نیست.
حمایت از خودساخته ها
در مورد انتقاداتی که درباره کنسرت هایی که خانه موسیقی برای هنرمندان سرشناس می گذارد باید گفت خانه موسیقی اگر شرایط خوبی میداشت، ایدهآل این بود که برای افراد ناشناخته هم کنسرت برگزار میکرد. اما این مساله مستلزم این است که بودجهای اندازه یک وزارتخانه داشته باشد؛ بعد منتقدان فکر میکنند ما این عمر و زحمت را از توی خیابان پیدا کردهایم. ما اگر میگوییم آقای شجریان، این نیم قرن کار و زحمت و تلاش پشتش هست؛ خانه موسیقی از کسانی حمایت میکند که خودساخته هستند.
بعضیها حساسیت دارند که بعضی اسمها را مدام میشنوند؛ ما چون ملتی مصرفکننده هستیم، دوست داریم اسامی هم براساس مصرف تغییر کنند. خب این افراد یا گروهها حتما ارزشهایی دارند که مورد اقبال قرار میگیرند؛ شاید آن افرادی که اعتراض میکنند فقط اعتراض میکنند که به آنها توجه نمیشود و شاید در اصل اعتبار خانه را میخواهند و البته حقشان هم هست؛ اگر هنرمندانی هستند که کارشان هنری است و ارزش هنری دارد، خانه موسیقی باید کنسرتهایی در حد آنها برگزار کند. حتی اگر این کنسرت برای 50 نفر باشد.
حمیدرضا عاطفی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: