در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
از جمله نشانههای این پیشرفت گویندگی به جای بازیگران نام آشنا و بعضا معروف است. مریم سیکارودی یکی از کسانی است که در مدت کوتاه حضور خود در دوبله به جای بازیگرانی چون نیکول کیدمن (تولد)، اما تامپسون (حس و حساسیت)، جسیکا بیل (بعدی) و گابریله انور (شرلوک هلمز جوان) صحبت کرده است. او در یک فیلم تلویزیونی نیز بازی کرده است. با این توضیح که «تولد» و «حس و حساسیت» از یک ماه پیش در شبکه ویدئویی توزیع شده است، گفتگوی ما با وی را بخوانید.
از چه زمانی و چگونه متوجه شدید که صدای مناسبی دارید؟
از کودکی. من معتقدم که صدای خوب، ژنتیکی و موروثی است.
از صدایتان استفاده هم میکردید؟
گوش موسیقاییام قوی بود. در نمایشهای مدرسه بازی میکردم. دکلمه هم زیاد میکردم. معلمها هم دوست داشتند متن درسها با صدای من خوانده شود.
بعد از دوران مدرسه چطور؟
من در تهران به دنیا آمدم، اما در رشت به مدرسه و در لاهیجان به دانشگاه رفتم. از کودکی به خبر و سیاست خیلی علاقهمند بودم و دوبله را هم دوست داشتم. در سال 1374 به پیشنهاد یکی از دوستانم در آزمونی که صداوسیما برگزار کرد شرکت کردم و رتبه اول را هم به دست آوردم. یک هفته بعد از شروع کارم به دلیل کمبود مجری خبر و به قول اساتید کشف استعداد من، کار تصویریام را شروع کردم. در چند جشنواره مراکز استانها مقام اول را کسب کردم. هنگام افتتاح شبکه خبر به تهران آمدم و تا اردیبهشت 1384 با این شبکه همکاری کردم. عاشق کارم بودم و خیلی زحمت کشیدم و رتبههایی هم آوردم. مدتی در رادیو پیام بودم و به عنوان کارشناس مطبوعاتی شبکه جوان هم فعالیت کردهام.
چگونه وارد کار دوبله شدید؟
بعد از اینکه بنا به دلایلی گویندگی خبر را کنار گذاشتم، به واسطه یکی از آشنایان، برای دوبله تست صدا دادم. چون بعد از کار خبر، همیشه به دوبله علاقه داشتم. کارآموزیام، مهر 1384 با خانم شکوفنده و در شبکه 2 آغاز شد. ایشان استاد مسلم این کار است و من از او بسیار یاد گرفتهام. کار مهمی که خانم شکوفنده انجام میدهد و باعث برتری و امتیاز ایشان نسبت به بقیه شده، این است که اشکال کار گوینده را و عین لحن و بیانش را در ذهن، ثبت میکند و تحویل او میدهد یعنی در حقیقت ادای او را درمیآورد و گوینده میفهمد که اشکال کارش کجاست.
کارآموزی را چگونه شروع کردید؟
با گفتن کلمات و جملات کوتاه شروع کردم همان که اصطلاحا به آن زنیگویی یا مردیگویی گفته میشود.
از این شیوه، راضی بودید؟
از این روش برای همه تازه کارها استفاده میشود و به نظر من روش درستی برای همه نیست. چون عدهای هستند که استعداد خاصی دارند و میتوانند بسیار سریعتر آموزش ببینند. عدهای هم باید مدتها کار اساتید را ببینند و بعد پشت میکروفن بنشیند ضمن اینکه مدیران دوبلاژ و دوبلورهای حرفهای آنقدر فرصت ندارند که بهخاطر تکرارهای یک آدم تازهکار صبر کنند. استعدادها درجهبندی دارد. همه IQ بالا ندارند که سریع بگیرند و سریع تحویل دهند. دوبله، قدرت انتقال و درک سریع میخواهد و اینگونه نیست که همه بتوانند آن را سریع یاد بگیرند.
آقای ممدوح رئیس هیات مدیره انجمن گویندگان میگوید: «دوبلورها به زمان احتیاج دارند تا در کارشان جا بیافتند و شناخته شوند. صدای جوان اگر بخواهد در دوبله فرم بگیرد احتیاج به زمانی طولانی دارد»
ایشان همچنین معتقد است دوبلورهای جوان وقتی به 35 سالگی میرسند زمان شکوفاییشان آغاز میشود و میتوانند خودشان را نشان بدهند. نظر شما چیست؟
من تا حدودی با این حرف موافقم البته برای کسانی که پیش از ورود به دوبله هیچ تجربه صداپیشگی نداشتهاند.
برای همه آنها هم نمیتوان این نسخه را پیچید زیرا بعضیها، هم صدای خوبی دارند و هم مستعد هستند.
کسانی که تجربه استفاده از صدایشان را دارند در یک مقطع کوتاه زمانی شکل مناسب صدایشان برای دوبله را پیدا میکنند مثل پیدا کردن جای نت روی ساز است بهشرط آنکه تلاش کنند با عشق و تمام وجود کار کنند و دنبال حاشیهها نباشند.
پیش از آن که وارد کار دوبله شوید آیا شنیده بودید که دوبلورها، به سادگی آدمهای جدید را در جمع خودشان نمیپذیرند؟
بله. اما این موضوع چیزی از علاقه من کم نکرد.
وقتی کار را شروع کردید چه چیزی به شما اثبات شد، درستی آن حرف یا نادرستی آن؟
خوشبختانه با من خوب بودند. البته چیزهایی دیده و شنیدم و این موضوع در گویندگی خبر هم به شکلی دیگر وجود داشت اما من به این فکر میکنم و اینگونه به قضیه نگاه میکنم که همیشه دشمن، آدم را به اوج میرساند و خلاقیت ایجاد میکند. معتقدم در پس رنج است که گنج بهدست میآید و من این را در زندگیام با تمام وجود تجربه کردهام. من آدمها را همینگونه که هستند پذیرفتهام. در عرصه دوبله، بسیار چیزها دیدم و بسیارحرفها شنیدم اما خیلیها هم به من کمک کردند به همین دلیل دوستشان دارم. دوبلورها آدمهای هنرمندی هستند که تعدادشان زیاد نیست و در همه جا هم وجود ندارند.
در دوبله چه چیزی دیدید که جذبتان کرد؟ چرا مثلابه رادیو نرفتید؟
من بازی با صدا را بسیار دوست دارم. این که بتوانم تمام نشانهها و احساسات را با صدا انتقال دهم، بسیار مهم، زیبا و منحصر بهفرد است. بهنظرم از کار تصویری هم دشوارتر است زیرا هنگام ایفای نقش جلوی دوربین از چند ابزار از جمله دست و صورت میتوان استفاده کرد اما در دوبله فقط صدا است و بس در حال حاضر تمام عشق من دوبله و سینما است.
بعد از آن به قول خودتان زنیگوییها، اولین بار چه کسی به شما «نقش» داد؟
خانم شکوفنده در همان دوران کارآموزی در یک سریال کرهای نقش زن ارباب را به من داد که برای شروع خیلی خوب بود. ایشان از کارم بسیار راضی بود و خیلی هم کمک کرد. بعد در «جواهری در قصر» نقش ملکه مادر را گفتم. من همیشه از راهنماییهای خانم شکوفنده استفاده کردهام و سپاسگزار ایشان هستم.
بیشترین همکاریتان تاکنون با امیر زند بوده است. به یاد دارید اولین بار در چه فیلمی برای او حرف زدید؟
در فیلم «نوع دیگر وفاداری» که تابستان 1385 دوبله شد، نقش کوتاهی گفتم. بعد در فیلم «بهار، تابستان، ...»
نقشی تقریبا یک خطی را برعهده داشتم. بهتدریج حجم نقشهایم بیشتر شد و برخلاف تصور عدهای، اینگونه نبود که ایشان و سایر مدیر دوبلاژهایی که با آنها کارکردم از جمله آقایان تهماسب و مظفری از ابتدا نقش اصلی یا نیمه اصلی به من داده باشند.
گمان میکنم «گابریله انور» در «شرلوک هولمز جوان» اولین بازیگر نام آشنایی است که به جایش حرف زدهاید؟
بله، آقای زند این فیلم را بهمن 1385 دوبله کرد . «انور» نقش اصلی زن را بازی کرده است اما دیالوگهایش زیاد نیست.
صدایتان و گویندگیتان در این فیلم، جور خاصی به نظر میرسد. خودتان متوجه شدهاید؟
شاید دلیلش این باشد که هنوز صدایم را پیدا نکرده و بر آن مسلط نشده بودم و صدایم هنوز پختگی لازم را نیافته بود. البته صدا میبایست مقداری غلوآمیز میشد، چون آن زن برای شرلوکهلمز نقش بازی میکرد.
بعد از آن در فیلم «شکننده» نقش اصلی را گفتید.
یکی از بهترین تجربیاتم بود، زیرا نقشی که گفتم جای کار زیاد داشت و یک نواخت نبود و با آن ارتباط برقرار کردم، ژانر این فیلم را هم دوست دارم.
در «شکننده» افزایش دیالوگها و دشواری نقش، تدریجی بود. دیالوگها ابتدا کم بود اما از نیمه فیلم، هم افزایش مییافت و هم بیان آنها دشوارتر میشد. به نظرم این موضوع به شما کمک کرده تا نقش را راحتتر بگویید.
بخصوص که الان مرسوم نیست فیلم را قبل از حضور گویندگان در استودیو به آنها نشان دهند.
درباره «شکننده» و دیالوگهای من درست گفتید. معتقدم قبل از دوبله باید فیلم به گویندگان اصلی نشان داده شود تا آنها زودتر بتوانند با فضای فیلم و نقشهایشان آشنا شوند اما متاسفانه اغلب این کار
دستکم برای من صورت نمیگیرد.
وقتی فهمیدید که قرار است در «تولد» به جای نیکول کیدمن صحبت کنید، چه واکنشی نشان دادید؟
وقتی آقای زند تلفن کرد و موضوع را گفت از این که نقش اول به من پیشنهاد شد، بسیار خوشحال شدم و با کمال میل پذیرفتم. هر کسی بود به این تجربه نقش اول جواب مثبت میداد.
چگونه تجربهای بود؟
برایم زیاد هیجانانگیز نبود. به نظرم این تجربه در برابر «شکننده» هیچ بود. نقش نیکول کیدمن تقریبا هیچ فراز و فرودی نداشت. یکنواخت بود و زیاد نمیتوانستم با صدایم بازی کنم. قبل از دوبله، اصلا فیلم را ندیده بودم و با راهنماییهای آقای زند موقع دوبله، بیشتر صحنهها با یک برداشت گرفته شد.
شما با 2 سال سابقه دوبله به جای یکی از معروفترین بازیگران تاریخ سینما صحبت کردهاید؟ چرا برایتان هیجانانگیز نبود؟
من دوست دارم به جای کسی حرف بزنم که بازیگر باشد و نقش خوب بازی کرده باشد حتی اگر گمنام باشد. صحبت به جای سوپر استارها وقتی برایم هیجانانگیز است که نقششان برای من گوینده جای کار داشته باشد. ممکن است بازیگر بسیار معروفی در یک فیلم، نقش دشواری را بازی کرده باشد، که زیاد دیالوگ نداشته باشد و بیان آن دیالوگها هم کار سختی نباشد، گویندگی به جای چنین بازیگری در چنین فیلمی برایم زیاد دلچسب نیست.
ظاهرا واکنشهای منفی نسبت به انتخاب شما برای دوبله نیکول کیدمن زیاد بوده است؟
فکر میکنم آنقدر که این ماجرا سر و صدا به پا کرد، بمب اتمی در هیروشیما مشکل ایجاد نکرد. این به خاطر علاقه بسیار زیادی است که همکارانم به من دارند! عدهای از آنها به من گفتند که اصلا چرا دوبله کیدمن را پذیرفتم. معتقد بودند که برایم زود بود و تیشه به ریشه خودم زدهام. من اصلا نمیفهمیدم چرا این حرفها را میزنند. استادانم گفته بودند که چون من با میکروفن آشنا هستم، کافی است در استودیو تمام حواسم به فیلم و دوبله باشد تا پیشرفت کنم. من هم دقیقا همین کار را کردم و وقتی میدانی برای کار و پیشرفت به وجود آمده چرا نپذیرم؟ من هیچ مشکلی در خودم نمیدیدم و نمیبینم که بگویم نه.
اعتماد به نفس داشتید؟
کاملا و ضمن این که فیلم را آقای زند دوبله کرد که واقعا استاد مجربی است و بر کارش تسلط دارد. وقتی وی تشخیص میدهد که این نقش را من باید بگویم، دیگر جای صحبتی باقی نمیماند. همکارانتان و بخصوص قدیمیها معتقدند که به جای بازیگران مشهور فقط دوبلورهای با سابقه باید حرف بزنند و فرقی هم نمیکند که این بازیگران چه نقشی بازی کرده باشند.
آنها میگویند کسی که وارد عرصه دوبله میشود حتی اگر در سایر عرصهها فعال بوده باشد، باید از صفر شروع کند.
بله، متاسفانه همواره بر این عقیدهشان پافشاری میکنند که قطعا در تمام دنیا منسوخ شده است. این عقیده آنها مربوط به زمانهای قدیم است و باید عصر دیجیتالی دوبله فیلمها را در این سالها در نظر بگیرند و آن را با دوره پر وقتی خودشان مقایسه نکنند.
به نظرتان چه کسی غیر از امیر زند ممکن بود گویندگی به جای نیکول کیدمن در «تولد» را به شما بسپارد؟
شاید آقایان مظفری و تهماسب، دیگران به هیچ وجه این کار را نمیکردند حتی کسانی که کارآموزشان بودهام.
به نظر شما مناسبتترین صدا برای نیکول کیدمن صدای کیست؟
صدای خانم پوستی.
این که در «شکننده» و «تولد» نقشهای مقابل شما را 3 نفر از دوبلورهای بسیار باسابقه میگفتند، تاثیری در کار شما داشت؟
برای من اصلا فرقی نمیکرد، زیرا سالها گوینده بودهام و ضمن این کار، گاهی با آدمهای سیاسی بزرگ مصاحبه میکردم. بنابراین برخورد با آدمهای معروف و قرار گرفتن در کنار آنها تاثیری بر من ندارد و دقت میکنم کارم را درست انجام دهم، اما خوشحالم که هنگام دوبله «شکننده» آقای مقامی از من بسیار تعریف کرد و گفت که بسیار بااستعداد و جزو پدیدهها هستم.
به نظر شما چرا کارهایی مثل سپردن گویندگی یک بازیگر معروف به دوبلوری تازهکار هنگامی که در سینما انجام میگیرد و نقش اول فیلم مهم یک کارگردان معروف مثل مهرجویی یا بیضایی به بازیگر تازهکار سپرده میشود، بازتاب منفی کمتری دارد؟
شاید به این دلیل است که قدرت مانور در سینما بیشتر از دوبله است و کارگردانهایی در سینما مشغول هستند که تحصیلات آکادمیک دارند و کاربلد هستند. از طرفی، عرصه سینما عرصه قویتر و بزرگتری است به گونهای که بعضی حرفها در آن گم میشود و به آنها اهمیت داده نمیشود.
شما با بعضی از مدیر دوبلاژهای کارنابلد همکاری کردهاید. آیا دلیلش این است که در دوبله کمسابقه هستید و خودتان را ملزم نمیدانید (و صلاح نمیدانید) جواب منفی بدهید؟ ظاهرا برای خودتان حق انتخاب قائل نیستید.
فکر میکنم به مقطعی رسیدهام که بتوانم انتخاب کنم و فقط انتخاب شونده نباشم. با افرادی که گفتید فقط مواقع بیکاری همکاری میکنم.
قبول دارید همکاری با بعضی از مدیران دوبلاژ اتلاف وقت است و آنها هیچ کمکی به پیشرفت دوبله نمیکنند بلکه بعضا باعث درجا زدن و پسرفت میشوند؟
بله، اما اگر بیش از اندازه ایدهآلیست باشم شاید در ماه یک فیلم هم کارنکنم. من این گونه بودم، اما وقتی دوبله را شروع کردم، مقداری کوتاه آمدم.
شما در فیلم تلویزیونی «اولین پرونده» نیز بازی کردهاید که اواخر سال گذشته پخش شد.
از بازی در این فیلم خیلی پشیمان هستم. کار ضعیفی بود و من بدون کمک و راهنمایی نقشم را بازی کردم. من به بازیگری بسیار علاقه دارم و بازی در این فیلم را فقط به این دلیل پذیرفتم که از جایی شروع کرده باشم.
حرف آخر؟
امیدوارم همه، همدیگر را دوست داشته باشند. سرشان به کار خودشان باشد و به حاشیه نپردازند و به سادگی درباره آدمها قضاوت نکنند. امیدوارم من هم تا زمانی که زندهام آلوده قضاوت نادرست درباره دیگران نشوم و از خداوند مهربان میخواهم به همه بندگانش آرامش بدهد.
محمدرضا کلانتر
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: