در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
به سراغ برخی کارشناسان و مربیان فوتبال کشور رفتیم تا ضمن آسیبشناسی برخوردهای اخیر سرمربی تیم ملی و منتقدانش، راهکارهای لازم را برای برطرف کردن این معضل و فراهم کردن بستری مناسب برای آرامش بیشتر تیم ملی بررسی کنیم.
حاجرضایی:
هیچ تنشی یکطرفه فروکش نمیکند
امیر حاجرضایی تنشهای میان سرمربی تیم ملی با منتقدان و خبرنگاران را چیز تازهای نمیداند و معتقد است این برخوردها پایانی ندارد: همیشه شاهد این جدلها بودیم و این موضوعی کاملا طبیعی است. اگر تیم ببرد حملات کاهش پیدا میکند و اگر موفق نباشد قلمها تیزتر میشود. آخرین نمونه، همین بازی با کویت است. اگر تیم ملی بازی 2 بر صفر برده را با تساوی عوض نمیکرد، هیچ کس از دایی انتقاد نمیکرد، اما مساله اینجاست که همیشه نمیتوان برنده از زمین بیرون آمد.
در چنین شرایطی بهتر است اندیشهها بر اساس انصاف باشد، چراکه مخالف منصف، مخالف خوبی است.
حاج رضایی در ادامه یک مثال جالب میآورد: حسین فکری در سال 1964 برای نخستین بار تیم ملی را به المپیک برد. فضای آن روزهای فوتبال ما فضای فوقالعادهای بود. مردم هم از این موفقیت به وجد آمده بودند. پیروزی بر عراق، هند و پاکستان و صعود به المپیک جو مثبتی را در کشور به وجود آورده بود، اما به یکباره تنشهای موجود باعث کنارهگیری 6 نفر از اعضای تیم ملی شد. تیم ملی هم با اعتصاب برخی نفرات کلیدیاش قدم به المپیک گذاشت و با خوردن 5 گل از آلمان شرقی و 4 گل از رومانی حسابی همه را سرخورده کرد. به عبارتی در آن سال هم که عصر، عصر فناوری نبود اختلافات، ریشه فوتبال ما را خشکاند، چه برسد به حالا که مطبوعات به یک حالت انبوهسازی رسیدهاند و رسانههای تصویری هم کوچکترین اتفاقات را پوشش میدهند.
این کارشناس فوتبال معتقد است: مسالهای که علی دایی به عنوان سرمربی تیم ملی باید در مورد آن آستانه تحملش را بالا ببرد برخورد با پرسشهای غیرکارشناسانه و تکراری است. او باید بداند تیم ملی، مسابقههایش و نفرات آن همواره روی آنتن تلویزیونها هستند و باید در حد وقار و افتخاراتی که تاکنون باتیم ملی برای کشورش به دست آورده، با مسائل برخورد کند.
به نظر حاج رضایی، هیچ تنشی یکطرفه فروکش نمیکند. مربی سالهای دور تیم ملی در این باره میافزاید: رسانهها نباید با این بهانه که رابط میان مردم و تیم ملی هستند وارد هر حیطهای بشوند. خبرنگاران و منتقدان همان طور که میتوانند باعث آرامش فضا شوند میتوانند با عملکرد خود فضا را آشفته و پرتنش کنند. در این میان آنچه مسلم است این که هم منتقدان و هم سرمربی تیم ملی باید براساس احترام متقابل حرکت کنند.
این احترام متقابل تا چه حد موفقیت تیم ملی را تضمین خواهد کرد؟ حاج رضایی در پاسخ به این پرسش میگوید: این برای همه روشن است که وقتی فضای تیم ملی از آرامش برخوردار باشد، کادر فنی و بازیکنان هم عملکرد بهتری خواهند داشت. در یک فضای پر از شائبه و سوءتفاهم قطعا اصل و حقیقت تیم ملی کمرنگ میشود و آن آرامش و تمرکز لازم فراهم نخواهد شد.
ذوالفقارنسب:
نیاز به درک متقابل وجود دارد
بیژن ذوالفقارنسب سرمربی کنونی ذوب آهن که خود یکی از نامزدهای سرمربیگری تیم ملی بود، هر 2طرف را در تنشهای به وجودآمده مقصر میداند: فکر میکنم تیم ملی به خودی خود دارای فشارهای روانی بالایی است و هر مربی پیش از حضور در تیم ملی باید آمادگی نسبی برای تقابل با فشارها داشته باشد. علی دایی بیشتر از هر کسی دیگری از این فشارها شناخت دارد و از شخصیتی با خصوصیات او انتظار میرود با درک بیشتر منافع ملی، هوشمندانهتر و با خویشتنداری پاسخگوی منتقدانش باشد؛ البته کارشناسان و منتقدان دایی هم باید دوراندیشانهتر مسائل تیم ملی را حلاجی کنند تا این تیم دچار حاشیههای اضافی و احتمالا بحران نشود. به عبارتی هم دایی باید با منتقدانش کنار بیاید و هم کارشناسان و خبرنگاران درک بهتری از شرایط سرمربی تیم ملی داشته باشند. به طور قطع عدهای سابقهای از دایی دارند یا خرده حسابهای شخصی در میان است که همه اینها باید کنار گذاشته شود.
ذوالفقارنسب موفقیتهای آتی تیم ملی را منوط به کنار گذاشتن همه این اختلافات و ذهنیت منفی میداند: اغراق نیست اگر بگویم 50 درصد موفقیت تیم ملی در گرو آرامش است. تیم ملی در این برهه از زمان بیش از همیشه نیاز به تمرکز دارد و این مستلزم کمک و همیاری عمومی است. الان در مقطعی نیستیم که تنشها را بیشتر کنیم. بهترین هدیه برای تیم ملی آرامش است.
شفق: در همه عرصهها آستانه تحمل پایینی داریم
ناصر شفق، عضو هیات رئیسه فوتبال بیش از آن که سابقه ورزشی داشته باشد از اصحاب هنر و فرهنگ محسوب میشود. او در مورد علی دایی میگوید: دایی یکی از شخصیتهای برجسته ایران و آسیاست و حمایت همهجانبه فدراسیون فوتبال، سازمان تربیت بدنی، دولت و از همه مهمتر مردم را پشتسر خود میبیند. نمیتوان از اقبال و حمایت عمومی که یک نظرسنجی تلویزیونی از وی نشان داد به راحتی گذشت او میتواند با اقتدار فعالیت کند و نظم گمشده تیم ملی با حضورش، دوباره نماد و جلوه هویت تیم ملی شود، اما با تمام این مسائل فکر میکنم در مسائل فرهنگی نقطه تحمل ما در همه بحثها اعم از اجتماعی، سیاسی، اقتصادی، هنری و... و نه فقط ورزشی، پایین است و در مقایسه با جوامعی که دموکراسی را تمرین کردهاند و لااقل در تحمل رعایت ظاهر را میکنند کم داریم.
یکی از مشکلات دیگر ما تعداد بالای نشریات ورزشی است.
در کشوری مثل آلمان با 3600 باشگاه حرفهای و نیمهحرفهای، فقط 2 روزنامه و چند نشریه ورزشی وجود دارد، در حالیکه در کشور ما که تعداد کل باشگاههایی که فعالیت ورزشی فرهنگی دارند به 100 نیز نمیرسد، 15 روزنامه و دهها نشریه و روزنامههای که حداقل یکی دو صفحه ورزشی دارند، موجود است و طبیعی است در چنین شرایطی کمبود اخبار بهوجود میآید وقتی اخبار واقعی وجود نداشته باشد ناگزیر حاشیهها بهوجود میآیند. مثلا از ورزشکار پرسیده میشود پیراهن شما چند تکمه دارد؟ چرا این رنگی است؟ چه جنسی دارد؟ و....
پرسشهای حاشیهای، ورزش ما را به قهقرا میبرد. در کشورمان روزنامههای وزینی هم وجود دارند، اما تعدادشان کم و غلبه با مطبوعات زرد است. بنابراین کشف حقیقت از غیر حقیقت کمی سخت میشود. میگویند: تاریخ را زورمندان مینویسند، ولی اکنون تاریخ را افرادی که تسلط رسانهای دارند مینویسند.
برخی مشکلات به دلیل عدم آموزش لازم و حضور افراد ناشی و ناپخته در رسانههاست؛ اما همه این مسائل هیچ کس را وادار نمیکند به رسانهها احترام نگذارد، چون احترام به رسانه، احترام به خود، فرهنگ و هویت ماست. ما در تاریخ خود موارد بسیاری از آستانه تحمل بالا در نقد و مجادله حتی در مبانی فقهی داریم. حتی تکفیر هم وجود داشته لذا به تندخویی و درشتگویی نینجامیده است. امیدوارم آستانه تحمل همه ما با صبر و اراده خود افزایش پیدا کند. یقین دارم دایی فرد توانمندی است که در همه جنبهها میتواند موفق باشد. او توان بردن ما به جامجهانی را دارد. دایی به شایستهسالاری اعتقاد دارد.
مناجاتی:
ناپختگی خبرنگار مشکل ساز است
مهدی مناجاتی بازیکن، سرمربی و مدیر اسبق تیم ملی، تیم نیروهای مسلح، تیم دانشجویان و تیمهای پاس، سپاهان و ... تجربه زیادی در تعامل با اصحاب رسانه دارد. او در این مورد حضور و رشد قارچگونه افراد ناپخته و بیتجربه در عرصه خبرنگاری مطبوعات و رسانهها را مشکلساز میداند و به <جامجم> میگوید: علی دایی با مربیان بسیار زیادی کار کرده است چه مربیان داخلی و چه خارجی. او از کلاسهای مختلفی استفاده کرده و از مربیان، نکات زیاد فنی و اجتماعی را آموخته است؛ اما نکته ظریف این است که برخوردها و حرکتها باید متناسب با شان و وزن طرف مقابل باشد و فرد در برخوردهایش باید تجربه کافی مدیریت بر این عوامل را به دست آورده باشد. طرز برخورد یا پرسش از سرمربی تیمملی باید با شان وی ناسازگار نباشد. ما هر چه داریم از رسانههاست و بشدت مدیون آنها هستیم، اما حتما قابل پذیرش است که درصد بالایی از خبرنگاران فعلی ما جدید، جوان و فاقد پختگی لازم هستند. آنها واقعا برخلاف روزنامهنگاران و خبرنگاران خبره و پرتجربه، شیوه برخورد و صحبت با بازیکنان، مربیان و پیشکسوتها را نمیدانند. تعاملی که حتما باید 2 طرفه باشد. اگر فرد مصاحبه کننده با غرور تمام و مثل طلبکارها برخورد کند نباید همواره منتظر جوابهای بیتنش بماند. در بسیاری از کشورهای دنیا برای صحبت کردن با یک بازیکن باشگاهی یا ملی باید مراحل مختلفی طی شود و اصطلاحا آنها را در زرورق میپیچند و این طور نیست که به همین راحتی در وسط تمرین، خبرنگار سراغ بازیکن یا مربی برود و با او مصاحبه کند.
ما نمیگوییم در کشور ما هم وضع به همان صورت باشد، اما رعایت حداقلهایی ضروری است. مثلا وقتی مصاحبه شنونده در استرس و شرایط نامساعدی قرار گیرد ممکن است ایجاد تنش و ناهنجاری شود. اگر خبرنگار ورزشی ما خود ورزشکار بوده یا ورزش کرده باشد این نکات را میفهمد. به هر حال نباید بگذاریم اختلافهای اینچنینی میان رسانهایها و ورزشیها ریشهدار شوند، چون این اختلاف به نفع هیچ کس نیست باید با جوی حاوی خلوصنیت و مهربانی آنها را آهستهآهسته رفع کنیم، همه باید برای بهبود شرایط تیم ملی تلاش کنیم و فرد سردمدار این تیم را زیر فشار غیرقابل تحملی قرار ندهیم.
یاوری: با تجربهها باید دایی را کمک کنند
محمود یاوری کاپیتان، سرمربی و مدیر اسبق تیم ملی فوتبال و باشگاههایی چون پاس، سپاهان، برق و... معتقد است گذشت زمان بیشتر و استفاده علی دایی از یکی دو دوست و همراه پرتجربه میتواند تعامل مناسبی میان او و رسانهها و منتقدان به وجود آورد. یاوری میگوید: باید در این مورد زمان بیشتری به دایی داد. او فرد بسیار پرجسارتی است که همواره تابع نظم و انضباط است و من همیشه او را از این جهات تحسین میکنم. باید به روش خود در تعامل با منتقدان و رسانهها بیشتر فکر کند. باید این فرصت را به دایی داد و منتظر زمان اصلاح این مساله بمانیم. مطمئنم میتواند با تجربه یکی دو دوست و همراه با تجربه بر این موضوع فائق بیاید.
بابک پورعالی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: