دستاورد‌های دولت نهم در روابط خارجی-1

ایجاد ادبیات مشترک با امریکای لاتین

تحولات و روابط ناعادلانه جهانی بر اساس نظم سلطه و نظام تک قطبی به سرکردگی امریکا و همچنین برخوردها و تحریمهای به عمل آمده علیه کشورهای مستقل، دولت نهم را بر آن داشت تا به سمت همگرایی و همبستگیهای جهانی و منطقه‌ای گام بردارد. ایجاد ادبیات مشترک حول بسط عدالت و مبارزه با طبقاتی شدن نظام بین‌الملل از جمله مؤلفه‌های بسط روابط خارجی از سوی‌‌ دولت نهم در امریکای لاتین به شمار می‌آید؛ منطقه‌ای استراتژیک که روزگاری حیاط خلوت امریکا محسوب می‌شد، امّا اینک به حیاط قدرت‌نمایی کشورهای ضد سلطه به خصوص ضد سلطة امریکا بدل شده است.
کد خبر: ۱۷۲۴۰۳

این اقدام جمهوری اسلامی ایران در شکل‏دهی همکاریهای دو جانبه و چندجانبه با کشورهای امریکای لاتین، سبب ساز دستاوردهای عدیده‏ای در عرصه‏های سیاسی، اقتصادی و فرهنگی گردیده و چشم‌انداز درخشانتری را نوید می‏دهد.

فصل نوین مناسبات ایران و امریکای لاتین از چه براهینی تبعیت می‌کند؟ آیا روابط ایران و امریکای لاتین آنگونه که منتقدین و رقبای دولت نهم ادعّا می‌کنند، فاقد مبانی و وجاهتهای معطوف به منافع ملّی است یا برعکس؛ مناسبات فیمابین بر اساس مؤلفه‌های مبتنی بر عزت،حکمت و مصلحت ملّت بزرگ ایران هدف گذاری شده است؟                  
                                                                     
در همین راستا گروه پژوهشهای کاربردی معاونت پژوهشی این مرکز و اداره کل امریکای وزارت امور خارجه در گزارش پیش روی بر آن شدند تا ضمن شرح اجمالی تاریخچه و ماهیت روابط ایران و کشورهای امریکای لاتین، دستاوردهای دولت نهم را در دور نوین مناسبات جمهوری اسلامی با این کشورها در قالب گزارش جمهور مورد بحث و بررسی قرار دهند که تقدیم مخاطبان ارجمند می‏گردد.

           

معاونت ارتباطات و اطلاع رسانی
مرکز پژوهش و اسناد ریاست جمهوری


مقدمه


مجموعه‌ای از 34 کشور قارة امریکا تا جنوب رودخانة بزرگ که در شمال مکزیک جریان دارد و مرز مکزیک و ایالات متحده امریکا را در بر می‌گیرد، امریکای لاتین خوانده می‌شود. در واقع این بخش شامل قسمتی از امریکای شمالی، امریکای مرکزی ـ‌  حوزة کارائیب و جنوب امریکا می‌شود. وجه تسمیه،‌ آن نیز این است که مردمان این منطقه به زبان رومن که ظاهراً از خانواده زبان لاتین است، صحبت می‌کنند. البته برخی از زبانشناسان معتقدند این تصور که زبانهای ایتالیایی، فرانسوی، اسپانیولی و پرتغالی با لاتین هم‌خانواده هستند، از اشتباهات قرن 19 است، زیرا زبان ایتالیایی به همان قدمت زبان و ادبیات لاتین بوده و حتی از آن کهن تر است. از همین رو، برخی به جای امریکای لاتین از واژة ایبرو امریکا  استفاده می‌کنند، زیرا زبان رسمی سرزمینهای واقع در جنوب رودخانة مزبور، شامل لهجه‌های اسپانیولی و پرتغالی هستند.

اصطلاح سومی نیز برای این منطقه به کار برده می‌شود و آن عبارت است از: هیسپانو امریکا . سه واژة مورد اشاره ناشی از دوران استعمار این منطقه توسط استعمارگران اسپانیایی و پرتغالی است. با این حال در این مجموعه، کشورها و سرزمینهای کوچکی وجود دارند که به سایر زبانها صحبت می‌کنند. در هائیتی و گویان فرانسه زبان فرانسوی و در بلیز، جامائیکا و ترنیداد و توباگو زبان هلندی رایج است.

از 22743222 کیلومتر مربع وسعت امریکای لاتین، 37 درصد وسعت و از جمعیت 522 میلیونی آن 33 درصد به زبان پرتغالی تکلم می‌کنند. با توجه به این‌که این ارقام به کشور برزیل مربوط می‌شود، اهمیت این کشور را روشن می
سازد. برزیل همراه با مکزیک و آرژانتین 59 درصد جمعیت امریکای لاتین را در خود جای داده‌اند و هر کدام از نظر صنعتی نیز اهمیت ویژه‌ای در منطقه دارند.

لازم است خاطرنشان شود که اصطلاحات فوق در مقابل اصطلاح دیگر یعنی امریکای آنگلوساکسون قرار دارد که ناظر به ایالات متحدة امریکا و کانادا می‌باشد و هویت متمایزی را ارائه می‌دهد. بدین معنی فرهنگ ایبرو یا هیسپانو امریکا یا امریکای لاتین ناظر بر جنبه‌های سه گانة فرهنگی، سیاسی و سابقة استعماری زیر است:

1. نفوذکلیسای‌کاتولیک‌ و متأثر از جهان بینی اگوستینی؛
2. نفوذ رنسانس ایتالیایی، فرانسوی و اندیشه‌های دانته؛
3. استعمار اسپانیا و پرتغال و رقابتهای دول خارجی.


وضعیتها و موقعیتهای جدید در امریکای لاتین

مطالعة رفتار خارجی کشورهای منطقة امریکای لاتین، بیانگر این واقعیت است که تحت تأثیر پایان جنگ سرد، گرایش جدیدی در میان کشورهای منطقه دیده می‌شود که حاکی از ارائه تعریفی جدید از جایگاه منطقة امریکای لاتین در نظام بین‌الملل از سوی کشورهای منطقه می‌باشد. در این میان شاهد باز تولد ایدئولوژی ناسیونالیستی برپایة نهضت منطقه‌ای بولیواری و شکوفایی چپهای متمایل به مرکز در قالب نهضت نوسوسیالیسم هستیم. دراین میان برخی از نهضتهای سوسیالیستی مبتنی برقومیت‌گرایی همچون حکومت سرخپوستان بولیوی نیز دیده می‌شود. مهمترین مؤلفه‌های سیاست خارجی جدید منطقه عبارتند از:

الف:تلاش برای به‌دست‌آوردن نقش مستقل در سیاستگذاری و خروج از فشار عوامل خارجی؛
ب:تلاش برای اثرگذاری بیشتر در صحنه‌های منطقه‌ای و بین‌المللی؛
پ: تلاش برای به دست آوردن جایگاه مناسب در تجارت جهانی؛
ت:  تقویت پیوندهای دوستی و تحکیم روابط با کشورهای خارج از حوزة سنتی (امریکا و اروپا؛)
ث : ایجاد همگرایی و مطرح شدن امریکای لاتین در نظام بین‌المللی به عنوان یک زیر سیستم؛
ج: تضمین رشد و جهش اقتصادی.

مشاهده می‌شود که در این دورة زمانی بسیار از مؤلفه‌های سیاست خارجی منطقه امریکای لاتین با مؤلفه‌های سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران همخوانی و مطابقت دارد. از این رو، این احساس هماهنگی و همگنی طرفین در ادبیات سیاسی سبب شده تا جمهوری اسلامی ایران درصدد توسعه و گسترش روابط با کشورهای منطقه باشد. از دیگرسو، این مشابهت ها موجب گردیده است تعدادی از کشورهای این منطقه جزو کشورهای دوست و هم پیمان و تعدادی دیگر از کشورهای این منطقه از رده کشورهای متخاصم به ردة کشورهای غیر متخاصم تغییر مسیر دهند.

ادامه دارد....

 

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها