در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
پس از طرح این شکایت ماموران تحقیقات خود را برای شناسایی متهمان آغاز کردند و با توجه به مشخصاتی که قاسم از دو کلاهبردار ارائه داد توانستند منزل این زوج را شناسایی و در اولین فرصت کاوه و مهشید را بازداشت کنند.
زن و شوهر جوان پس از انتقال به پلیسآگاهی خود را بیگناه خواندند و گفتند با مرد شاکی یک معامله کاملا قانونی انجام دادهاند اما او به این خاطر که از فروش زمیناش پشیمان شده است چنین ادعایی را مطرح کرده تا بتواند ملک را از چنگ آن دو در آورد. به رغم انکارهای زوج جوان، تناقضگوییهای آنان گواهی میداد که کاوه و مهشید قصد دارند حقایق را پنهان کنند به این خاطر بازجوییها از آنها ادامه یافت تا این که بالاخره زن جوان به انجام کلاهبرداری اعتراف کرد. او گفت: نقشه کلاهبرداری را شوهرم طراحی کرد و قرار شد ما ابتدا با یک بنگاهدار طرح دوستی بریزیم و اعتماد وی را نسبت به خودمان جلب کنیم پس از موفقیت در این کار مرحله دوم نقشه که اجرای آن برعهده من بود آغاز میشد و من باید به بهانهای طعمه را به خانهمان میکشیدم و از او فیلمبرداری میکردم تا کاوه پس از آن بتواند بهانه کافی را برای اخاذی از مرد بنگاهدار داشته باشد. بعد از آن که این نقشه را چند بار با هم مرور کردیم به انتخاب سوژه مناسب مشغول شدیم و بالاخره به این نتیجه رسیدیم که قاسم، برای کار ما بسیار مناسب است و براحتی میتوانیم اعتماد وی را جلب کنم. پس از آن بود که رفت و آمدهایمان به بنگاه این مرد را به عنوان خریدار زمین آغاز کردیم و هرگاه قاسم ملکی را به ما معرفی میکرد به بهانههای مختلف از خرید آن امتناع میکردیم و میگفتیم دنبال شرایط و زمین بهتر و مناسبتری هستیم.
پس از اعترافات مهشید، شوهر او نیز که چارهای جز بیان حقیقت پیشروی خود نمیدید به تایید حرفهای همسرش پرداخت. کاوه در اعترافات خود گفت: قاسم که تصور میکرد ما مشتریهای خوبی هستیم و میتواند با معامله با من پول خوبی به دست آورد تمام تلاشش را به کار گرفت تا ملک مناسبی برایمان پیدا کند به همین خاطر هم روزی که مهشید از وی خواست برای مذاکره مفصل به منزل ما بیاید اصلا به موضوع شک نکرد و وارد خانهمان شد.
مرد متهم ادامه داد: من از پیش در چند نقطه از خانه دوربین کار گذاشته بودم تا از حضور مرد بنگاهدار در منزلم فیلمبرداری کنم. آن روز نیز از خانه خارج شدم تا نقشهمان آن طور که طراحی کرده بودیم پیش برود. قاسم پس از حضور در خانه با همسرم مشغول گفتگو شد و بعد از حدود یک ساعت بدون آن که درباره خرید و فروش ملک به نتیجهای قطعی برسد آنجا را ترک کرد. اما در طول گفتگوها همسرم با زیرکی چند بار حرف را به مسائل خصوصی کشاند تا بعدا بتوانیم از فیلمی که در آن لحظات ضبط میشد استفاده کنیم.
کاوه افزود: فردای آن روز من با فیلم ضبط شده به سراغ قاسم رفتم و به تهدید او پرداختم و گفتم آبرویش را میبرم و نمیگذارم راحت زندگی کند. مرد بنگاهدار که شوکه شده بود در برابرم تسلیم شد و گفت به خاطر حفظ آبرویش هم که شده حاضر است هر کاری که بخواهد انجام دهد به این ترتیب من وی را وادار کردم قولنامه یک زمین را به نام من تنظیم کند و مبلغ 5 میلیون تومان نیز به صورت نقدی از او گرفتم از این که توانسته بودیم نقشهمان را با موفقیت انجام دهیم خیلی خوشحال بودیم و فکر میکردیم قاسم برای این که آبرویش به خطر نیفتد هرگز از ما شکایت نخواهد کرد.
بنابه این گزارش با اعترافات کاوه و مهشید، هر دو راهی بازداشتگاه شدند و پرونده آنها هم اکنون در مرجع قضایی در حال رسیدگی است.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: