در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
دریای خزر بزرگترین پیکره بسته آبی در سطح زمین است و نبود هر گونه ارتباط طبیعی با سایر اقیانوسها، آن را به یک زیستبوم بسیار ویژه تبدیل کرده است. این خصوصیات منحصربهفرد دریای خزر، سبب آسیبپذیری شدید آن در برابر عوامل خارجی ازجمله شرایط آب و هوایی یا تغییرات انسانساخت میشود.
نوسانات سطح دریای خزر
دریای خزر از دوران پلیوس حدود 5 میلیون سال پیش، از درون تحلیل میرود که بر همین اساس بسیاری از متخصصان خزر را به عنوان بزرگترین دریاچه جهان مورد بررسی قرار میدهند. مطالعات ژئومورفولوژیک و هیدرولوژیک خزر، بالا و پایین رفتن دورهای و متناوب سطح آب را آشکار کرده که برای دانشمندان و ساکنان حاشیه خزر سوالات زیادی را مطرح کرده است.
طی یک قرن، بین سالهای 1880 و 1977 سطح آب دریا 4 متر پایین آمد و از 25 متر به 29 متر پایینتر از سطح دریاهای آزاد رسید. البته در کنار این تغییرات، دورههای کوتاهی نیز بوده است که آب دریا کمی بالا آمده است.
طی این مدت، مردم محلی به کاهش تدریجی سطح آب عادت کردند و انواع فعالیتها را بخصوص بعد از جنگ جهانی دوم در سواحل مانند ساخت بنادر، جادهها و ریلها، پیریزی خانهها و تسهیلات تفریحی انجام دادند.
در اتحاد جماهیر شوروی خشک شدن کامل و اسفانگیز دریای آزوف که یک حوزه آبریزی در کنار دریای سیاه بود، همزمان با پایین رفتن سطح خزر، نگرانیها را به طور جدی درباره دریای خزر افزایش داد.
این نگرانی بویژه بر بخش شمالی خزر که کمتر از 25متر عمق دارد و عمق آن به طور چشمگیری نیز در حال کاهش بوده متمرکز بود. این مساله به اتخاذ تصمیمات عجولانه و نادرستی مانند احداث آببند برای بستن خلیج قرهبغاز منجر شد.
معکوس شدن نوسانات
کارشناسان معتقدند معکوس شدن ناگهانی نوسانات سطح دریای خزر از سال 1977 و افزایش حدود 2 متر در سطح آب، همگان را متعجب کرده است و باعث بروز مشکلات عدیدهای مانند سیلگرفتگی تسهیلات شهری، تخریب جادهها و ریلهای راهآهن، خسارت به زیرساختهای صنعتی در ساحل و دریا و نابودی برخی سواحل منطقه شد.
دهها نفر در زمینهای پاییندست جمهوریهای آذربایجان، داغستان و دلتای ولگا مجبور به مهاجرت شدند. تنها در آذربایجان خسارت ناشی از افزایش سطح آب دریا 2 میلیارد دلار تخمین زده شده است. در قزاقستان پیشروی دریا بهطور مستقیم روی حدود 20 هزار کیلومتر مربع این سرزمین، ازجمله چاههای متروکه نفت تاثیر گذاشته است.
هماکنون میان کارشناسان، بحث درباره عواملی که موجب تغییرات سطح دریای خزر میشود، ادامه دارد و دانشمندان عوامل زمینساختی حرکت پوسته زمین در زیر سطح دریا یا عوامل ژئومورفولوژیک را در تغییر سطح آب منتفی نمیدانند، اما این فاکتورها در مقایسه با تغییرات آب و هوایی و تاثیرات مدیریت انسانی سطح آب دریای خزر، نقش کوچکتری بازی میکنند.
بررسیها نشان داده است که اکثر آبهای ورودی دریا از رودخانههای ساحلی نشات میگیرند. کمیت و کیفیت آب، بویژه در ولگا، متغیرهای کلیدی در تعادل دریای خزر هستند.
به این عوامل باید بارش بیش از حد باران را نیز افزود. همچنین ممکن است آب از طریق نشت به زمین و جاری شدن به خلیج قرهبغاز از دست برود، اما این عوامل در مقایسه با تبخیر طبیعی از سطح دریا چندان اهمیتی ندارند.
نقش رودهای ساحلی
براساس گزارش برنامه محیط زیست دریای خزر، هماکنون هرساله 300 تا 310 کیلومتر مکعب آب دریای خزر از طریق رودخانهها تامین میشود. رودخانه ولگا به تنهایی 80 درصد از جریان آب ورودی خزر را به خود اختصاص میدهد، اما به نحو قابل ملاحظهای این میزان در قرن بیستم پایین آمده است. این کاهش از حدود 400 کیلومتر مربع در سال 1930 به میزان 260 تا 270 کیلومتر مکعب در حال حاضر رسیده است که به دلیل عوامل مختلف اقلیمی و فعالیتهای بشر از قبیل ساخت سدها برای تولید انرژی برق آبی است.
کارشناسان تخمین میزنند بارش باران 130 کیلومتر مکعب سالانه به آب دریا میافزاید. کاهش آب از طریق نفوذ به زمین کمتر از 5کیلومتر مکعب را به خود اختصاص میدهد و میزان آبی که به درون خلیج قره بغاز جریان مییابد، از زمان تخریب آببند آن حدود 18 کیلومتر مکعب بوده است.
همچنین در خصوص تبخیر طبیعی دریا کاهشی بین 350 تا 375کیلومتر مکعب در سال برآورد شده است که بنابراین سطح آب دریای خزر باید روندی افزایشی را ادامه دهد.
تغییرات آب و هوا در خزر
منطقه خزر به لحاظ اقلیمی متنوع است. این دریاچه در شمال با رودخانههای اورال و ولگا در شرق با دشتهای خشک و نیمهخشک وسیع قزاقستان و ترکمنستان و در بخشهای جنوب و غرب با رشتهکوههای البرز و مناطق مرطوب قفقاز احاطه شده است. دریای خزر نقش مهمی را در فرآیندهای اتمسفری، تعادل آب و هوای منطقهای و اقلیمهای خرد بازی میکند.
بررسیهای نشان داده است پدیدههای اقلیمی در خزر به نوسانات آتلانتیک شمالی وابستهاند. این متغیرها بر دما، رطوبت و طوفانهای زمستانی سراسر اروپا از جمله حوزه آبریز ولگا و نیز بارشهای سطح خزر تاثیر میگذارد.
خشکسالیهای طاقتفرسا نیز بر بخشهای مختلف منطقه در سالهای اخیر موثر بوده است. بهنظر میرسد بروز این خشکسالیها مدلهای علمی را تایید میکنند که علاوه بر نشان دادن افزایش دمای متوسط، رخدادهای شدید آب و هوایی بسیار بیشتری را پیشبینی میکنند.
بررسیها نشان داده است خشکسالیها هم بر تولید محصولات و هم بر سلامت دامها موثر است. برای مثال، گوسفند کاراکول ترکمنستان که از لحاظ اقتصادی و بهدلیل تولیدات پشم مهم است، نسبت به استرسهای گرمایی حساس است. بهعلاوه خشکسالی میتواند آتشسوزیهای مکرر و شدیدی را سبب شود که تخریب محصولات و مراتع را افزایش میدهد و به کاهش حاصلخیزی کشاورزی میانجامد.
بر اثر تغییرات اقلیمی دو روند متضاد بارش باران در شمال و جنوب مشاهده شده است؛ در حالی که بارش در روسیه طی قرن گذشته افزایش یافته، اما مناطق خشکی مانند سواحل ترکمنستان و ایران خشکتر شدهاند. طوفانهای شن و خاک، میزان قابل توجهی نمک و غبار را حین عبور از بیابان کارا کام و سواحل خزر جذب و آنها را روی دره ولگا تخلیه میکند که در نهایت به حاصلخیزی زمینهای زراعی آسیب میرساند. همچنین دسترسی به آب شیرین که بسیاری از بخشهای اقتصادی و همچنین رفاه و سلامت بشر به آن وابسته است، به فرآیندهای متغیر اقلیمی مربوط میشود.
اگر یخچالهای طبیعی در قفقاز و کوههای البرز کاهش یابند و دوره برفپوش بودن کوهها همانند سالهای اخیر کوتاهتر شود، آب کمتری برای آبیاری و برای مصارف خانگی در دسترس خواهد بود.
ذوب یخچالهای طبیعی تنها به علت ناپدید شدن کامل قلههای سفیدپوش کوهها نیست. این فرآیند از طریق افزایش دمای متوسط ایجاد میشود که خطر فجایع طبیعی مرتبط با تغییرات وضعیت زیستمحیطی را بالا میبرد.
نقش عوامل انسانی
براساس گزارش برنامه محیط زیست دریای خزر، فعالیتهای انسانی میتوانند تاثیر قدرتمندی بر آب و هوای محلی داشته باشند.
شبکههای گسترده آبیاری و سدها سبب کاهش خاک و فرسایش آن شده است و منابع آبهای زیرزمینی به موجب این فعالیتها کاهش یافتهاند که این مساله هم میتواند باعث تغییر کل رژیم آبی شود و هم بر دمای محلی و متعاقب آن بر توان بالقوه تبخیر موثر باشد.
فعالیتهای اکتشاف نفت و گاز نهتنها باعث آلودگی محلی هوا، خاک و دریا میشود، بلکه به انتشار گازهای گلخانهای ازجمله متان (4 CH) و دیاکسیدکربن(2 CO) که موثر در افزایش گازهای جهانی هستند، میافزاید.
کارشناسان تخمین میزنند تولید سوختهای فسیلی در دریا و ساحل خزر سالانه معادل 15 تا 20 میلیون تن دیاکسیدکربن منتشر میکنند. به این ترتیب، افزایش مورد انتظار در تولید سوخت، افزایش انتشار گازهای گلخانهای را به دنبال خواهد داشت و به دنبال آن تغییرات اقلیمی و پیامدهای ناخوشایندی به همراه خواهد آورد که این موضوع نیازمند تدابیر و اقدامات مناسبی از سوی دولتها در منطقه است.
شرایط آب و هوایی نامعلوم
کارشناسان معتقدند مشکل میتوان پیشبینی کرد که تغییرات اقلیمی در سطح جهانی چگونه بر آب و هوای یک منطقه خاص موثر خواهد بود.
اگرچه معمولا سناریوهای آب و هوا، گرمایش و افزایش بارندگی در شمال خزر و نواحی اطراف آن و بارش کمتر در جنوب را پیشبینی میکنند، اما همواره نوعی عدم اطمینان درباره این پیشبینیها به علت میزان تاثیر دریا و پوشش ابر وجود دارد.
این در حالی است که راهی برای پیشگویی عکسالعمل نظام آب و هوایی در زمان رسیدن به آستانه بحران وجود ندارد.
مشخص نیست سیستم آب و هوایی براساس یک مدل خطی عکسالعمل نشان خواهد داد یا این که به طور ناگهانی تغییر ماهوی خواهد کرد.
کارشناسان معتقدند با افزایش تراکم گازهای گلخانهای اتمسفر، دمای بخش اروپایی منطقه خزر، حداقل در کوتاهمدت بالا خواهد رفت.
این در حالی است که برخی محققان نگران افت جریان خلیج گرم اقیانوس اطلس به واسطه تغییرات زیستمحیطی در قطب شمال و چرخه اقیانوسی هستند، زیرا ممکن است دمای منطقه به طور چشمگیری پایین آمده و سبب ایجاد اقلیمی بسیار سرد و خشن شود.
حمیدهالسادات هاشمی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: