در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
خودش هم توضیح داده که برای نوشتن این نامه از اطلاعات فیلم مستند «راز» که از شبکه 4 پخش شده هم استفاده کرده. البته اگر این فیلم را دیده باشید که خودتان متوجه شباهتهای بخشهایی از این نامه با بخشهای زیادی از آن فیلم میافتید. اگر هم فیلم را ندیده باشید که خب متوجه نمیشوید. با این حال این دوست 18 ساله ما به همه توصیه کرده این مستند را حتما و حتما و حتما ببینند. (خصوصا آنهایی که خیلی بدبین هستند.)
حدود یک ساعت پیش نامه شما رو در نسلسوم (27 فروردین) خواندم و تصمیم گرفتم که این نامه را بنویسم.
من هم 18 سال دارم و تابستون امسال هم باید کنکور بدم. میدونم سخته، ولی همیشه امید هست. فکر میکنم همیشه از کجا شروع کردن و به کجا ختم کردن، خیلی مهمه و امیدوارم که بتونم این کار رو درست انجام بدم. به نظر من همه ما دائم در حال امتحان دادنیم، اونم چه امتحانی؛ «امتحان زندگی».
به قول سهراب سپهری شاعر: «زندگیتر شدن پی در پی، زندگی آب تنی کردن در حوضچه اکنون است».
امتحان زندگی سخته، درست، ولی با این چیزهایی که نوشتی، میتونی جزو شاگرد اولهای کلاس باشی. باور کن.
گفتی برای خیلیها گریه کردی؛ این نشون میده که قلب بزرگی داری.
این سکوتی که میگی پشتته، واقعا افتخارآمیزه برای خودت چون نمیخواستی به پدر و مادرت بیاحترامی کرده باشی یا باعث رنجش اونها بشی.
خوب من احساس میکنم که پدر و مادرت محبتشون رو اون طور که باید و شاید ابراز نکردند (یا شایدم اون طوری که مورد پسند تو هستش) ولی مطمئنا از ته دلشون دوستت دارن. در واقع شاید اونها نتونسته باشن کامل بهت برسن، اما فکر کنم که تو تا اینجا خیلی خوب تونستی، نقش یک فرزند خوب رو براشون داشته باشی، پس 2 صفر به نفع تو (اگرچه حقیقت اینه که اونها صفر نیستن ولی خوب دیگه!).
جهان تازه
وینستون چرچیل گفته: «شما جهان خود را میسازید، همان طور که در آن پیش میروید».
با این حساب، من فکر میکنم، تو میتونی بهترین جهان رو برای خودت بسازی و تا اینجا هم (حداقل) کارت بد نبوده. ولی کارت هم سخته و هم آسون!
سخته از این جهت که توی مسیر زندگی مشکلات و یاس و ناامیدیهای زیادی به سراغ آدم میآد، ولی باید صبور باشی و سختتر از همه مشکلات تا بتونی خوب از سدشون بگذری.
آسون هم هست، از این جهت که کار نشد نداره و حتما میتونی از پسش بر بیای و پدر و مادرت هم محبتشون رو نسبت به تو چند برابر میکنن.
تو تنها کسی هستی که زندگیات رو میآفرینی و هیچ کس دیگهای نمیتونه این کار رو بکنه.
بقول سهراب: «هر کجا هستم، باشم، آسمان مال من است. پنجره، فکر، هوا، عشق، زمین مال من است».
خداوند ما رو آفریده و از روح خودش هم در روح ما دمیده. ما قدرت خداگونهای برای عینیتبخشیدن به خواسته هامون هستیم.
چیزی که ما به خودمون جذب میکنیم، افکار برجسته ماست چه خواسته، چه ناخواسته. باید از افکار خودمون آگاهی داشته باشیم و افکارمون رو به دقت انتخاب کنیم و از این کار لذت ببریم چون ما شاهکار زندگی خودمون هستیم.
همه چیز از افکار و باورهامون شکل میگیره.
میتونی روی یک کاغذ فهرست چیزهایی رو که دوست داری داشته باشی یا برات اتفاق بیفته رو بنویسی (به صورت مضارع) و با یک جمله مثل «من خوشحالم» یا «من سپاسگزارم»، نوشتهات رو شروع کن.
نیازی نیست که بدونی همه چیز چه طور پیش خواهد رفت و نیازی نیست که بدونی جهان چه شکلی به خود خواهد گرفت.
باید خودت رو هم جهت با چیزی که طلب میکنی، بدونی و این همون احساساتته.
همه چیز وابسته به احساسات ماست و چیزی که بهش فکر میکنیم، وقتی باهاش یکی شدیم، پدیدار میشه. میشه کار رو از هیچ شروع کرد. هر روز 5 دقیقه به چیزهایی که توی فهرستت نوشتی فکر کن. چشمهات رو ببند و خودت رو با احساسی که میخوای ببین، تصور و تجسم کن و از این احساس لذت ببر و بعد که چشمهات رو باز کردی به خاطر تمام چیزهایی که داری، شکر کن.
قانونی نیست که بگه چقدر طول میکشه. همهچیز به میزان هم جهت بودن بستگی داره. پس باید صبر داشت و برای رسیدن به هدف تلاش کرد و باهاش هم جهت بود.
گفتی چیزی عوض نمیشه ولی واقعا این طور نیست. تو میتونی.
هنری فورد میگه: «چه فکر کنید که میتوانید، چه نمیتوانید، در هر صورت حق با شماست».
پس باید باور کنی که میتونی. نباید با تفکر بد، چیزهای بد فعلی رو بیشتر کنیم و فقط به اون چیزی که هست نگاه کنیم.
وقتی به حال و روز فعلی مون نگاه میکنیم، خودمون رو بر همون مبنا تعریف میکنیم و خودمون رو محکوم میکنیم به داشتن دقیقا همون حال و روز در آینده.
کارل یونگ معتقده: «با هر چه مقابله کنید، ایستادگی میکند».
اگر مخالف چیزی هستیم، باید روی نقطه مقابلش تمرکز کنیم. مثلا جنگ که مقابلش صلحه.
باید روی چیزی که میخوایم تمرکز کنیم، نه اون چیزی که نمیخوایم. باید توجه مون رو به چیزی متمرکز کنیم که میخوایم.
شروع تازه
من پیشنهاد میکنم که یک نامه برای پدر و مادرت بنویس. در ابتدا به خاطر تمام محبتهاشون و تمام خوبی هاشون ازشون تشکر کن و بنویس که چقدر دوستشون داری و بعد تمام حرفهای دلت و تمام چیزهایی که فکر میکنی باید باشه ولی نیست رو بنویس و نامه رو جوری بهشون بده که مثلا وقتی که تو خونه هستی و اونها بیرونند، بخوننش (مثلا بذار توی کیف مادرت).
دکتر مارتین لوتر کینگ گفته: «نخستین قدم را با ایمان بردارید. نیازی نیست که تمام راهپله را ببینید. کافی است که نخستین قدم را بردارید».
باید اعتماد بنفس داشته باشیم. باید خودمون رو دوست داشته باشیم و خودمون رو پر کنیم تا لبریز بشیم و بقیه رو هم دوست داشته باشیم.
شاید کسی بگه که خوب اگه همه درست فکر کنن، این انرژی تموم نمیشه؟!
نه. بیش از نیازمون لذت، عشق، نیرو و... هست. به اندازه کافی برای همه هست. خیلیها میگن که ما این کار رو کردیم، ولی به نتیجه نرسیدیم. حقیقت اینه که اونها این کار رو درست انجام ندادن و صبر کافی هم نداشتن.
همه چیز از انرژی و انرژی هم از خدا به وجود آمده و خدا به اندازه کافی (بیشتر از بقیه) به ما انرژی داده.
من مطمئنم که همه چیز تغییر میکنه و تو 2 2 مساوی میشی با پدر و مادرت (شاید هم عقب بیفتی)، لطفا خودت هم مطمئن باش.
امیدوارم که همیشه امیدوار باشی. مطمئنا خدا هم کمکت میکنه و هر کس هم که نامهاترو خونده، برات دعا میکنه.
تو میتونی پرواز کنی فقط کافیه بالهات رو باز کنی همون بالهایی که خدا بهت داده.
«زندگی رسم خوشایندی است.»
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: