درباره مارسل خلیفه، هنرمند لبنانی‌

موسیقی در خدمت مردم ‌و صلح‌

روستای «آمشیت» از بیروت فقط 40 کیلومتر فاصله دارد اما سال‌ها پیش طی کردن همین فاصله کوتاه برای ساکنان این روستا، کار بسیار دشواری بود، روستایی که مارسال خلیفه در آن متولد شده است. در این روستا مردمان فقیری زندگی می‌کردند که با امکانات حمل و نقل نیم قرن پیش و در جاده‌های ناهموار آن زمان به راحتی نمی‌توانستند به پایتخت لبنان برسند. با این حال وقتی مارسل به 14‌سالگی رسید، اولین عود خود را برداشت و آن 40‌کیلومتر را پشت سر گذاشت تا به کنسرواتور ملی موسیقی لبنان وارد شود.
کد خبر: ۱۷۱۹۶۶


 

 


 هر چند پدر و مادرش هر چه را در توان داشتند در اختیار او قرار دادند تا راهی را که دوست دارد دنبال کند اما هیچ‌وقت تصور نمی‌کردند پسر جوان آنها در سال‌های جنگ و خشونت لبنان به صدای اتحاد و آرامش‌بخش لبنانی‌ها تبدیل شود؛ لبنانی‌هایی که نه تنها از نظر مذهبی از هم جدا هستند بلکه از قوم‌های گوناگونی نیز تشکیل شده‌اند. مارسل خلیفه نه تنها در کشور لبنان و جهان عرب مورد توجه مردم است بلکه یکی از هنرمندان خاورمیانه به شمار می‌رود که در معروف‌ترین تالارهای دنیا به اجرای برنامه پرداخته است.

خلیفه درباره علاقه‌اش به موسیقی و عواملی که او را به سوی این هنر کشاند، می‌گوید: از وقتی که بچه کوچکی بودم، موسیقی را دوست داشتم. پدربزرگم ماهیگیر بود و بیشتر آوازهای دریا را برای ما می‌خواند. در همان دوران موسیقی مذهبی کلیساها را نیز می‌شنیدم. در کنار این‌ها، قرائت قرآن برایم الهام‌بخش بود. ما در لبنان شاهد در هم آمیختن فرهنگ اسلامی و مسیحی هستیم. همین موضوع به من کمک بسیاری کرد و آگاهی من را از دنیای موسیقی افزایش داد.

مارسل خلیفه همان‌طور که از دو فرهنگ مختلف برای آفرینش موسیقی خود استفاده کرده در عین حال از سنت‌های کهن موسیقی کشورش و موسیقی مردم‌پسند امروزی در کنار هم سود می‌برد. به همین دلیل با وجود آن که غنای ادبی چشمگیری در ترانه‌هایش دیده می‌شود، آثارش را می‌توان در کوچه و خیابان و از زبان مردمان آن شنید. مارسل خلیفه به عنوان یکی از تواناترین نوازندگان عود شناخته می‌شود. او ایده‌های تازه فراوانی را با این ساز اجرا کرده است. یکی از آخرین ایده‌های او در واقع پاسخی به این سوال خودش بود که «چرا آن‌طور که چند ویولن، ماندولین یا بالا لایگا در کنار هم می‌نوازند از چند عود در کنار هم استفاده نمی‌شود؟».

مارسل خلیفه در جواب این سوال یک کنسرتو و کوارتت برای چهار عود خلق کرد.

با تمام افتخاراتی که مارسل خلیفه به دست آورده است، بازماندگان جنگ داخلی لبنان او را به عنوان هنرمندی می‌شناسند که در تلخ‌ترین روزهای تاریخ معاصر این کشور برای مردمش می‌نواخت؛ در سالن‌های رو به ویرانی یا در کنسرت‌های فضای باز تلاش می‌کرد روحیه مردمی را حفظ کند که جنگ داخلی برای سالیان سال زندگی آنها را رو به نابودی برده بود. خلیفه برای تمام گروه‌های درگیر جنگ داخلی می‌خواند و با ترانه‌هایی در ستایش کشور و مردمش تلاش می‌کرد گروه‌های درگیر جنگ را به یاد ریشه‌های مشترکی بیندازد که با هم دارند. میزان محبوبیت او در آن سال‌ها به اندازه‌ای بود که وقتی ارتش اسرائیل بخش‌هایی از لبنان را اشغال کرد آلبوم‌های موسیقی او ممنوع شدند چرا که اسرائیل نگران قدرت این هنرمند در تقویت روحیه مردمان عرب در تمام نقاط جهان بود.

تمام این نوشته‌ها درباره مردم آرام و متواضعی است که چه در هنگام حرف زدن و چه در هنگام آواز خواندن هیچ هیجانی از خود نشان نمی‌دهند و در هنگام اجرای برنامه‌هایش با آرامش و انضباطی عجیب، کارش را دنبال می‌کند.

خلیفه می‌گوید: از وقتی به دنیا آمدم احساس می‌کردم روحی طغیانگر در درونم دارم. چیزهایی که به نظرم می‌رسید از گذشته به من رسیده، رد می‌کردم، در خانه، مدرسه و حتی کنسرواتوار این حالت را داشتم. البته این کار من فقط برای نفی نبود بلکه برای رد کردن برخی مفاهیم بود.

این هنرمند در کنسرواتوار به طور تخصصی ساز عود و تئوری موسیقی کلاسیک را فراگرفت. او عقیده دارد موسیقی کلاسیک خاورمیانه بخشی از همان سنتی است که موسیقی کلاسیک غرب را شامل می‌شود و مفاهیمی مانند ارکستراسیون و کنتراپوان در هر دو آنها وجود دارد. خلیفه، تفاوت این دو موسیقی را در ملودی‌های سنتی‌ای می‌داند که نوازندگان از آنها استفاده می‌کنند: «موسیقی عربی، بخشی از موسیقی جهان است. دوران طلایی آن به زمانی بازمی‌گردد که اعراب در آندلس بودند، در آن زمان موسیقی اعراب تاثیر عظیمی بر موسیقی غرب داشت. بسیاری از دوستداران موسیقی در اروپا به آندلس می‌رفتند تا با موسیقی عربی آشنا شوند.

حتی هنری هشتم برادرزاده خود را به آندلس فرستاد تا این نوع موسیقی را یاد بگیرد و جامعه انگلستان را درباره آن آگاه کند. از همان زمان عود به اروپا وارد و به «لوت» تبدیل شد. رباب هم سرنوشتی به همین صورت داشت و پس از ورود به اروپا تبدیل به ویولن شد.

این موسیقیدان عرب معتقد است بعد از پایان آن عمر طلایی، یک خلاء فرهنگی برای جامعه اعراب پیش آمد به‌ویژه بعد از آن که حدود 600 سال پیش از آندلس بیرون رفتند. بعد از آن برای مدتی طولانی اوتامان‌ها بر کشورهای عربی حکومت کردند. از نگاه این نوازنده عود اگر رشد موسیقی اعراب در آن سال‌ها متوقف نمی‌شد آنها در حال حاضر از سطح بسیار بالاتری برخوردار بودند.

نشانه‌‌های موسیقی مردمی وقتی در آثار مارسل خلیفه آشکار شدند که او تحصیل در کنسرواتوار موسیقی را به پایان برد، آن دوره همزمان بود با آغاز جنگ داخلی در لبنان: «پس از آن بود که عملا به کنسرواتوار بزرگتری وارد شدم که جایی نبود غیر از جامعه‌ای که در آن زندگی می‌کردم. من هم با مشکلاتی مواجه شدم که مردم با آن روبه‌رو بودند. در آن زمان همه در فکر این بودند که آینده خودشان و کشورشان چه می‌شود.»

این هنرمند 58 ساله وقتی از کنسرواتوار بیرون آمد تحت تاثیر هنرمندانی قرار گرفت که به دنبال احیاء عظمت موسیقی عربی بودند. مهمترین آنها آهنگسازی مصری به نام «سعید درویش» بود که در سال‌های ابتدایی قرن بیستم فعالیت هنری خود را آغاز کرده بود. پس از او نیز دو برادر به نام‌های عاصی و منصور رهبانی در این حرکت نقش داشتند. هر سه این هنرمند بخش‌هایی از موسیقی سنتی و فولکلور عربی را به آثار کلاسیک وارد کردند.
خلیفه درباره تاثیر آنها بر موسیقی معاصر جهان عرب می‌گوید: «هر سه آنها سوال‌هایی را مطرح کردند که ما هنوز سرگرم پاسخ دادن به آنها هستیم. طبیعت موسیقی چیست؟ موسیقی چه معنایی دارد؟ چگونه می‌تواند با زندگی مردم عادی در تعامل قرار بگیرد؟ برای پاسخ دادن به این سوال‌ها، هنرمندان هم‌دوره من، سوال‌هایی برای نسل بعدی به وجود آوردند.»

این هنرمند با وجود آن که به موسیقی نگاهی کاملا تکنیکی دارد، اما هیچ وقت مفاهیم سیاسی را از آثار خود خارج نمی‌کند. او نه‌تنها در آثارش بلکه حتی در رفتارش نیز فردی کاملا سیاسی محسوب می‌شود. به همین دلیل او را با «باب دیلی» یا «پت سگر» مقایسه می‌کنند. او در سال 2001 حاضر نشد در جشنواره‌ای در کشور استرالیا به اجرای برنامه بپردازد به این دلیل که نوازنده‌ای از اسرائیل نیز به آن جشنواره دعوت شده بود. وقتی در مصاحبه ای از او درباره حادثه 11 سپتامبر پرسیدند، جواب داد: «برای تمام افراد» بی‌گناهی متاسف هستم که قربانی نبرد تلخی شدند که در جهان در جریان است. من از نزدیک شاهد تروریسم بودم. سال 1982 آن را دربیروت به چشم دیدم که خانه ما، خیابان‌ها و ساختمان‌ها را ویران می‌کرد. ما مردم لبنان، زمانی طولانی از تروریسم آسیب دیدیم.
من واقعا از این موضوع احساس تاسف می‌کنم که رهبران جهان به جای در پیش گرفتن مسیر صلح در راه جنگ قرار گرفته‌اند.

مارسل خلیفه همان طور که خودش همیشه با هر آنچه بر او تحمیل می‌شد در جدال بود، معتقد است دانشجویانش، نوازندگانش و مخاطبانش نیز باید چنین روحیه‌ای داشته باشند. زمانی که او هنوز جوان بود و در کنسرواتوار تحصیل می‌کرد، استادانش او را تشویق می‌کردند آثار ساده‌تری بنویسد که دانشجویان دیگر، آنها را راحت‌تر بفهمند اما او حاضر نبود این کار را انجام دهد: «وقتی مردم به کنسرت‌هایم می‌آیند آنها را مجبور می‌کنم درباره ادبیات فکر کنند. ترانه‌های من از اشعار بسیار سختی برگرفته شده‌اند مردم با خواندن آن ترانه‌ها با من، متن اشعار را یاد می‌گیرند. حتی از نظر موسیقایی هم نوازندگانم را وادار می‌کنم سخت‌ترین بخش‌های هر قطعه را با دقت بیشتری اجرا کنند. آنها را مجبور می‌کنم به شیوه تازه‌ای به هر قطعه گوش دهند. آنها عموما از آموزش‌های آکادمیک خوبی برخوردار هستند. اما من آنها را مجبور می‌کنم به ترانه‌های مردم گوش دهند. به ساده‌ترین آهنگ‌هایی که از دل یک فرهنگ برمی‌خیزد.»

هزاران صورت بی‌نام‌

ترانه‌ای که مارسل خلیفه به مردم فلسطین تقدیم کرد:

شاید وقتی بدن‌های بی‌جانتان یکبار دیگر به صدا درمی‌آیند

حرفی کوچک به حماسه عظیم شما افزوده باشم.

چشمانتان سراسر آبی است‌

صورت‌هایتان را دیده‌ام

هزاران صورت بی‌نام را

دیده‌ام این صورت‌‌ها را شناور برآب

مثل گل‌های بهار

غمگینم‌

غمی‌ چنان عظیم که جسم در زمان رفتن جان دچارش می‌شود.

غمگینم

حتی در زمان شادی.

چه باید بخوانم؟

آرزو رفیع زاده‌

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها