در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
این علاقه باعث میشود او کشف بزرگی کند. فیلم با یک فلاشبک به گذشتههای دور هنگکنگ سفر میکند؛ دوران سلحشوران و سلاطین آن و یک سلاح افسانهای. این نوجوان ناگهان (مثل فیلمهای سینمایی) خودش را در عهد باستان چین میبیند و به گروهی از سلحشوران میپیوندد که با هنرهای رزمی کارهای خود را پیش میبرند.
این سلحشوران قصد نجات سلطان در بند خود را دارند و این عملیات بسیار خطرناک است. چان که 7 آوریل سال 1954 در هنگکنگ به دنیا آمده، در فیلم نقش سلطان مانکی را دارد. او در کنار بازیگری، چند فیلم را کارگردانی هم کرده است. از کارهای مطرح او که در ایران هم به نمایش درآمده، میتوان از «ساعت شلوغی 1و2»، «ظهر شانگهای 1و2»، «تاکسیدو»، «مدال»، «افسانه نوشنده» و «دور دنیا در 80 روز»
اسم برد. در گفتگوی زیر جکی چان درباره «قلمرو ممنوع» و همکاریاش با جت لی صحبت میکند.
از شما و جت لی به عنوان ستارگان بزرگ هنرهای رزمی معاصر اسم میبرند. برایمان درباره این همبازی شدن بگویید.
خیلی خوب و هیجانانگیز بود. هر دوی ما از مدتها قبل میخواستیم در یک فیلم مشترک با یکدیگر کار کنیم، ولی هر بار به دلیلی این مساله به تعویق میافتاد. در حقیقت ما فیلمنامهای نداشتیم که هر دوی ما را راضی کند و نقشهای آن به درد هر دوی ما بخورد. این فیلمنامه باید در حد و اندازه هر دوی ما میبود و یکی را فدای دیگری نمیکرد. خوشبختانه فیلمنامه «قلمرو ممنوع» تمام عوامل مثبت را در خودش داشت: هم یک کار تاریخی خوب و هیجانانگیز بود و هم نقشهای خوبی برای ما دو نفر داشت. در عین حال، وجه هنرهای رزمی آن نیز به اندازه بود.
از زمان شروع فیلمبرداری مطالب و شایعات زیادی پیرامون فیلم پخش شد، اما شما آن را در سکوت و بیخبری کار کردید.
علت این بود که میخواستیم تماشاگران را غافلگیر و شگفتزده کنیم. اگر اخبار و اطلاعات زیادی در این رابطه به تماشاچی داده میشد، آن وقت شاید دیگر فیلم جذابیت زیادی برای آنها نداشت. همه میخواستند ببینند که من و جت لی در فیلم چه کارهایی با هم میکنیم و چگونه در مقابل یکدیگر ظاهر شده و بازی میکنیم. این سکوت، باعث خلق اشتیاق بیشتری برای بینندگان شد.
فیلمنامه فیلم چه چیزهایی در خودش داشت که شما را جذب بازی در آن کرد؟
وقتی فیلمنامه را خواندم، بلافاصله متوجه شدم زمان آن فرارسیده که در فیلمی با جت لی همبازی شوم. من افسانههای زیادی از تاریخ چین کهن را خواندهام. این افسانهها زیبا و خواندنی هستند. «قلمرو ممنوع» براساس افسانه قدیمی «سلطان مانکی» ساخته شده است. این افسانه را چینیها خیلی خوب میشناسند، ولی تماشاگران خارجی کاملا با آن بیگانه هستند. ساخت فیلم از یک سو تماشاگران چینی و هنگکنگی را راضی و خشنود می کند و از سوی دیگر باعث آشنایی بیشتر تماشاگران خارجی با افسانههای ناب کهن چینی میشود.
سازندگان فیلم میدانستند حضور من و لی در فیلم کمک زیادی به پخش بینالمللی آن میکند. فیلمنامه فیلم اقتباسی خوب از این افسانه قدیمی است و خود فیلم بسیار خوشساخت و تماشایی است. صحنههای اکشن آن کاملا با صحنههای اکشن فیلمهای بزرگ هالیوودی برابری میکند. این فیلم نمونه خوبی از یک کار آسیایی است که میتواند بینندگان بینالمللی را نیز کاملا خشنود کند.
پس دلایل زیادی برای بازی در این فیلم داشتید؟
صادقانه بگویم، مهمترین دلیلی که باعث حضورم در «قلمرو ممنوع» شد، حضور جت لی در این پروژه بود. آرزوی همیشگیام همبازی شدن و کار کردن با کسانی است که همیشه آنها را تحسین کردهام و دوستشان داشتهام. در بین این افراد میتوانم همچنین از بازیگرانی چون داستین هافمن و رابرت دنیرو هم اسم ببرم. میخواهم قبل از بازنشسته شدن به این آرزو دست پیدا کنم. جت لی از آن بازیگرانی است که بیش از 10 سال است میخواهم در فیلمی با او همبازی شوم.
شما دو نفر که استاد هنرهای رزمی هستید، صحنههای اکشن و زدوخورد زیادی در فیلم دارید. بازی در این صحنهها راحت بود؟
فیلمنامه پر از این جور صحنهها بود و از قبل مشخص بود که اختصاصا برای ما دو نفر نوشته شده است. طبیعی بود که کسی غیر از ما نمیتوانست آن نقشها را بازی کند. آماده شدن برای بازی در صحنههای اکشن کار سختی نبود، زیرا هر دوی ما سالهاست در رشته کاراته و هنرهای رزمی فعالیت میکنیم. تنها مساله این بود که خودمان را با دوربین و سیاهیلشکرها همراه کنیم. البته نقش جلوههای ویژه را هم از نظر دور نداشته باشید.
اولین صحنهای که جلوی دوربین با یکدیگر بازی داشتید، چگونه بود؟
عالی و نفسگیر! همه عوامل صحنه کارشان را رها کرده و به ما خیره شده بودند. میخواستند ببینند ما چه کار میکنیم. ما هم نگاهی به هم انداختیم و گفتیم بیا زودتر کارمان را انجام دهیم تا صحنه گرفته شده و فیلمبرداری به پایان برسد. شبیه میمونهای باغوحش شده بودیم که با کارهایمان توجه بازدیدکنندگان را جلب میکنیم!
صحنههای اکشن فیلم خیلی خوب و دقیق هستند، ولی معلوم است که خیلی سخت تهیه و تولید شدهاند.
دقیقا همینطور است. این صحنهها خیلی سخت بود و راب میتکوف کارگردان فیلم اصرار داشت که آنها خوب و دقیق از کار درآیند. برای هر یک از این صحنهها بین 10 تا 15 برداشت داشتیم. خود من هم میخواستم این صحنهها خوب و تماشایی باشند. به همین دلیل سر صحنه اصلا احساس خستگی یا ناراحتی نمیکردم. مثل همه کارهای دیگر، برای این صحنهها باید تمرین زیادی میکردیم، البته در سکانسهای مشترک با جت لی، مشکلات خیلی کمتر بود و ما شاید هر صحنه را با 5برداشت میگرفتیم.
ترجمه: کیکاووس زیاری
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: