در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
شبکه 3 تلویزیون چند صباحی است که درقالب برنامه «خونه من، خونه تو» به خانمهای خانهدار توجه ویژهای نشان میدهد. ازآنجا کهاین برنامه به شکل تولیدی کارشده است، این توقع و انتظار را پیش میآورد که نسبت به برنامه خانواده دیگر شبکهها که به صورت زنده پخش میشوند، از استحکام و قوت اجرایی و محتوایی منسجمی برخوردار باشد. اما آنچه که در خونه من، خونه تو بیشتر به چشم میآید، شتابزدگی درتولید و نبود انسجام در ریختار و محتوای برنامه است. معضل اصلی چنین برنامههایی در درجه نخست به اجراکنندگان جلوی دوربین ارتباط دارد. زیادهگویی و حاشیه روی مجریان آفت مهمی است که در آن افراد از بازی با کلمات و واژهها لذت بسیار میبرند و هیچگاه ایجاز و اختصار را چاشنی مکالمات خود چه در مواجهه با مخاطب (دوربین) و چه درهمراهی با مهمان یا کارشناس برنامه نمیکنند، به گونهای که مجری بیشتر خودش را جای کارشناس برنامه میکنند و فرصت منعقد شدن کلام را به مهمان یا کارشناس نمیدهد.
از آنجا که زمانبندی و برنامهریزی کلیت اثر برای بخشهای گوناگون انسجام و خط و ربطی ندارد، بیشتر مباحث با مهمانان هنوز شروع نشده، به دلیل تکراری و نخنماشده ضیق وقت که درحکم آچار فرانسه مجری است، بحث همچنان کال و نپخته باقی میماند. «خونه من، خونه تو» هر چند از 2جغرافیای داخلی و محیط بیرونی بهره میبرد؛ اما از آنجا که میان برنامه و فرصت تنفسی برای بیننده لحاظ نکرده، شمایل کلی اثر حالت راکد پیدا کرده است. چند بخش کارشناسی برنامه مانند «شما که غریبه نیستید»، «مراقبتهای پزشکی»، «شما بخواهید شما بپرسید»، با چند وله لاغر و بیرمق چند ثانیهای به هم جوش میخورند، در صورتی که میان هر یک از بخشها به فرصت تنفس برای مخاطب نیاز است. گویا آنچه برای سازندگان این برنامه اولویت داشته، درست در آوردن برنامه از منظر زمان تعیین شده برای کنداکتور پخش است.
ریسمان ارتباطی بخشهای مختلف برنامه، مجری آن است. نکته بامزه در ارتباط با خونه من، خونه تو که هر روز صبح از شبکه 3 به منزل خانمهای خانهدار سرک میکشد، بر هم خوردن را کورد لباس مجری در بخشهای مختلف برنامه است. در صورتی که دریک برنامه روزانه که به شکل تولیدی به سامان میرسد، حفظ راکورد از لحاظ ریختاری و پوششی با توجه به محوربودن مجری، از اهمیت ویژهای برخوردار است. این موضوع را در حس و حال مجری در سر و شکل دادن بخشهای مختلف برنامه نیز به نیکی میتوان رصد کرد. در یکی از برنامهها، مجری مکرمه سرما خورده بود، به قول معرف رنگ رخسار از سر درون خبر میداد، درست بلافاصله در آیتم بعدی، خانم مجری در جغرافیای بیرونی با ریختار تازه، سرزنده و شاداب به امر خطیر سخنوری و حاشیهپردازی با مهمان برنامه اشتغال داشتند. ویژگی برنامههای زنده خانوادگی به درلحظه بودن رخدادها و بدهبستانهای جلوی دوربین مرتبط است در این گونه برنامههای زنده دیگر با معضلاتی چون راکورد البسه، کسالت و تندرستی مجری درآیتمهای متفاوت برنامه به شکل یک درمیان مواجه نخواهیم بود.
بخش ورزشی برنامه هم به تبلیغ کالای اسپانسر این قسمت اختصاص دارد که بیشتر به یک لطیفه میان دیگر آیتمهای خونه من، خونه تو شبیه شده است، به هر روی، در نوع خود بد هم نیست؛ اما سمبه ریالی این قسمت، سمبه سلامتی وتندرستی را تحت تاثیر قرار میدهد. به هر روی، ما که ترجیح میدهیم به همان ورزش مفرح و مجانی پیاده روی قناعت کنیم.
خونه من، خونه تو از یک شمایل منسجم ساختاری و ایضا بصری تبعیت نمیکند. سازندگان برنامه از جغرافیای بیرونی بهره مناسب نبردهاند. این موضوع در برخی بخشهای کارشناسی قابل لمس است. در یکی از برنامهها کارشناس با لباس سفید رو به نورخورشید قرار گرفت و مجری با لباس تیره در جهت مخالف وی و در سایه به اجرا میپرداخت. با یک جابهجایی ساده و بدیهی براحتی میشد از معضلات نوری تصویر جلوگیری کرد، مضاف بر اینکه سوئیچ بخشهای بیرونی که با مهمان پیش میرود، خیلی سردستی برگزار شده است. نماهای ری اکشن و عکسالعملی 2 طرف درگیر مباحثه جایی در این بخشها ندارد. بخشهایی داخل استودیو از منظربرش و ترکیب نماها به قاعده و مقبولتر از قسمتهای بیرونی درآمده است.
به هر روی خونه من، خونه تو در رقابت با برنامه خانواده شبکههای دیگر قافیه را باخته است. زیرا توفیق برنامههای خانوادگی با اجرای زنده ارتباط تنگاتنگی دارد. خونه من، خونه تو در شمایل کنونی هر چند در لوکیشنهای داخلی و خارجی، بخشهای خود را به سامان میرساند؛ اما به هیچ عنوان بهرهوری از جغرافیای لوکس و کارت پستالی، تشخص و امتیازی برای آن به ارمغان نمیآورد. این برنامه عنوان بندی جذاب و جمع و جوری دارد که اجرا و ساختار مناسب آن برشمایل کلی کار سنگینی میکند، ای کاش این میزان نکته سنجی که در عنوانبندی خونه من، خونه تو قابل لمس است به دیگر اجزا و بخشهای این برنامه نیز تزریق میشد.
علی احسانی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: