در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
فلسفه وجودی پیوست فرهنگی
اگر مدیران و کارشناسان فعال در عرصههای مختلف اقتصادی، سیاسی، اجتماعی، قضایی و... برای افزایش شناخت خود از فرهنگ، علاوه بر تجربههای معمول زندگی که از دوران کودکی داشتهاند و از رهگذر حضور در مجالس مذهبی یا تماشای آثار هنری با بخش کوچکی از فرهنگ آشنا شدهاند، حوصله کنند و به چند نکته اصلی زیر توجه نمایند، فلسفه وجودی پیوست برای آنها مشخص میگردد.
1 - دانشمندان با تلقی متفاوتی که از انسان و جامعه دارند، تعاریف متعدد و متنوعی از فرهنگ مطرح کردهاند، اما در همه تعاریف، یک فصل مشترک وجود دارد و آن نظاموارهای از اعتقادات، نگرشها، ارزشها و رفتارهای مبتنی بر آن اعتقادات در یک مجموعه انسانهایی است که در یک محیط خاص با هم تعامل دارند.
2 - این اعتقادات و نگرشها و رفتارها، یعنی فرهنگ هر جامعه، بتدریج و مستمر در حال تغییراتی است. این تغییرات با مقایسه با اعتقادات و آرمانهای یک جامعه میتواند مثبت یا منفی باشد و میتواند از سوی تغییردهندگان به صورت آگاهانه و از پیشطراحی شده و میتواند به صورت ناخودآگاه و به تبع تغییرات اقتصادی، سیاسی و اجتماعی باشد، همان طور که میتواند این تغییرات از سوی موافقان یک فرهنگ و از داخل یا خارج یک جامعه باشد یا از سوی مخالفین یا قصد تخریب از داخل یا خارج جامعه سازماندهی شود.
3 - درک کامل این که، چگونه یک اقدام گسترده، چه به لحاظ ابعاد، چه به لحاظ استمرار، چه به لحاظ وسعت جمعیت تحت پوشش در عرصه اقتصادی، سیاسی یا هر عرصه دیگری میتواند در فرهنگ یک جامعه اثر بگذارد مقدمه دریافت اهمیت پیوست فرهنگی است.
دانشمندان فرهنگ را در 4 لایه طبقهبندی کردهاند. شامل لایه زیرین و اساسی به نام اعتقادات بنیادین، ارزشها، هنجار، رفتارها و نمادها، طبقهبندی کردهاند و معتقدند وقتی فرهنگ تغییر پیدا میکند که در یک روند تحول این اعتقادات، ارزشها و هنجار و رفتارها به صورت تعاملی تغییر پیدا کند، گاهی با تغییر اعتقادات پایهای افراد آنان آماده میشوند تا ارزشهای ذهنی خود را تغییر داده و رفتارهای جدید را بپذیرند، اما گاهی در یک محیط اجتماعی تغییراتی رخ میدهد که ادامه زندگی موفق در آن محیط، مستلزم پذیرش رفتار جدیدی است و اگر فرد این رفتار را پذیرفت و در آن محیط به تعادل رسید او بتدریج بخشها یا تمام، نگرشها و اعتقادات پشتوانه آن رفتار را میپذیرد، تاثیر فعالیتهای غیرفرهنگی در فرهنگ از رهگذر این تغییر به وجود میآید.
4- این مساله قابل اثبات است که هر چقدر جوامع به سمت توسعه و مدرن شدن به پیش میروند، تاثیرات فرهنگی حاصل از فعالیتهای اقتصادی، سیاسی و اجتماعی رو به افزایش است و حتی بسیاری از فعالیتهای مستقیمی که به عنوان فعالیتهای فرهنگی قلمداد میشود در خدمت تولید نیازهای جدید در عرصه اقتصاد یا زمینهسازی برای تحقق سیاستهای اجتماعی خاص یا تغییر و تحولات سیاسی جامعه است و مجموعه فعالیتهای اصیلی که بواقع برای حفظ و تقویت اعتقادات و باورهای اصیل یک جامعه صورت میگیرد، بخش محدود و ناچیزی است، ضمن آن که به واسطه عدم رشد روشها و تاخیر در بهرهگیری از علوم و فناوریهای جدید در فعالیتهای تبلیغی و فرهنگی، روند نفوذ آنها بسیار کند میباشد با این توضیحات، آنچه را به عنوان فلسفه وجودی پیشبینی «پیوست فرهنگی» برای طرحها و پروژههای جامعه میتوان ذکر کرد عبارت است از:
تلاش آگاهانه و از پیشطراحی شده برای جلوگیری از آثار مخرب فرهنگی بهرهگیری از علوم، فناوریها، روشها و الگوهای وارداتی و همچنین اصلاح کارکردهای فرهنگی فعالیتهای اقتصادی، سیاسی و اجتماعی داخلی است.
تا از این رهگذر، بتوان تاثیرات غیرمستقیم فرهنگی و تاثیرات ناخودآگاه الگوگیریها و بیتوجهیهای داخلی را در عرصه تصمیمات اقتصادی، سیاسی و اجتماعی روزافزون را، به حداقل رساند.
اهمیت پیوست فرهنگی
برای شناخت ابعاد اهمیت پیوست فرهنگی، ابتدا باید تلقی جامعی از مفهوم پیوست فرهنگی داشت.
همان طور که در بخش قبل مطرح شد، تاثیرات متقابل هر فعالیت بزرگ اقتصادی، سیاسی و اجتماعی بر نظام بهم پیوسته اعتقادات، ارزشها و گرایشات مردم یک جامعه که به عنوان هسته مرکزی فرهنگ معروف است، موضوع بحث پیوست فرهنگی است و از آنجهت این موضوع برای ما اهمیت پیدا میکند که اراده کردهایم در سیر تحولات جامعه، رشد مادی و معنوی افراد را توامان سازیم و رشد اقتصادی و فعالیتهای سیاسی را به عنوان ابزاری در خدمت ارتقای اخلاق، معنویت و فراهمکردن شرایط محیط برای تکامل انسانیت افراد جامعه قرار دهیم.
از این روی تحقق این معنا مستلزم وجود شناخت کافی از:
الف: مفهوم جامع فرهنگ، فرآیند فرهنگسازی و فرهنگپذیری افراد، فرآیندهای تغییر و تحول فرهنگی در جوامع.
ب: درک جامعالاطرافی از چگونگی تاثیر تحولات اقتصادی، سیاسی، اجتماعی جامعه بر مسائل فرهنگی جامعه.
ج: شناخت تاثیرات مثبت و منفی فرهنگ عمومی جامعه موجود در میزان موفقیت و پیشرفت، سیاستها، برنامهریزیها و اقدامات مختلفی است که برای حل معضلات اقتصادی، سیاسی و اجتماعی اعمال میشود.
د: داشتن تحلیل جامع از معضلات ساختاری نظامهای موجود، که از طریق سازمانهای مختلف در مسیر سرعت پیشرفت جامعه مانعتراشی میکنند.
از این روی، تذکر این نکته ضرورت دارد که باید مواظبت نمود که:
- تلقی محدود از مفهوم فرهنگ
- نشناختن تاثیرات متقابل فرهنگ، سیاست، اقتصاد
-آشنایی ناقص و ابتدایی اکثریت مدیران اجرایی متدین از مفهوم فرهنگ و فرهنگسازی
- نگرانی از تبدیلشدن «پیوست فرهنگی» به ابزاری برای کندکردن تصمیمات اجرایی
باعث نشود که با تدوین ضوابطی ناقص برای تعداد محدودی از پروژههای عمرانی تحت عنوان «پیوست فرهنگی» از تحولی بنیادین در جهتگیری برای اصلاح نظامهای اجرایی کشور و پایهگذاری تمدن اسلامی جلوگیری شود.
... تهیه پیوست فرهنگی برای طرحها و لوایح قانونی است که مردمسالاری دینی را تجلی میبخشد.
بخصوص این که در آغاز این حرکت چند مانع بزرگ اجتماعی هم در مسیر چنین تلاشی وجود دارد که عبارتند از:
الف: عمدهسازی نیازهای اقتصادی از رهگذر ذات توسعه غربی و دامن زدن آن در نظام تبلیغات سیاسی و
خلاصهکردن مشکلات جامعه در معضلات مادی و اقتصادی.
ب: پیچیدگی ماهیت موضوع در کنار عدم کارآیی سازمانهای فرهنگی موجود برای هدایت این حرکت و نگرانی از شکلگیری یک جریان بوروکراسی مزاحم در جلوگیری از سرعت تصمیمگیریهای اجرایی.
ج: ابهامات و اختلافنظرهای گسترده بین نخبگان و کارشناسان جامعه، پیرامون مفاهیمی که در این عرصه به کار گرفته میشود.
د: وجود درآمدهای حاصل از فروش سرمایههای یکبارمصرف نفت، که در شرایط موجود، حل هر مشکل ریشهای و ساختاری را به تاخیر میاندازد و نارساییهای ناشی از آن عامل را با دلارهای نفتی جبران میکنند.
بعد از ذکر این مقدمات و تذکرات، اهمیت پیوست فرهنگی از دو بعد قابل توجه است.
1 - نقش سازنده در تسریع تحقق اهداف نظام جمهوری اسلامی
2 - نقش اصلاحی در رفع موانع ساختاری و فرهنگی موجود در مسیر پیشرفت و توسعه ایران اسلامی.
1 - نقش سازنده پیوست فرهنگی
در توضیح نقش سازنده پیوست فرهنگی میتوان اشاره نمود که:
1-1- اهداف اصلی و غائی نظام اسلامی، بهبود مستمر و استقرار اعتقادات، ارزشها و جهانبینی اسلامی در تمامی روابط جامعه و ارتقاء اخلاقیات اصیل انسانی و اسلامی در بین تمامی آحاد جامعه است و از رهگذر اجرایی شدن پیوستهای فرهنگی است که در روند تحقق این اهداف تسریع میشود.
2-1- قدرت، مشروعیت، نفوذ جهانی نظام جمهوری اسلامی در شرایط امروز جهانی در گرو رشد اعتقادات دینی و حفظ ارزشهای اسلامی در بین کارگزاران، نخبگان و توده مردم است و اجراییشدن پیوستهای فرهنگی، زمینهساز رشد اعتقادات و حفظ ارزشهای اسلامی در عرصههای مختلف است.
3-1- حفظ و تقویت هویت ایرانی و اسلامی جامعه، در شرایطی که سرعت پیدا کردن فرآیندهای جهانی شدن فرهنگ، میتواند هویت جوامع را به خطر اندازد، یکی دیگر از آثار ارزشمند اجراییشدن پیوست فرهنگی است.
4-1- با شکلگیری یک جامعه توسعهیافته مبتنی بر اعتقادات اسلامی است که الگویی عملی و موفق برای حفظ هویت کشورهای اسلامی و ایجاد یک هویت مشترک برای مقابله با استکبار جهانی فراهم میشود و این مهم وقتی فراهم میشود که ارزشهای اعتقادی و اخلاقی، خود را در سازمانهای اقتصادی، سیاسی و اجتماعی نیز عینیت بخشد.
2 - نقش اصلاحی پیوست فرهنگی در رفع موانع ساختاری و فرهنگی
برای توضیح این مطلب، لازم است ضمن اشاره به موانع ساختاری موجود، نسبت آن را با پیوست فرهنگی تبیین کرد.
1-2- تضادآفرینی فرآیندهای نوسازی جامعه با فرهنگ اصیل اسلامی
گرچه همواره مدیریت ارشد نظام اسلامی بر ضرورت استقرار تفکر و اندیشه دینی در تنظیم امور جامعه پافشاری میکند، اما لزوم نوسازی و توسعه کشور نیز ما را مجبور میسازد، علاوه بر تولید علوم و فناوری در داخل کشور، از یافتههای علمی و فناوریهای نوین جهانی بهرهبرداری نماییم و چون در زوایای پنهان و آشکار این علوم، بویژه علوم انسانی و فناوریهای نوین، و تمامی نرمافزارهای مختلفی که در خدمت انسانها قرار میگیرد، نوعی جهانبینی و گرایشات اعتقادی نهفته است، بیتوجهی به ماهیت فرهنگساز این پدیدهها، همواره یک سلسله تضاد را در جامعه اسلامی تزریق کرده است و مقاومتهای پنهان و آشکاری را در روند توسعه و پیشرفت کشور فراهم میسازد.
تهیه «پیوست فرهنگی» برای فعالیتهای اصلی و محوری مربوط به سازندگی کشور، موجب میگردد، این تضادهای مخرب در فضای سیاسی کشور با بیانی مبتنی بر علم و اصول دینی در چارچوب مباحث علمی و کارشناسی و در درون مباحث عرصه فرهنگ، مورد بحث و بررسی قرار گیرد و کمکی باشد در کاهش تضادهای سیاسی کشور.
2-2 - عدم تعادل در توسعه همهجانبه کشور
یکی از موانع عمده کندی پیشرفت ایران در شرایط امروز، عدم توسعه متوازن بخشها و ابعاد مختلف تشکلدهنده جامعه است، همان طور که همگان شاهد هستیم، مجموعه عواملی مانند پیشرفت علوم و فنون جدید در کشورهای پیشرفته، امکان انتقال نتایج این پیشرفتها در قالب کالا و خدمات مدرن در کشورهایی مثل ایران که به دلیل داشتن درآمدهای نفتی، بدون لزوم دستیابی به پیشرفت متوازن، امکان این انتقال را داشتهاند و در نتیجه انتقال بخش اعظم استعدادهای درخشان در بعضی از عرصههای نوین مثل پزشکی و مهندسی، موجب شده است که نتوانیم متناسب با تحولات اقتصادی و سیاسی جامعه، در حوزه مسائل فرهنگی توسعه و پیشرفت داشته باشیم و همین امر موجب شده است، بسیاری از کاستیهای موجود در فرهنگ عمومی جامعه، مانع پیشرفت سریعتر اقتصادی و اجتماعی و حتی عرصه سیاسی بشود، نگاهی به ضعفهای بنیادین و اساسی که در سازمانهای فرهنگی اعم از مردمی و دولتی و انفعالی که در مقابل تهاجم فرهنگی غرب داریم، همگی نمادهایی از این توسعه نامتعادل است که انتظار میرود با سازماندهی صحیح برای دستیابی به «پیوستهای فرهنگی» جهشی در جبران کاستیهای تاریخی عرصه مباحث کارشناسی فرهنگ ایجاد شود.
3-2 - کاستیها و عوارض ناشی از ساختارهای سیاسی در فرآیندهای مردمسالاری
از دیدگاه اسلامی، مشارکت دادن مردم در امور جامعه، جزیی از فرآیند رشد و تعالی فکری مردم و ابزاری است برای حفظ سلامتی کارگزاران حکومتی و در اصل و ضرورت تعمیق و گسترش آن، هیچ شک و تردیدی روا نیست، اما نوع و نحوه سازماندهی تحقق این مشارکت میتواند فواید و عوارض گوناگونی را در برداشته باشد.
آنچه حاصل تجربه 30 ساله نظام مقدس جمهوری اسلامی است، این که در کنار انواع آثار مثبت و سازنده خصوصیت جمهوریت نظام، این عوارض منفی را هم شاهد بودهایم که مجالس شورای اسلامی و دولتها بواسطه گرایش ذاتی به جلب رضایت اکثریت مردم، همواره مسائلی را مورد توجه قرار دادهاند که نگرانی روزمره مردم بوده است و راهحلهایی را گزینش کردهاند که به صورت ملموسی قابل عرضه باشد. بدیهی است که در چنین شرایطی، هیچگاه دولتها و نمایندگان مردم در مجلس شورای اسلامی به صورت فراگیر و جدی درصدد شناخت معضلات فرهنگی و دستیابی به راهحلهای مناسب و جامع نباشند.
4-2 - عوارض مخرب ناشی از برونزا بودن اقتصاد
وقتی فرآیند تولید ثروت در یک جامعه، حاصل تحول در مغزها، اندیشهها و علمیشدن روابط درونی جامعه باشد و از دل این تحول بنیادین، سازمانهای مناسب اجتماعی شکل بگیرد، از حاصل این تحول فکری و شکلگیری سازمانهای مدرن با بهرهگیری از مزیتهای اقتصادی درون یک جامعه، تولید ثروت، روندی مستمر و پویا پیدا میکند و دولتها بدون مداخله وسیع در اقتصاد، با گرفتن مالیات مناسب از ارزش افزودههای تولید شده در سازمانها و شرکتهای مدرن کوچک و بزرگ جامعه، به انجام وظایف اصلی خود، یعنی تامین زیرساختهایی چون امنیت داخلی، دفاع از مرزها و حفاظت از حقوق شهروندان میپردازند و بدیهی است که در چنین روندی یکی از سرمایههای اصلی هر جامعه، دانش نیروی انسانی و اعتقادات، باورها و گرایشات افراد جامعه در تنظم مناسبات اجتماعی آنها خواهد بود و فرهنگ جامعه یکی از متغیرهای مهم و کلیدی در سرعت بخشیدن به تحولات جامعه تلقی میشود و متناسب با درک این اهمیت است که اختصاص نیروی انسانی خلاق و ایجاد رشتههای مختلف دانشگاهی در حوزه تولید دانش و حل مسائل فرهنگی جامعه شکل میگیرد و به دنبال آن، ایجاد سازمانهای موثر اجتماعی برای زدودن نقاطضعف از فرهنگ عمومی جامعه فرآیندی کاربردی پیدا میکند.
تدوین «پیوستهای فرهنگی» مناسب و علمی در مرحله نخست، جامعه را با عمق و جزییات این موانع فرهنگی آشنا میسازد و در مرحله بعد به شناخت راهکارهای عملی و موردی در عرصه واقعی تصمیمگیریهای روزمره هدایت میکند.
5- 2 - گسست در اتخاذ سیاستها و فعالیتها اجرایی
برداشتهای کلی از مفاهیم دینی و اعلام سیاستهای راهبردی و عدم انطباق آنها با واقعیتهای اجتماعی، موجب میشود جریانهای مختلف سیاسی در موقع استقرار، بیش از حد موفقیت خود را در جابجایی نیروهای مدیریتی و کارشناسی تشخیص دهند و به طور طبیعی تجربیات گرانقیمتی به حاشیه رانده شود و در بسیاری از موارد نیروهای جدید نیز پس از سعی و خطای فراوان به همانجا برسند که نیروهای قبلی رسیدهاند. حاصل این عملکرد گسستهای مستمر در ایجاد سیاستها و راهحلهای اجرایی آن و القای عدم ثبات در فعالین اقتصادی است.
6-2 - عدم وجود انسجام تصمیمگیری برای شکلگیری پایههای تمدن جدید ایرانی و اسلامی
وقتی انتظار داریم با گذشت چند دهه از عمر نظام مقدس جمهوری اسلامی، آثار شکلگیری تمدنی تازه را مشاهده کنیم، لازمه آن، حضور جهانبینی و اندیشه ناب اسلامی در تمامی نمادهای کلامی، ارتباطی، معماری، شهرسازی و ساختارها و سازمانهای ادارهکننده یک جامعه است، به ترتیبی که وقتی یک فرد خارجی وارد جامعه ما میشود، این تفاوت برای او مشهود بوده و احساس نماید در بطن این جامعه، شکل متعادل و زیبایی از یک حیات متفاوت در حال شکلگیری است. پیشنیاز تحقق این امر، ایجاد یک فرهنگ منسجم اسلامی است، تا بتدریج آثار این فرهنگ در سازوکارهای ظاهری جامعه، تجلی پیدا کند.
در حال حاضر سرعت تغییرات در جامعه ما، موجب شده است که در بسیاری از موارد ازجمله فرهنگ تغذیه، لباس پوشیدن، معماری، شهرسازی، زبان و ادبیات و نوع سازماندهی امور اجتماعی، مجموعه نامتعادل و بعضا متضادی از انواع فرهنگها را مشاهده نماییم و علاوه بر احساس بیهویتی در نسل جدید، روحیه یاس و ناامیدی و باری به هر جهت، در بخشهایی از افراد جامعه ظاهر شود، ایجاد یک سازوکار منسجم مدیریت شده برای سیاستگذاری در نحوه تدوین «پیوست فرهنگی» طرحها و پروژهها، میتواند در یک روند تدریجی بسیاری از این نابسامانیها را حلو فصل نماید و بستر جامعه را برای ایجاد زیرساختهای تمدنی جدید، مبتنی بر اصول و اندیشه اسلامی همراه با بهرهگیری از علوم و فناوریهای جدید فراهم سازد.
7-2 - شناخت عالمانه موانع فرهنگی توسعه بخشها
علاوه بر آثار مثبت برشمرده شده برای «پیوست فرهنگی» برای رفع موانع اساسی پیشرفت و توسعه کشور و آثاری که در راستای احیا و تقویت فرهنگ اسلامی بوجود میآورد، نتایج دیگری از فرآیند تهیه پیوستهای فرهنگی انتظار میرود و آن شناخت و اصلاح موانع فرهنگی فراراه توسعه و افزایش اثربخشی همه فعالیتهای اقتصادی، سیاسی و اجتماعی است که به دلیل وجود درآمدهای نفتی در بسیاری از موارد ناشناخته مانده است.
8- 2- ضرورت تسریع در مهندسی فرهنگی جامعه
در کنار نقشی که جریان تدوین پیوست فرهنگی برای رفع اینگونه نارساییهای زیربنایی میتواند ایفا نماید، بحث پیوست فرهنگی، اگر به درستی شناخته و سازماندهی شود، همچون اصلاح اقتصاد خرد زیربنای اصلاح اقتصاد کلان جامعه است و میتواند در روند عملیاتی شدن «مهندسی فرهنگی» جامعه تسریع نماید و جریان تنظیم داده و ستاده از کل به جزء و از جزء به کل را سامان بخشد و زمینهساز ایجاد یک انسجام و تعادل در همه ابعاد تحولات کشور شود، چراکه فشردهترین تعریف برای مهندسی فرهنگی عبارت است از: هماهنگ کردن بازخوردهای فرهنگی تمامی فعالیتهای اقتصادی، سیاسی، قضایی، انتظامی، اداری و غیره با اهداف فرهنگی کلان جامعه است و این معنا جز با پیشبینی «پیوست فرهنگی» برای کلیه تصمیمات مهم کشور عملی نخواهد شد.
9-2 - تقاضا آفرینی برای نهضت نرمافزاری و کرسیهای نظریهپردازی
ضرورت نظریهپردازی برای یک جامعه، وقتی معنا پیدا میکند، که نخبگان و دانشمندان یک جامعه باور داشته باشند، بسیاری از نظریات حاکم بر علوم انسانی غرب، نمیتواند راهگشای حل مسائل جامعه ما باشد، این اتفاق وقتی حادث میشود که 3 مجموعه، حوزه، دانشگاه و اجرا که در حال حاضر بسیار دور از هم به فعالیت مشغولند، با تقاضا و سوالات جدی مدیران اجرایی با هم پیوند بخورند، به نظر میرسد در صورت شناخت صحیح ابعاد پیوست فرهنگی برای تصمیمات مهم در عرصه اجرا، این ارتباطات براساس نیازهای واقعی جامعه تحول پیدا کند.
10-2- حل ریشهای مشکلات ساختاری سازمانهای اجرایی
همزمان با پیروزی انقلاب اسلامی، این نکته به اجمال دریافت شد که کارکرد فرهنگی تمامی سازمانهای موجود اجرایی میتواند برای تحقق اهداف فرهنگی نظام مزاحمت و در بسیاری از موارد نقش تخریبی داشته باشد، برای کاهش این کارکرد مخرب در هر نهاد و سازمانی متناسب با شرایط آن، راهحلهای مقطعی پیشبینی گردید. برای مثال:
- در نظام آموزش و پرورش امور تربیتی پایهگذاری شد
- در دانشگاههای نهاد رهبری بوجود آمد
- در نیروهای نظامی و انتظامی نهاد عقیدتی، سیاسی ایجاد شد
- در ادارات و کارخانجات انجمنهای اسلامی شکل گرفت
طبیعی بود که با وجود تمامی تلاشها و زحماتی که در این مجموعهها کشیده شد و میشود، هیچیک از آنها نتوانسته است، به صورت بنیادین، مشکلات ریشهای کارکردهای این سازمانها را حل و فصل نماید، به طوری که رهبر معظم انقلاب ناچار شدند، بعد از گذشت 29 سال از پیروزی انقلاب به ضرورت تحول بنیادین در نظام آموزش و پرورش اشاره کنند و با طرح لزوم مهندسی فرهنگی، ضرورت تجدیدنظر بنیادین در شیوههای مدیریت ساختارهای کلان کشور را اعلام نمایند.
11-2 - رفع معضل عدم تقاضا برای هنر متعهد و هدفمند
در شرایط موجود، سازمانها و نهادهای متعددی تلاش میکنند برای تربیت و کمک به حضور نسل جدیدی از هنرمندان متدین، آنها را برای عرضه آثار هنری هدفمند و در خدمت پیشرفت جامعه اسلامی آماده سازند، اما عدم وجود تقاضا برای آثار آنها و حاکمیت نگاه اوقات فراغتی به آثار هنری که البته آن هم در جای خود اهمیت دارد، موجب گردیده است بسیاری از هنرمندان در میانه راه تلاش برای تعمیق شناخت خود از مفاهیم اسلامی و درک صحیح از معضلات فرهنگی جامعه را رها کرده و به آثار هنری سطحی روی آورند. امید است با تهیه و اجرای پیوستهای فرهنگی، تقاضا برای آثار هنری هدفمند و ارزشمند گسترش یابد و از این رهگذر، فضای واقعی تشویق و گردش صحیح اقتصادی فراهم شود و فضای بعضا ناسالم تزریق یارانهها در عرصه هنر، روند کمال خود را طی کند.
ابعاد و مختصات
چون مبنای مباحث، تکیه بر اصول و مبانی دینی است، باید حضور اسلام شناسان و صاحبان اندیشه در پیوند با مدیران و کارشناسان اجرایی در یک سازمان منسجم مدنظر قرار گیرد
برای شناخت صحیح و جامع ابعاد و مختصات «پیوستهای فرهنگی» باید به فلسفه وجودی آن توجه نمود. پیوست فرهنگی برای طرحها و پروژههای مختلف اجرایی یا این پیشبینی مطرح شدهاست که هر طرح و پروژه فنی، اقتصادی، اجتماعی، قضایی و... در ذات خود با فرهنگ جامعه تعامل دارد و لذا با درک آثار و نیازمندیهای فرهنگی، این نوع طرحها و پروژهها را باید مبتنی بر یک نظام علمی اولویتگذاری کرد و از طرح و پروژههایی شروع کرد که بیشترین تعامل فرهنگی را دربر دارد و در شناخت این آثار متقابل از چند بعد زاویه به موضوع توجه کرد.
1 - شناخت داده و ستاده فرهنگی طرحها از جهت وسعت تاثیر
اگر بخواهد نظامنامه تدوین پیوست فرهنگی آثار مثبت و پیآمدهای تحولساز بر شمرده شده را داشته باشد، لازم است از هم اکنون در تعریف طرح، وسعت نظر پیدا کرده و از نظر عمق نیز به لایههای مختلف بحث توجه کرد. از نظر وسعت و محدوده طرح، لازم است در ابتدا توجه کرد، عنوان «طرح» در ادبیات برنامهریزی کشور به یک فعالیت منسجم هدفمند برای حل یک مشکل یا تحقق یک هدف از قبل تعیین شده بکار میرود، اما این تعریف همه تصمیمات مهم کشور را شامل نمیشود، این اولین مانعی است که میتواند در مسیر تحقق کامل فلسفه وجودی پیوست فرهنگی خودنمایی کند و لذا لازم است در تدوین نظامنامه تهیه پیوست فرهنگی، تعاریف بصورتی آورده شود که تصمیمات گسترده، موثر و بلندمدتی که در قوای سهگانه در نظر گرفته میشود را شامل شود.
برای مثال:
- باید آثار فرهنگی اصلاحات ساختاری در شیوه دادرسی درون قوه قضاییه مدنظر قرار گیرد.
- باید آثار فرهنگی اصلاح قانون انتخابات در مجالس شورای اسلامی مورد توجه قرار گیرد.
- باید آثار فرهنگی سیاستهای مبارزه با اعتیاد و مواد مخدر را شامل شود.
- باید آثار فرهنگی طرحهای مبارزه با اراذل و اوباش و برخورد با بدحجابی مدنظر قرار گیرد.
- باید آثار فرهنگی اجرای اصل 44 قانون اساسی در قالب تدوین پیوست فرهنگی مورد شناسایی، ارزیابی و اصلاح واقع شود.
- ... .
همانطور که باید آثار فرهنگی اجرای طرحهای عظیم عمرانی و صنعتی در قالب پیوست فرهنگی مدنظر قرار گیرد.
2- شناخت لایهبندیهای عمقی داده و ستاده طرحها
هر طرح و تصمیم منسجمی که با هدفی آگاهانه آغاز میگردد تا مسالهای را حل کند، میتواند در چند لایه با فرهنگ جامعه تعامل ایجاد کند.
لایه اول: تاثیرات فرهنگی آن فعالیت روی اعتقادات، ارزشهای ذهنی و رفتارهای افرادی است که به عنوان نیروی انسانی در خود طرح به فعالیت میپردازند.
لایه دوم: تاثیرات فرهنگی بر روی اعتقادات، ارزشهای ذهنی مصرفکنندگان کالا و خدماتی که از آن طرح پا پروژه بهرهمند می شوند.
لایه سوم: تاثیرات غیرمستقیم فرهنگی روی افرادی است که بهعنوان شاهد و افراد حاشیهای در تعامل با 2 گروه فوق تاثیر میپذیرند.
و از این جهت، ممکن است با ندیدن این لایهبندیها در تداوم نگاه حداقلی مدیران و کارشناسان دولتی به موضوع فرهنگ و کارکرد آن، مساله در حد پیشبینی امکانات سختافزاری در پروژههای بزرگ صنعتی و عمرانی برای انجام فعالیتهای دینی و هنری کارکنان داخل طرحها خلاصه شود، همانطور که ممکن است متاثر از اراده دولت موجود در استقرار ارزشهای اسلامی در همه عرصههای اجتماعی، این دستور رهبر معظم انقلاب تبدیل به حرکتی تحولساز و همهجانبه برای خارج سازی موضوع فرهنگ از انزوای دهههای اخیر گردد و از رهگذر یک فعالیت منسجم علمی و اجرایی برای دیدن همه این آثار، این حرکت عامل پیوند طرحهای اساسی، چون مهندسی فرهنگی، تحول در نظامهای آموزشی، طرح جامع علمی کشور و بالاخره «خارجسازی فرهنگ از مظلومیت» شود که در بیان رهبر معظم انقلاب بدان اشاره گردیده است.
خلاصه اینکه، نگرش مدیران ارشد موجود میتواند موضوع را در طیفی با مختصات ذیل تعریف و عملیاتی نماید.
ساز و کار اجرایی برای دستیابی به پیوست فرهنگی
همانطور که از ماهیت مباحث گذشته روشن میگردد، ادامه حیات موفق این بحث بعد از طرح موضوع از طرف رهبر معظم انقلاب، به عواملی چون نحوه پیگیری دفتر مقام معظمله، اقدامات ریاست محترم جمهوری، پیگیری دبیرخانه شورای عالی انقلاب فرهنگی و از همه مهمتر، تلقی و شناخت افراد تعیین شده در تدوین این نظامنامه از نقش فرهنگ و چگونگی مدیریت فرهنگی جامعه، بستگی دارد.
اصول و پیش فرضهای مقدماتی
1- ماهیت فرهنگ و پیوستگی همه فعالیتهای انسانی با جهانبینی و اعتقادات آنها، ایجاب میکند که بحث پیوست فرهنگی برای تمامی طرحها و برنامههای قوای سهگانه مد نظر قرار گیرد.
2 - چون مبنای مباحث، تکیه بر اصول و مبانی دینی است، باید حضور اسلام شناسان و صاحبان اندیشه در پیوند با مدیران و کارشناسان اجرایی در یک سازمان منسجم مدنظر قرار گیرد.
3 - با توجه به اینکه فعالیتهای قابل پیشبینی در پیوستهای فرهنگی، عمدتا جنبه نرمافزاری داشته و ماهیتا بصورت مستمر و پیوسته باید دنبال شود، لازم است در ساماندهی امور، استقلال این فعالیتها را از جابهجاییهای معمول مدیریتی متاثر از فعالیتهای جناحهای سیاسی دور نگه داشت.
4 - جامعیت طرح، نو بودن آن، اختلاف نظرهای طبیعی در مفاهیم و محتواها، درگیر بودن قوای سهگانه در این امر، ضرورت بهرهگیری از ظرفیت حوزههای علمیه، دانشگاهها، بخش خصوصی و از همه مهمتر بهرهگیری مستمر از رهنمودهای رهبر معظم انقلاب در مراحل مختلف اجرایی، سازماندهی پویا و منعطف در اجرا و تمرکز در سیاستگذاری را طلب میکند.
از این روی میتوان به استناد مباحث فوق، پیشنهاداتی به شرح زیر را برای شروع این حرکت مطرح کرد.
تشکیل یک سازمان علمی مستقل وابسته به دبیرخانه شورای عالی انقلاب اسلامی با شرح وظایف زیر:
- شفافسازی تعاریف و استانداردسازی طرحهای مشمول برای داشتن «پیوست فرهنگی»
- تصویب و تایید نهایی پیوستهای فرهنگی تهیه شده برای طرحها و فعالیتهای قوای سهگانه
- تهیه و پیشبینی تمهیدات لازم برای ایجاد ضمانت اجرایی بعد از تهیه پیوست فرهنگی
- تعریف چارچوب برای ساماندهی ظرفیتهای بخشخصوصی بهعنوان مشاورین تهیه پیوستهای فرهنگی
- پیشبینی یک نظام آموزشی منسجم برای توسعه ظرفیتهای موجود برای کیفیت بخشیدن به مراحل طراحی و تصویب و اجرای طرحهای پیوست فرهنگی
- ایجاد یک نظام تعاملی مستمر برای طرح سوالات بنیادین و دستیابی به پاسخ آنها بین حوزه، دانشگاه و اجرا
- ارزشیابی و نظارت کیفی بر روند عمومی تهیه پیوستهای فرهنگی طرحها و فعالیتها در قوای سهگانه و تشویق و قدردانی از خلاقیت و ابتکاراتی که در این مسیر ایجاد میشود.
از آنجا که اجرای طرحهای مشابه مثل استانداردسازی، حفظ محیط زیست، حفظ میراث ب: فرهنگی متاثر از ماهیت اینگونه مباحث و همراه شدن آن با نارساییها و ضعفهای درونی نظام بوروکراسی کشور، ذائقه منفی در جامعه ایجاد کرده است و این نگرش منفی میتواند روند موفقیت و تحولآفرینی طرح تدوین پیوست فرهنگی را با شکست روبهرو سازد، لذا لازم است به موازات سازماندهی امور اجرایی این طرح، حرکت جامعی از سوی رسانهها بویژه صدا و سیما برای آمادهسازی افکار عمومی و همراهی آنها آغاز شود.
با توجه به پیوند این طرحها با برنامههای 5 ساله توسعه و محدودیت زمانی برای ج: تدوین برنامههای 5ساله پنجم، از هماکنون از طریق بخشنامه ریاست محترم جمهوری، تمامی وزراء و مسوولان سازمانهای ملی موظف شوند با تشکیل هستههای فکری در داخل وزارتخانهها، طرحها و فعالیتهای مشمول این طرح را، شناسایی و نشستهای علمی لازم را برای شناخت موضوع در داخل وزارتخانهها و سازمانها تدارک نمایند.
د: از آنجا که طرح پیوست فرهنگی باید در دو بعد آثار فرهنگی طرحها و موانع فرهنگی موجود در مسیر موفقیت طرحها و فعالیتها، تهیه شوند تا همچون طرحهای بهداشتی علاوه بر آثار فرهنگی توجیه اقتصادی هم داشته باشد و بتواند با منطق ذاتی خویش، بخشخصوصی و دولتی را در این مسیر بسیج نماید، لذا لازم است در آغاز حرکت، در بودجههای سالانه، یارانههایی برای اقدامات اجرایی آن پیشبینی گردد و با نظارت سازمان یافته به هزینه گرفته شود، لذا از هماکنون تمهیدات لازم برای این امر پیشبینی شود.
در پایان لازم است توجه خواننده گرامی این سطور را به این امر معطوف نمایم که اگر با درایت و احساس مسوولیت کامل دستاندرکاران این امر، موضوع تدوین و اجرای پیوست فرهنگی برای همه تصمیمات بزرگ اقتصادی، سیاسی و اجتماعی عملی شود، برکات و نتایج ارزشمندی بوجود خواهد آمد که اهم آن عبارت است از:
1- رفع مظلومیت واقعی از جایگاه فرهنگ در تحولات کشور، برنامهریزیها و بودجهریزیهای سالانه
2- دریافت اهمیت نقش اعتقادات و باورهای نیروی انسانی در تحولات جامعه از سوی مسوولان و مدیران
3- درک اهمیت نظامهای آموزشی کشور در حل معضلات ریشهای کشور و لزوم حل مسائل اساسی آنها
4- جابهجا شدن مزیتهای کشور از معادن زیرزمینی به نیروی انسانی جامعه، رشد ظرفیتهای فرهنگی، هنری و نرمافزاری کشور و صدور آن به کشورهای اسلامی و جهان و تعمیق پیوندهای فرهنگی و عاطفی بین جوامع اسلامی
5 - درک اهمیت میراث فرهنگی و جلوگیری از روند تخریبی آنها
6- رفتن به سمت توسعهای متوازن در تمامی ابعاد سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی و شکلگیری پایههای لازم برای برپایی تمدنی جدید مبتنی بر معنویت و اخلاق اسلامی
حسن بنیانیان
رئیس حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: