بشقاب‌های پرنده در ایران و ادامه داستان‌

تعدادی از مهم‌ترین گزارش‌ها از نظر طرفداران وجود بشقاب‌های پرنده در ایران رخ داده بود. در این بین یکی از گزارش‌ها اهمیت بیشتری دارد. پرونده شیء ناشناس پرنده تهران که در بامداد روز 19 سپتامبر سال 1976 دیده شد. براساس گزارش از این ماجرا که در 31 آگوست 1977 منتشر شد، ساعت 30/12 نیمه‌شب 19 سپتامبر تلفن‌هایی از منطقه شمیرانات به نیروی هوایی ارتش ایران زده می‌شود و رویت یک شیء پرنده ناشناس در افق شمالی گزارش می‌شود.
کد خبر: ۱۷۰۹۶۳

 دقایقی بعد برج مراقبت فرودگاه مهرآباد تهران حضور این جرم در رادار خود تایید می‌کند و بلافاصله یک فروند هواپیمای شکاری 4 F که خلبان شاهرخی، هدایت آن را بر عهده داشت به تعقیب آن برمی‌خیزد با نزدیک شدن هواپیما به این جرم سیستم رادیویی هواپیما از کار می‌افتد.

جنگنده دوم4 F به هوا برمی‌خیزد، اما او نیز نمی‌تواند با وجود مانورهای پیچیده پروازی به او نزدیک شود در پایان تعداد این اشیا از یک مورد به 3 مورد افزایش یافته و سپس ناپدید می‌شوند، اما این داستان در  ایران در پاییز 1369 به اوج رسید زمانی که دکتر داریوش ادیب که پیش از آن بیشتر به واسطه تدوین مجموعه 4 جلدی جواهرشناسی معروف بود، کتابی با نام اسرار بشقاب‌های پرنده را ترجمه و منتشر کرد. در همان سال‌ها داریوش ادیب سلسله مقالاتی در روزنامه اطلاعات به عنوان یکی از روزنامه‌های پرمخاطب کشور منتشر کرد و در آن با ارائه شواهد فراوان سعی در اثبات وجود حیات هوشمند فرازمینی و بشقاب‌های پرنده کرد. مدتی‌بعداز موج اولیه ماهنامه نجوم به پاسخگویی به برخی از این اخبار پرداخت که نتیجه آن مجموعه مقالاتی بود که همراه با یک راهنمای علمی عکاسی از بشقاب‌های پرنده به چاپ رسید. این مجموعه، این موضوع را نه‌تنها رد، بلکه مطبوعات کشور را به دلیل انتشار چنین گزارش‌هایی مورد انتقاد قرار می‌داد.

 در این مقاله‌ها نشان داده شده بود که چگونه مردم پدیده‌های آشنا نجومی و جوی را با اشیا ناشناس پرنده اشتباه می‌گیرند و همین طور توضیح داده شده بود چگونه می‌توان با کمک یک چراغ‌قوه عکسی از یک بشقاب پرنده جعل کرد. داستان بشقاب‌های پرنده در ایران برای چندین سال دوران آرامی را سپری کرد تا این که از اوایل سال 1381 و با مشاهده اشیا نورانی در برخی از شهرها بار دیگر داستان از نو آغاز شد. اولین گزارش‌ها از مرزن‌آباد و سپس بابل و مشکین‌شهر آغاز شد جایی که گوی‌های نورانی می‌توانست علاوه بر این که موجب وحشت اهالی شود حتی خسارات زیادی را نیز به جای گذارد. این پدیده که همزمان در برخی کشورهای جهان هم رویت شد به سرعت مورد بررسی قرار گرفت و نتیجه مشخص شد. آذرگوی‌های گلوله‌ای که پدیده جوی نادر اما شناخته شده است عامل این رویداد‌ها اعلام شد و درباره بابل فرضیه گونه‌ای از تخلیه انرژی ژئوفیزیکی نیز مطرح شد؛ اما مشکین‌شهر نه‌تنها پایان داستان آذرخش‌های گلوله‌ای را رقم زد که آغاز فصل جدید بشقاب‌های پرنده نیز همانجا بود.

پیش از این در روزنامه جام‌جم بارها درباره داستان پرحاشیه رویت بشقاب‌های پرنده در سال 1383 نوشته‌ایم.
هیاهویی بر سر هیچ. آشنایی اندک مردم با آسمان شب باعث شده بود تا سیاره زهره با سفیان فضایی اشتباه گرفته شود و افکار عمومی از مردم عادی گرفته تا مقام‌های امنیتی را به فکر وادارد. البته این اتفاق قبلا هم سابقه داشته است و یک بار هم رونالد ریگان رئیس‌جمهور اسبق ایالات متحده، شبی که از اتاق کار خود نگاهی به بیرون انداخت نور خیره‌کننده‌ای را دید که او را مستقیما زیر نظر گرفته بود بلافاصله جلسه شورای امنیت ملی تشکیل شد و دستور بررسی این جاسوس آسمانی صادر شد او فکر می‌کرد توسط روس‌ها زیر نظر گرفته شده است. غافل از این که به سیاره زهره می‌نگریست. در جریان جنگ جهانی دوم نیز بارها خلبان‌های نیروهی هوایی امریکا در بازگشت از ژاپن به روی زهره آتش گشودند.

کارل ساگان یکی از معروف‌ترین دانشمندان ناسا و سیاره شناسی است که نقشی بی‌نظیر در ترویج علم ایفا کرد. او از یک سو در طراحی ماموریتی مانند ویجر مشارکت داشت و از سوی دیگر می‌کوشید تا خرافه‌های علمی مدرن را از ذهن مردم پاک کند.

ساگان در همان حال که در کتابی به نام جن زدگی دنیای مدرن، حمله‌ای بیرحمانه را به معتقدان خرافه‌های مدرن انجام می‌داد و در مقدمه راهنمای جامع روزنامه‌نگاران علمی، کسانی که با آب و تاب داستان‌های ملاقات با فضایی‌ها را در روزنامه‌ها انتشار می‌دهند را شارلاتان خطاب می‌کرد. لوحی طلایی روی سفینه ویجر نصب کرد که روی آن اطلاعاتی از نژاد بشر نهفته شده بود تا اگر این سفینه در قرن‌ها و هزاره‌های بعد در سفر بی‌بازگشت خود در میان ستاره‌ها با موجودات هوشمند برخورد کرد بتواند آدرسی از خود به جای بگذارد و در همان حال طرح ستی SETI را برای گوش دادن به اختلالات و پیام‌های احتمالی فضایی‌ها بنیان نهاد که به عالم گوش می‌داد تا شاید پیامی را بشنود. او اگرچه بیش از هر کسی عاشق برقراری تماس با فضایی‌ها ماند، اما هیچ گاه اجازه نداد خرافه‌ها به ذهن مردم راه یابند. امروز در حالی که اکثر دانشمندان به وجود نوعی حیات در گوشه و کنار عالم اذعان دارند و حتی بر مبنای فرمولی به نام دیراک سعی می‌کنند تعداد چنین تمدن‌هایی را نیز تخمین بزنند، اما خود را مقید به علم می‌کنند و بیان می‌کنند تا الان حتی یک موجود تک‌سلولی در سیاره‌ای دیگر را نیز نیافته‌ایم چه رسد به هوشمندی فرازمینی.

آنها سوالات ساده‌ای را در مقابل مدعیان می‌گذارند که هیچ گاه به آن پاسخی داده نمی‌شود. چطور مسافران فضایی با توجه به فاصله‌های حیرت‌آور فضایی میان ستاره‌ها دست به
گشت و گذارهای چند میلیون ساله می‌زنند و وقتی به ما می‌رسند چند روزی بر فراز شهرها می‌مانند و می‌روند؟ چرا ارتباط برقرار نمی‌کنند؟ چرا هیچ منجم آماتوری که خبره رصد آسمان است و هر شب آسمان را زیر نظر دارد تاکنون گزارشی از رویت بشقاب‌های پرنده نداده است؟

و دهها سوال بی پاسخ دیگر... .

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها