در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
فیلم را هاروی کان براساس قصه کتاب پرخواننده روث اسپین کارگردانی کرده است. اسپین به دنبال تحقیقات زیادی که در وال استریت کرد این قصه را نوشت و این در حالی بود که تجربه خیلی خوبی در این رابطه کسب کرده بود. قصه او حال و هوایی سیاسی هم دارد و با دقت نسبت به جزییات، تلاش کرده قصهای قابل قبول ارائه دهد. در حقیقت در کمتر فیلم سیاسی دلهرهآوری تماشاچی میتواند چنین جملهای را بشنود: «نفت برای همه ما اهمیت زیادی دارد.»
کریستین اسلاتر که نقش اصلی «معامله» را بازی میکند، در آن در نقش تام هانسن ظاهر شده است. او در ارتباط با یکی از شرکتهای قدیمی وال استریت است که در کار سرمایهگذاری است. تام توانسته در جریان یک رسوایی اقتصادی شهرت خوبی برای خودش دست و پا کند. به همین دلیل است که این شرکت تصمیم گرفته وارد کارهای بزرگتری شود. جارد تالسن (با بازی رابرت لاگیا) مدیر این شرکت اهداف جاهطلبانهای در سر دارد و وقتی میخندد بسیار ترسناک میشوند. شرکتی که تام و جارد میخواهند با آن طرف شوند قصد امضای قرارداد با یک شرکت نفتی خصوصی روسیه را دارد. با این کار آنها میتوانند کنترل بخش وسیعی از صادرات نفت را در دست خود بگیرند. تماشاچی از همان ابتدای قصه میداند که معامله و قرارداد فوق معاملهای روی آب است، زیرا در مرکزیت فیلم وکیلی به جارد میگوید او نمیتواند در رابطه با این معامله به کارش ادامه بدهد. چند ساعت بعد، این وکیل مورد هدف گلوله قرار گرفته و به قتل میرسد. تام هانس جایگزین این وکیل میشود. طبیعی است که او تلاش میکند تا همه کارهای معامله به خوبی پیش برود، اما در ادامه کار اتفاقاتی رخ میدهد که ماجراها برعکس میشود.
«معامله» خط اصلی قصه خود را در کنار چند طرح فرعی دیگر پیش میبرد که جالب توجهترین آنها مربوط به آبی گالاگار جوان (با بازی سلمابلر) است. او دانشجوی فارغالتحصیل هاروارد است که به عنوان همکار و دستیار به هانسن میپیوندد و علاقه زیادی به مسائل محیط زیستی دارد. کاراکتر آبی در خودش چیزهایی دارد که او را برای تماشاچی جالب توجه میکند. او موجودی شریف و صادق است که به دنبال جامعهای سالم میگردد. قصه فیلم اهمیت زیادی به جنبه احساسی ماجرا نمیدهد و بر روی مضمون اصلی خود فوکوس میکند. «معامله» میخواهد وضعیت آدمها را در یک شرایط دشوار کاری به بحث و بررسی بگذارد. زمانی که هانس کار خود را در شرکت جدید شروع میکند، با حسادتهای هانک ویس (با بازی کالم فوره) روبهرو میشود. او قرار بوده به مقام مشاور نفتی شرکت ارتقا پیدا کند. در عین حال، قصه فیلم خانم میانسالی را هم معرفی میکند که درباره تمام چیزهایی که هیچ کس چیزی دربارهشان سوالی نمیکند میداند و میخواهد درباره آنها صحبت کند! برای مثال او میگوید هیچ نفتی در «منطقه نفتی» تحت کنترل روسها وجود ندارد. این یعنی چه؟ احتمالا منظور این خانم این است که نفت فقط از این محل به نقاط دیگر صادر میشود. با این حال قرار نیست گفته شود پس این نفت از کجا میآید؟
با نگاهی به فیلم، خیلی زود متوجه میشویم که قصه سعی دارد خیلی دقیق به جزئیات توجه کند. به خودی خود این نکته خوبی است، ولی بعضی مواقع این مساله کمی زیاد به نظر میرسد. در عین حال، قصه فیلم تعداد زیادی کاراکتر دارد که برخی از آنها حقیقتا زیادی هستند. با این وجود، این زیاد بودنها و پیچیدگیهای مربوط به آن کارساز میافتد و قصه فیلم را پیش میبرد. تماشاچی هم مثل قهرمان اصلی ماجرا، خودش را درگیر یکسری انگیزهها و احتمالات میبیند. با وجود آن که خیلی زود متوجه میشویم به راحتی نمیتوان به برخی اعتماد کرد، اما معلوم نیست به چه کسی میتوان اعتماد کرد. برای مثال در یکی از صحنههای فیلم میگوید: «فلانی تنها دوست من در شرکت است و او همان کسی است که از پشت به من خنجر میزند!»
با پیشرفت قصه فیلم، اوضاع وارد مرحله تازهای میشود که از سوی تماشاچی قابل حدس نبوده است و همین نکته بر هیجان ماجرا میافزاید. حالا که شرکت هانسن تنها مانده، باید کل هزینه سرمایهگذاری را تقبل کند. این نکته باعث خلق نوعی تنش در کلیت قصه میشود. در اینجاست که شباهتهایی بین فیلم و رسوایی ماجرای شرکت بزرگ انرون در سال 2004 به وجود میآید.
تماشاچی در اینجا با واقعیت عریانی روبهرو میشود که بسیاری از محافل پشت پرده عالم اقتصاد و سیاست، سعی در پنهان کردن آن دارند. در این ارتباط، صحنههای پایانی فیلم خاص و هیجانانگیز هستند و افکار و احساسات تماشاچی را به چالش میکشند. این پرسش مطرح میشود که تصمیمگیرندگان اصلی در پشت پرده چه کسانی هستند و سیاستهای خودرا چگونه اعمال میکنند؟ در همین ارتباط است که هوشمندی و خشم موجود در قصه فیلم قابل تحسین است. قصه فیلم نسبت به آنچه که در طول فیلم اتفاق میافتد موضعی انتقادی دارد و به هیچ وجه تلاش نمیکند این حس و حال را پنهان کند.
کیکاووس زیاری
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: