فیلم «مشت‌زن» در سینما 4

رابطه سیاست با رینگ بوکس‌

جیم شریدان، اولین بار خود را با فیلم «پای چپ من» به عنوان کارگردان مطرح کرد. فیلم، داستان کریستی براون با بازی درخشان و فوق‌العاده دانیل دی‌لوئیس است که به خاطر فلج مغزی تنها می‌تواند با پای چپ خود زندگی کند؛ اما با این حال شخصیتی جذاب و خونگرم دارد که حتی موفق به خلق آثار هنری، رمان و اشعار فراوان می‌شود. فیلم به عنوان اولین اثر شریدان، نقطه شروع قابل قبول و امیدوارکننده‌ای برای او بود که موفق به جلب توجه منتقدان نیز شد و مهم‌تر از همه بازی فوق‌العاده دانیل دی‌لوئیس به عنوان مهمترین نقطه قوت فیلم ستوده شد.
کد خبر: ۱۷۰۸۵۲

شریدان پس از این فیلم تاثیرگذار در آخرین سال دهه 1980، کارگردانی را با ساختن به «نام پدر» در سال 1993 پی گرفت. شریدان در به نام پدر، وارد فضا و موقعیتی شد که همین فضا و مناسبات را در فیلم بعدی خود مشت‌زن نیز به کار گرفت. به نام پدر که به وقایع سیاسی ‌ اجتماعی ایرلند در سال‌های دهه 1960 و 1970 می‌پردازد، رابطه میان یک پسر و پدر و تاثیرپذیری آن از ماجرای واقعی «گیلفورد چهار» و عملیات جبهه آزادی‌بخش ایرلند را ترسیم می‌کند. هرچند وقایع و ماجراهای به نام پدر، متاثر از وقایع سیاسی سال‌های دهه 60 و 70 و جنبش‌های رهایی‌بخش جبهه آزادی‌بخش است؛ اما این موقعیت‌ها تنها به عنوان بستر و پس‌زمینه‌ای در فیلم عمل می‌کنند تا محور و زمینه اصلی فیلم که همان رابطه عاطفی یک پدر و پسر است، جریان پیدا کند. به نام پدر هم فیلم موفقی بود که در جلب توجه تماشاگران و منتقدان موفق عمل کرد و دانیل دی لوئیس در دومین همکاری خود با جیم شریدان، یک بار دیگر بازی فوق‌العاده و بی‌نقصی از خود به نمایش گذاشت.

شاید اصلی‌ترین نقطه قوت به نام پدر، تاثیرگذاری عاطفی و انسانی پررنگ آن باشد که مهمتر از وجه سیاسی و اجتماعی آن عمل می‌کند. فیلمنامه به نام پدر که بر مبنای سرگذشت نامه جری کانلز به وسیله تری جورج و جیم شریدان نوشته شده بود، آنقدر تاثیرگذار بود که در مراسم اسکار آن سال، نامزد جایزه اسکار نیز شد؛ هرچند در رقابت با فیلمنامه «فهرست شیندلر» (استیون اسپیلبرگ)‌ جایزه را به فیلمنامه اسپیلبرگ واگذار کرد.

شریدان در فیلم مشت‌زن، همچنان به دلمشغولی خود یعنی حوادث سیاسی ‌ اجتماعی ایرلند و ترسیم یک موقعیت بحران‌زده سیاسی که می‌تواند زمینه‌ای برای طرح روابط و دادوستدهای انسانی و عاطفی باشد، وفادار مانده است. مشت‌زن که شریدان فیلمنامه‌اش را همچنان با همکاری تری جورج به نگارش درآورده است، داستان دنی، مشت‌زن 32 ساله‌ای را روایت می‌کند که پس از تحمل 14 سال زندان به خاطر عضویت در جبهه آزادی‌بخش ایرلند، آزاد می‌شود و نزد نامزد سابقش می‌رود و او را زنی مایوس و ناامید می‌یابد که به خاطر زندانی بودن شوهرش مجبور است به‌تنهایی از فرزندش مراقبت کند. دنی که می‌خواهد دوباره ورزش مشت‌زنی را آغاز کند، با مخالفت اعضای ارتش آزادی‌بخش روبه‌رو می‌شود.

فیلم مشت‌زن همچون اثر قبلی شریدان به نام پدر، به تاثیر مناقشات و درگیری‌های ارتش جمهوریخواه ایرلند با پلیس و تاثیر آن بر زندگی فردی و خصوصی شخصیت‌ها می‌پردازد. با این تفاوت که اگر در به نام پدر با دو تم اصلی یعنی رابطه یک پدر و پسر و درگیری‌ها و کشمکش‌های سیاسی مواجه بودیم، در اینجا حوادث سیاسی  اجتماعی و رابطه عاطفی یک زن و مرد در کنار تم دیگری یعنی ورزش مشت‌زنی قرار گرفته است. این تم فیلم را در ردیف آثاری قرار می‌دهد که با استفاده از همین مضمون، حرفه مشت‌زنی را به مثابه استعاره‌ای انتخاب می‌کنند تا به رابطه قهرمان با مسائل عاطفی، اجتماعی و سیاسی پیرامون خود بپردازند، ضمن این که از این طریق نوعی جذابیت ظاهری نیز به چنین آثاری افزوده می‌شود که در جلب توجه مخاطب و بیننده عام نمی‌تواند بی‌تاثیر باشد.

مشخص‌ترین و بارزترین نمونه چنین شیوه‌ای در تاریخ سینما «گاو خشمگین» با بازی فوق‌العاده رابرت دونیرو است که در آن هم جیک لاموتا مشت‌زنی است که با بسیاری از مشکلات و گرفتاری‌ها دست به گریبان است و مشت‌زنی او برای تماشاگر استعاره‌ای است از درگیری‌اش با مشکلات پیرامون. در مشت‌زن هم رفتارهای دنی (باز هم با بازی اثرگذار دانیل دی‌لوئیس)‌ در مقام یک بوکسور، استعاره‌ای است از واکنش‌های سیاسی و اجتماعی او. مثلا نگاه کنید که چطور دنی عمدا در مسابقه‌ای نتیجه را واگذار می‌کند تا به نوعی خودداری‌اش را امتحان کند و به نوعی حرکت‌های نظامی تندروانه به بهانه کسب افتخار محکوم شود.

دنی با مشت‌زنی وسیله بیان و شیوه جدیدی از مبارزه انسانی (ورزش مشت‌زنی)‌ را به جای شیوه غیرانسانی مبارزه (مبارزه نظامی)‌ تجربه می‌کند. این تقابل و تضاد هنگامی در فیلم برجسته‌تر می‌شود که مثلا مبارزان سیاسی در زیر رینگ بوکس بمبگذاری می‌کنند و به نوعی از این شیوه مبارزه سوءاستفاده می‌کنند تا از این طریق قهرمان بوکس را به سمت جنگ چریکی و سیاسی بکشانند؛ هرچند دنی تصمیم دارد از طریق مبارزه بوکس، تفکر سیاسی و اجتماعی خود را بیان کند.

شکست عمدی قهرمان در یکی از مبارزه‌هایش، همچنین مابه ازایی از مبارزه قانونمند و جا باز کردن برای حریف است تا به نوعی فضای دوستی و تفاهم ایجاد شود. به این ترتیب، شریدان در فیلم حرکت ارتش جمهوریخواه ایرلند به عنوان یک اپوزیسیون تندرو را محکوم می‌کند و با متهم کردن حرکت‌های افراطی نظامی، زندگی عادی و انسانی و روزمره را به تماشاگر پیشنهاد می‌کند. هرچند در این میان به نوعی این مفهوم را هم منتقل می‌کند که هر مبارزه‌ای با انگلیس محکوم به شکست است و با قهرمان‌زدایی از ارتش جمهوریخواه، به نوعی لحن راست‌گرایانه هم به فیلم می‌دهد (و این نکته‌ای است که عده‌ای از منتقدان به عنوان نقطه ضعف فیلم از آن یاد کرده‌اند.) در این میان، شریدان به مساله کاتولیسیسم و پروتستانتیسم نیز می‌پردازد و این که مسلط بودن مذهب کاتولیک در ایرلند شمالی، به نوعی باعث عقب‌ماندگی این سرزمین نیز شده است و انگلستان به عنوان قدرت استعماری، نقش توسعه پروتستانتیسم و در نتیجه توسعه اقتصادی در ایرلند را به عهده دارد. در فیلم آدم‌های مختلف و گوناگونی از طبقه‌های مختلف حضور دارند که فیلمساز توانسته تا حدی نگاه بیطرفانه و خالی از جانبداری به آنها داشته باشد.

مسعود ثابتی‌

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها