در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
به دنبال اظهارات متهم به قتل، وی با قرار قانونی بازداشت و در پی بازسازی صحنه قتل روانه زندان شد. پس از محاکمه نیز به قصاص محکوم شد و حکم وی از سوی قضات شعبه 39 دیوان عالی کشور تایید و به اجرای احکام ارسال شد.
تلاش خانواده 3 شهید
برای آزادی محکوم به مرگ
مرد زندانی در یک قدمی مجازات مرگ قرار داشت که با حمایت خانواده شهید تهرانی، موفق به دریافت رضایت از اولیای دم به شرط ساخت یک حسینیه در تهران شد. وی سوم اردیبهشت امسال پس از 6 سال محکومیت، از زندان رجایی شهر کرج آزاد شد و به آغوش خانوادهاش بازگشت.
گفتگو با جوان متهم پس از آزادی
چند سال است و به چه جرمی در زندان بودهای؟
6 سال و به اتهام قتل جوان بیگناهی به نام داوود.
شرایط آزادیات چگونه فراهم شد؟
وقتی حکم قصاص را گرفتم، دیگر امیدم از همهجا و هر فردی قطع شد و گمان بردم به آخر خط رسیدهام تا این که مادر و خواهرم برای جلب رضایت نزد برادر مقتول رفتند.
اما وی موافقت نکرد و در همان شرایط، یکی از اهالی محله آنها که متوجه مادر و خواهر من شده بود، از آنها خواست به منزل خانواده شهیدی که در آن محله زندگی میکنند، بروند تا شاید گرهای از مشکل باز کنند. وی ادامه داد: خانوادهام که همه درها را به روی خود بسته دیدند به منزل خانواده شهید اسماعیلی رفتند که والدین 3 شهید و 2 جانباز بودند و ماجرای زندگیام را به آنها گفتند. این خانواده بزرگوار هم از من حمایت کردند و قول دادند برایم رضایت بگیرند.
آنها با هماهنگی اداره اوقاف موفق شدند برای تاسیس یک حسینیه، قطعه زمینی تحویل بگیرند. این شرط خانواده مقتول برای آزادی من بود.
احساس تو پس از آزادی؟
خوب و غیرقابل توصیف. من مدیون خانواده شهدای اسماعیلی، خانواده مقتول و اعضای خانوادهام هستم که زندگی دیگری به من بخشیدند. من در زندان ادامه تحصیل دادم و دیپلم آرایشگریام را گرفتم و حافظ 3 جزء قرآن شدم. امیدوارم همیشه به عنوان یک فرد شایسته و سالم در اجتماع زندگی کنم و سربلند باشم.
امیدوارم مقابل شهدا روسفید باشم
اسماعیلی پدر 3 شهید درباره آزادی جوان زندانی گفت: وقتی همسر و پسرم از وضعیت مرتضی گفتند، دلم سوخت که او در دوره نوجوانی مرتکب اشتباه شده و خانوادهای را داغدار کرده بود.
با توکل به خدا و حرمت خون 3 فرزند شهیدم، همراه خانواده تصمیم گرفتیم برای آزادی وی کمک کنیم تا خداوند و خلقش از ما راضی باشند و نزد فرزندان شهیدم رو سفید شویم.
به همین خاطر همراه همسر و پسرم به منزل مقتول رفتیم و با والدین او صحبت کردیم و خودم را به پای پدرش انداختم. به خاطر قرآن و فرزندان شهیدم، از آنها خواستم از خطای نابخشودنی مرد زندانی بگذرند و وی را بزرگوارانه عفو کنند. آنها هم گفتند هفته بعد به منزلمان میآیند تا در این باره بیشتر صحبت کنیم.
روزی که پدر مقتول به منزلم آمد، گفت: من و پسرم، در ایام سوگواری امام حسین(ع) تعزیهخوانی میکردیم. پسرم قرار بود پولهایش را جمع کند و در ساخت یک حسینیه مشارکت کند، اما عمرش کفاف نداد. اکنون برای آزادی مرد زندانی شرطی دارم. زمینی برای احداث یک حسینیه تهیه کنید تا من و همسرم رضایت دهیم او قصاص نشود.
وی افزود: پس از شنیدن این حرف امیدی در دلم زنده شد و به دنبال تهیه زمینی برای حسینیه بودیم تا این که پس از ماهها تلاش با کمک اداره اوقاف و شهرداری منطقه، قطعه زمینی دریافت کردیم و آن را تحویل خانواده مقتول دادیم و موفق به نجات مرد زندانی شدیم. امیدوارم خداوند هم از من و خانوادهام راضی باشد. باور کنید، در عفو لذتی است که در انتقام نیست. اگر جوانی اشتباه کرد و پشیمان شده، او را به خاطر خدا ببخشید و زندگی دوباره به او هدیه کنید تا در آخرت رستگار شوید.
امیدوارم هیچ کس در اوج عصبانیت مرتکب اشتباه نشود که دنبال جبران آن باشد. مرتضی هم که از زندان آزاد شده، در پناه خدا و کمک خانوادهاش باید برای مملکت و جامعه اسلامیمان خدمتگزاری شایسته باشد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: