در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
ساعاتی بعد 2 مرد به پلیس مراجعه کردند و مدعی شدند از سوی 2 جوان موتورسوار مورد هجوم قرار گرفتهاند، آنها در شکایت خود گفتند: به اتفاق دوستمان محمد در حال عبور بودیم که 2پسر موتورسوار به ما حمله کردند، آنها با چوب و چماق به جان ما افتادند، البته بیشتر، دوستمان شاهین را کتک زدند، ما موفق شدیم از دست مهاجمان فرار کنیم اما از سرنوشت شاهین خبری نداریم.
با توجه به این که مکان مورد اشاره شاکیان جایی بود که جسد مرد مهجولالهویه پیدا شده بود، پلیس متوجه شد احتمالا جسد متعلق به شاهین است. به همین خاطر 2 مرد شاکی را برای شناسایی جنازه به پزشکی قانونی فرستادند و آنها تایید کردند جسد متعلق به دوستشان شاهین است و آثار برجای مانده روی بدن شاهین ناشی از ضرباتی است که مردان مهاجم بر وی وارد کردهاند.
در ادامه تحقیقات کارآگاهان برای پیدا کردن مردان مهاجم از شاکیان خواستند به چهرهنگاری بپردازند، سرانجام بعد از چند روز پلیس موفق شد تصاویر فرضی را با کمک شاکیان به دست آورد و توزیع این عکسها در میان ماموران گشت ویژه پس از چند روز نتیجه داد و بالاخره ماموران 2جوان موتورسوار را که در سطح شهر پرسه میزدند شناسایی و دستگیر کردند.
متهمان ابتدا منکر ارتکاب هرگونه جرمی شدند، اما زمانی که از سوی شاکیان مورد شناسایی قرار گرفتند لب به اعتراف گشودند و مشخص شد متهمان که امید و نریمان نام دارند، شاهین را قربانی یک انتقامگیری خونین کردهاند. امید که متهم اصلی پرونده است به افسران جنایی گفت: ضارب اصلی من بودم و دوستم نریمان نمیدانست برای چه کاری او را با خودم میبرم.
وی ادامه داد: چند روز قبل از حادثه یکی از اقوام نزدیکم که نوجوانی 12 ساله است گریان به خانه ما آمد. خیلی سعی کردم متوجه شوم چه اتفاقی برایش افتاده است، اما او فقط گریه میکرد. فردایآن روز بسراغ مادرش رفتم و پرسیدم چه اتفاقی برای پسرک افتاده است، وی هم از جوابدادن طفره رفت اما در نهایت متوجه شدم پسرک بیچاره مورد آزار قرار گرفته است.
امید در ادامه گفت: یک روز قبل از حادثه به اتفاق پسرک به محلی رفتیم که وی در آنجا مورد آزار قرار گرفته بود، او شاهین را به من نشان داد و گفت: این مرد مرا مورد آزار قرار داده است.
من هم نقشه کشیدم که شاهین را ادب کنم، او را تعقیب کردم و متوجه شدم شاهین بعد از کار از خیابان خلوتی عبور میکند تا به خانهاش برسد. روز حادثه برای این که تنها نباشم دوستم نریمان را سوارموتور کردم به بهانه این که میخواهیم گشتی در شهر بزنیم با خودم همراهش کردم. به کوچه خلوتی رفتیم که شاهین هر روز از آن عبور میکرد، چند دقیقهای منتظر شدیم. از دور دیدم که شاهین به سمت ما میآید اما 2 نفر دیگر همراهش بودند، اول انتظار کشیدم آنها بروند، اما این کار فایدهای نداشت. تصمیم خودم را گرفته بودم که از شاهین انتقام بگیرم، جلو رفتم و در حالی که نریمان ترک موتور من نشسته بود با چوب به شاهین و همراهانش حمله کردم، آنها مقاومت کردند و داشتند مرا میزدند که نریمان به حمایت از من وارد عمل شد.
متهم ادامه داد: وقتی دوستان شاهین دیدند که ما مقاومت میکنیم و چوب داریم از ترسشان فرار کردند، نریمان به من گفت بهتر است رهایشان کنیم، اما من آنقدر با چوب برسر و بدن شاهین کوبیدم که غرق در خون روی زمین افتاد، شاهین به پسرک بیچارهای که فامیل من بود تعرض کرده بود. بنابراین باید به سزای عملش میرسید.
با توجه به اعترافات امید، ماموران وی و نریمان را برای تحققات بیشتر روانه بازداشتگاه کردند.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: