در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
با چنین مقدمهای، این پرسش مطرح میشود که آیا رادیو نیز در این دوره و زمانه شامل حال چنین ضربالمثلی میشود؟ آیا میتوان با این توجیه، بیخیال رسانه رادیو شد و همه اوقات فراغت را به دیدن و تماشای برنامههای تلویزیون اختصاص داد؟
سالها قبل، زمانی که پدیده اینترنت آرام آرام در میان رسانهها جا باز میکرد، خیلیها میگفتند گسترش این پدیده به مرور، مرگ رسانههای مکتوب را به دنبال دارد.
آن روزها حرفهای مارشال مک لوهان درباره دهکده جهانی و تحقق آن ذهن خیلی از اندیشمندان و متفکران و حتی دانشجویان را به خود مشغول کرده بود، اما این روزها همه میدانند دهکده جهانی با آن کیفیت مورد اشاره آن نظریهپرداز گرامی محقق نشده و هنوز هم از گوشه و کنار این دنیای بزرگ گاه و بیگاه صداهای مستقلی شنیده میشود که اتفاقا مخاطب فراوانی هم دارد.
گسترش رسانهها در سالهای اخیر، یک حسن بزرگ داشته و آن هم این بوده که عرصه رقابت را بشدت جدی کرده است. نفع این اتفاق هم بیشتر شامل حال مخاطبان رسانهها میشود.
اگر تا سالهای قبل روزنامهنگار بودن، فیلمساز بودن، برخورداری از یک رسانه و مسائل اینچنینی یک امتیاز ویژه بوده است، امروز فناوریهای جدید، زمینهای را فراهم کرده که با یک گوشی تلفنهمراه میتوان فیلم ساخت و با اتصال به شبکه اینترنت سایت راهاندازی کرد و به فراخور مصالحی که ارائه میشود، حرف و سخن خود را در معرض دید میلیونها و بلکه میلیاردها مخاطب قرار داد.
اگر در سالهای گذشته گوش دادن به رادیو نیازمند همراه داشتن یک دستگاه مستقل بود، امروز دیگر روی هر گوشی ارزان قیمتی امکان شنیدن برنامههای رادیویی فراهم شده است. فناوری تا اینجا کار را ساده کرده است، اما در فاصله پخش امواج رادیویی تا گوش ذهن مخاطب، چه اتفاقی باید رخ دهد که برنامهها مخاطب پیدا کند؟ امروز به همان اندازه که روزنامههای بیمخاطب، مجلههای بیمشتری، سایتهای کم بیننده و برنامههای تلویزیونی بیمشتری وجود دارد، برنامههای رادیویی کم شنونده هم هست. این مساله چندان پیچیدهای نیست و حتی شما بدون خواندن این یادداشت هم میتوانید این مساله را با تمام وجود احساس کنید.
شرایط امروز، فضایی را فراهم آورده که هر کس حرف بهدرد بخوری داشته باشد، حرفش شنونده پیدا میکند و این موضوع ارتباط بسیار اندکی با ابزار و وسیله در اختیار او دارد. ابزار در نهایت میتواند سطح انتشار خبر را گسترده کند، اما وقتی رسانهای حرف با ارزشی نداشته باشد، حتی اگر تمام بلندگوهای جهان هم در اختیار او قرار گیرد، در نهایت با مخاطبانی مواجه خواهد شد که با گوشهای گرفته و چشمهای بسته برنامههای آن را دنبال خواهند کرد.
رادیو امروز، رسانه بیمخاطب یا کم مخاطبی نیست. خیلی از این برنامهها به پشتوانه یک ایده و فکر تازه توانستهاند بر ادبیات بخش قابل توجهی از جوانان تاثیر بگذارند. خیلی از این برنامهها مخاطبان خود را وادار میکنند تا در ساعات خاصی از روز، هدفونهای خود را بیرون بیاورند با قرار دادن آن بر گوش و تنظیم تلفن همراه، برای یکی دو ساعتی شنونده این برنامه باشند.
استفاده برخی برنامههای این رسانه از امکاناتی همچون اینترنت، پیامک و ... رادیو را از رسانهای کم تحرک، به یک همراه خوب و دلنشین تبدیل کرده است. برای مخاطبی که این روزها در میان تنوع گسترده شبکههای رادیویی و تلویزیونی و انواع و اقسام محصولات فرهنگی بهدنبال صدایی تازه میگردد، پیدا کردن یک برنامه جذاب رادیویی کار چندان سختی نیست. طبیعتا هیچ برنامهای هم بهسادگی به یک برنامه جذاب تبدیل نمیشود.
استفاده درست از صدا و موسیقی، داشتن ضرباهنگ درست، توجه به روحیه مخاطب و ... چیزهایی است که در قالب یک الگو میتواند هر برنامهای را به اثری جذاب تبدیل کند. به عنوان مخاطبی که هر روز از انواع و اقسام رسانههای دیداری، شنیداری و مکتوب استفاده میکنم، خیلی از برنامههای رادیویی را جذاب و شنیدنی میدانم.
برنامههایی هم هستند که هنوز با معیارها و شیوههای سالهای ابتدایی تولد رادیو، برای مخاطب خود برنامهسازی میکنند. این ایراد به همان اندازه که به رادیو وارد است، به همان اندازه نیز به رسانه تلویزیون وارد میشود. سادهترین تعبیری که درباره برخی برنامههای ضعیف تلویزیون شنیده میشود این است که چنین برنامههایی رادیویی هستند و محتوای آنها تنها جنبه شنیداری دارد و در آنها عنصر تصویر هیچ اهمیتی ندارد.
همه این مقدمهها برای این است که در سالگرد آغاز به کار رادیو در ایران بار دیگر بهدستاندرکاران این رسانه یادآوری کنیم که ما مخاطبان، همچنان چشم انتظار برنامههای تازه و جذاب این رسانه هستیم و لذت شنیدن این برنامهها را بههیچ وجه با سختی تحمل برخی برنامههای ضعیف سایر رسانهها عوض نمیکنیم.
حتی هیچ موسیقی بیکلام و با کلامی هم نمیتواند جایگزین لذت شنیدن یک برنامه گرم و صمیمی شود. رادیو برای بیشتر مخاطبان جوان و جدید آن، بیش از آنکه یک رسانه نوستالوژیک باشد، یک وسیله ارتباطی است که در کنار دیگر وسایل به مخاطب خود قدرت انتخاب میدهد. رادیو هنوز در قلب ما جا دارد، اما آیا رادیو برای این جایگاه حاضر است از شیوههای جدید برنامهسازی بهره ببرد و با ساخت برنامههای بهتر و جذابتر جای خود را در قلب ما بزرگتر و بزرگتر کند؟
به نظر میرسد در دوره جدید این عزم وجود دارد.
رضا استادی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: