در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
سرعت، ویژگی منحصر به فرد مدرنیته است. کارشناسان علوم ارتباطات میگویند: فقط رسانهها هستند که میتوانند تاخیر انسان را در برابر شتاب عصر دیجیتال جبران کنند. مخاطبان در رسانههای تخصصی تقسیم میشوند و از این طریق دانش و آگاهی خود را در یک موضوع خاص که به آن علاقه هم دارند، بالا میبرند. فریدون صدیقی، روزنامهنگار و مدرس ارتباطات معتقد است که برای جذب مخاطب اول باید نیاز او را شناخت. او جذب مخاطب را بعد از شناخت نیاز او مهمترین انگیزه و هدف تکثیر شبکهها به سمت حوزههای تخصصی میداند و میگوید: از وقتی که تلویزیون در کانالهای متعددی افزایش یافت و ماهواره و اینترنت وارد مناسبات اجتماعی و اطلاعرسانی شدند، رادیو مخاطب فراگیر و همیشگیاش را از دست داد؛ اما بعد از تخصصی شدن شبکهها، مخاطبان مفاهیم و اطلاعات خاص مورد نیاز خود را از این رادیوها دریافت و میان این شبکهها تکثیر شدند، بنابراین باید از اصل این کار و تدبیری که رسانه را به این سمت کشاند، دفاع کرد. تنوع رسانهها به سمت بخشهای تخصصی ارمغان دنیای مدرن و عصر دیجیتال است و طبیعی است که اهالی رسانه با آن مخالفتی نداشته باشند؛ اما مهم این است که رسانههایی که براساس موضوع تقسیمبندی می شوند به ماموریت و وظیفه خود درست عمل کنند و به قول مهندس حسن محمدیان، مدیر «رادیو گفتگو» با یکدیگر همپوشانی نداشته باشند. او بر این باور است که مخاطب را نمیتوان در یک شبکه متوقف و محدود کرد، چون او نیازهای خودش را از شبکههای مختلف دریافت میکند و ممکن است در ساعتها و شرایط متفاوت بر حسب نیازش انتخابهای متعددی داشته باشد.
محمدیان رادیوهای عمومی، اختصاصی و تخصصی را در ایران مثال میزند و ادامه میدهد: رادیوهای اختصاصی مثل رادیو گفتگو به گروه و قشر خاصی تعلق دارند و به همه موضوعات میپردازند، منتها برای افرادی خاص در جامعه این رادیوها و شبکههای عمومی تکلیف روشنتری دارند، اما رادیوهایی مثل معارف، سلامت و تجارت تخصصی هستند؛ به این معنا که به موضوع خاصی میپردازند. از آنجایی که رسانهها متنوع شدهاند و مخاطب امروز هم تکثرگراست، وجود رسانههای تخصصی خیلی مفید است و باز رادیوهای تخصصی به دلیل سرعت و سهلالوصول بودن میتوانند خیلی موثر باشند. از این طریق حتی مخاطبان رادیو هم افزایش پیدا میکنند که البته چنین نیز شده است.
رادیو از دیدگاه نظریهپردازان نه مثل مارشال مک لوهان، رسانه گرم است و مشارکت کمتری از مخاطب خود میطلبد. به این معنا که به شنوندهاش امکان میدهد در لحظه رانندگی یا انجام هر کار دیگری هم به آن گوش بسپارد و این ویژگی منحصر به فرد رادیوست. محمدیان درست میگوید، چون هر مخاطبی که نیاز به کسب اطلاعاتی در حوزه خاص دارد، میتواند بسرعت و بدون دغدغه برای از دست رفتن فرصتش آن را از رادیویی تخصصی دریافت کند. بهمن امامی، مدرس ارتباطات مثال جالبی میزند: شرایط دوران گذشته با امروز متفاوت است. دانشمندی مثل ابنسینا شاعر بود، پزشک و فیلسوف هم بود؛ اما الان تخصصها متنوع و جزء به جزء شدهاند و یک فرد نمیتواند در همه سالیان عمر خود هم به همه آنها اشراف پیدا کند. بنابراین شتاب فناوری ایجاب میکند سطح دانش انسان هم افزایش یابد که نقش رسانههای تخصصی در این میان بیبدیل است، بنابراین ایجاد شبکههای تخصصی برای تامین نیاز مخاطب و به دست آوردن رضایت او ضرورتی بود که اتفاق افتاد؛ ولی مساله مهم این است که در این شبکهها نخبگان آن حوزه حضور داشته باشند تا پیشرفت فرهنگی کشور زیادتر شود.
بهمن امامی به گفته دیوید رایزمن اشاره میکند که تاریخ بشر را به 3 دوره تقسیم کرد: دورهای که انسان «سنتراهبر» بود، دورهای که انسان «خود راهبر» بود و دورهای که انسان «دگر راهبر» شد. او اضافه میکند که انسان دگر راهبر را رسانهها کنترل میکنند و او انسان امروزی است. جمشید جم، تهیهکننده ارشد رادیوست. او درباره توسعه و تکثر شبکهها یک جمله میگوید: گسترش خوب است به شرط اینکه به کیفیت هم توجه شود.
آیا رادیو رسانه فرداست؟
یک سازمان جهانی شعاری را مطرح کرده است با این مضمون که رادیو رسانه فرداست. آیا به واقع در آینده و با وجود این همه پیچیدگی در زندگی و این همه تنوع رسانهای رادیو میتواند در تنگناهای زندگی بشر موثر باشد. فریدون صدیقی میگوید: انسان فردا زندگی هدفمند و تعریف شدهای دارد و اگر رادیو بتواند در چنین ویژگیهایی پاسخهای چندوجهی به مخاطبانش بدهد، موفق خواهد بود. او میافزاید: حقیقت این است که در برابراین همه تکثر رسانهای، رادیو جایگاه اولیه خود را از دست داده در حالی که زمانی موثرترین بود. اکنون تلفنهای همراه کارکردهای چندگونه پیدا کردهاند و هر کدام به تنهایی تبدیل به رسانه شدند. رادیو در چنین فضایی چارهای ندارد جز این که تبدیلسازی کند و در پرداختهایش ساختارشکنی انجام شود، ضمن این که به محتوا هم توجه شود.
اما حسن محمدیان به آینده رادیو خیلی امیدوار است و میگوید: در آینده هر رسانهای که حرف مستدلتر و تحلیل بهتری داشته باشد و سرعت را نیز در نظر بگیرد، موفقتر است و رادیو چون رسانه چابک، پرتحرک و گرمی است، آیندهای بسیار بهتر از امروز خواهد داشت. بهمن امامی معتقد است که رسانهها هیچ وقت جایگاه خود را از دست نمیدهند، فقط باید خود را با شرایط و تاریخ اجتماعی بشر تطبیق دهند. اتفاقا تکثر و تنوع انتخاب را به وجود میآورد و جمشید جم احساس واقعیاش را مطرح میکند: دلم میخواهد رادیو به قدرت و جایگاه واقعیاش برسد و به موسیقی در این رسانه بیشتر توجه شود. به هر حال از امروز رادیو وارد سال جدیدی از تولد خود میشود در حالی که 4 اردیبهشت سال 1319 یک شبکه بود و اکنون به 14 شبکه رادیویی فقط در حوزه معاونت صدا تبدیل شده است. با خبر شدهایم که رادیوهای تخصصی دیگری هم در راه است. همه اینها یعنی این که رادیو هست و جایگاه خودش را دارد. شاید بهتر باشد این گزارش کوتاه را با این جمله فریدون صدیقی تمام کنیم که گفت: «تولد رادیو را به همکاران رسانهایام در رادیو تبریک میگویم و امیدوارم همچنان صدایشان در دور و نزدیک شنیده شود.»
کار در رادیو سخت است
در پایان این گزارش شاید حرفهای یکی از مدیران رادیو در سالهای دهه شصت برای شما جالب باشد.
سیدمحمدعلی ابطحی که از سال 61 تا 65 مدیر رادیو بود، از او پرسیدیم:
هنوز هم رادیو گوش میکنم چون آن را دوست دارم. در واقع دلبستگیام به مطالب جدی و موسیقی در حوزه رادیو تعریف میشود.
کدام شبکهها مورد علاقه و منتخب شما هستند؟
رادیو جوان و رادیو فرهنگ را معمولا گوش میکنم و برنامههایشان را میپسندم. رادیو جوان برای این که بیشتر با جوانها سروکار دارد.
یادتان هست آخرین مرتبهای که رادیو گوش کردید، کدام شبکه، کدام برنامه و صدای کدام گوینده بود؟
بله، همین امروز صبح برنامهای را از رادیو شنیدم که نمیدانم متعلق به کدام شبکه بود، اما راجع به انواع دوپینگها بحث میکرد. 2کارشناس داشتند که تفاوت قرصهای انرژیزا را با مکملهای تغذیه میگفتند. خود من خیلی استفاده کردم. اطلاعات مفیدی بود.
سیاست صداوسیما و رادیو در سالهای اخیر توسعه شبکههای تخصصی رادیو است. فکر میکنید این روند موثر و مفید باشد؟
این که در رادیو شبکههای متداخل زیادی تاسیس شده، اتفاق خوبی است چون به مخاطب امکان انتخاب بیشتری میدهد. او میتواند بر اساس نیاز و سلیقه و شرایطش شبکهای را برای شنیدن انتخاب کند، اما خوب سختیهایی هم دارد چون پیگیری و استمرار در دنیای امروز کار سهلی نیست. به عنوان مثال من در میان این همه تنوع نمیتوانم برنامهای را انتخاب کرده و بهطور مشخص آن را دنبال کنم.
شما در سالهایی که این رسانه حرف اول را در جامعه میزد، مدیر آن بودید؟
بله. رادیو در آن دوره خیلی مهم بود. چون فقط 2 شبکه تلویزیونی داشتیم که آنها هم 4بعدازظهر به بعد شروع میکردند. جنگ بود، خیلی وقتها برق میرفت... بنابراین تلویزیون اثردهی کمی داشت و به همین خاطر و باز به خاطر اهمیت مضاعف جنگ و رویدادهای آن رادیو یکی از ارکان اصلی زندگی مردم بود. رادیو در آن دوران پرالتهاب و بسیار تاثیرگذار بود.
این تاثیرگذاری به شرایط جبری رسانه در جامعه آن روز باز میگشت یا به تلاش همکاران رادیو؟
احتمالا به مدیرش باز میگشت (میخندد) البته این را که به مزاح گفتم، ولی سالهای اول انقلاب فضا خیلی خاص بود. به خصوص در حوزه فرهنگ به دلیل نبودن معیارهای مشخص کار کردن خیلی سخت بود. تنها کاری که من میتوانستم بکنم این بود که به همکارانم فرصت بروز و ظهور نوآوری بدهم و اعتماد متقابل میان ما و عشقی که بچههای رادیو به رادیو داشتند و البته شرایطی که رادیو را منحصر به فرد میکرد همه در کنار هم این محبوبیت را رقم زدند.
شما بعد از رادیو عرصههای متعددی را تجربه کردید. کار کردن در رادیو چه تفاوتی با دیگر کارها داشت؟
کار در رادیو خیلی سخت است. به خصوص در دوران ما. فکر کنید که استودیوهای تولید ما در میدان ارگ بود و پخش در جامجم (خیابان ولیعصر). امکان ارسال صدا هم به شکل امروز نبود. باید به شکل فیزیکی صدا را برای پخش از این مسافت میگذراندیم. با همه این که این مشکلات امروز دیگر وجود ندارد و امکانات خیلی خوبی دوستان در اختیار دارند باز هم میگویم که کار در رادیو خیلی سخت است. تلویزیون دهها ابزار برای انتقال احساس و پیام دارد ولی رادیو فقط از یک عنصر بهره میگیرد و آن هم صداست.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: