در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
کشور صلح و گفتگو، آنچنان که همین امروز نیز جایزهای سالانه به نام اوفوئه موآنی، بنیانگذار ساحلعاج مدرن به صلحآوران و صلحاندیشان جهان اعطا میشود. ساحلعاج از سپتامبر 2002 که گرفتار بحران سیاسی و نظامی شد تا به امروز تحولات زیادی را پشت سر گذاشته است.
توافق اخیر احزاب و جناحهای سیاسی ساحلعاج برای برگزاری دور اول انتخابات ریاستجمهوری این کشور در 30 نوامبر آینده بیش از آن که ثمره میانجیگریهای بینالمللی و منطقهای باشد نتیجه میمون همان فرهنگ صلحطلبی و دیالوگ است.
محصولات گسترده کشاورزی و زیرساختهای قابل قبول، این کشور 18 میلیون نفری را در میان جذابترین کشورهای آفریقای زیر صحرا قرار داده است آنچنان که روزگاری ویترین مستعمرات فرانسه نیز نامیده میشد و امروزه دستکم <دروازه ورود به غرب آفریقا> هست از همان آغاز بحران در سپتامبر 2002 شاهد انواع مداخلات دوستانه و غیردوستانه برای حل و فصل بحران در سطوح مختلف منطقهای و بینالمللی بود.
از توافقات مارکوسی فرانسه در ژانویه 2003 تا توافقات واگادوگو در مارس 2007 این کشور قطعنامهها، بیانیهها و توافقنامههای مختلفی را برای رسیدن به نقطهای که اکنون در آن قرار دارد، طی کرده است.
در این میان دو نفر اصلیترین و تعیینکنندهترین نقش را در حیات ساحل عاج ایفا کردهاند: استاد و شاگردی سابق در دانشگاه که دست روزگار آنان را ابتدا در برابر هم و سپس در کنار هم قرار داد. لوران بالگو و گیوم سورو، رئیسجمهور و نخستوزیر فعلی ساحل عاج.
اولی بعد از بیش از 30 سال مبارزه سیاسی در متن اپوزیسیون در سال 2000 در انتخاباتی آزاد اما بحثبرانگیز به خاطر درگیریهای بعد از انتخابات موفق شد با تکیه بر هوشمندی سیاسی و با استفاده بجا از شکاف میان دیگر نامزدهای بالقوه و بالفعل به کرسی ریاست جمهوری دست یابد تا دو سال بعد در برابر یورش شورشیانی از شمال قرار گیرد که رهبری آنان به عهده کسی جز شاگرد سابق باگبو، استاد تاریخ دانشگاه نبود.
گیوم سورو که جوانی 31 یا 32 ساله بیش نبود با اتکا بر قدرت حقطلبی محرومان شمال ساحل عاج و البته با بهرهگیری دستکم غیرمستقیم از شرایط بینالمللی و کمکها و حمایتهای فرانسویها ظرف یک ماه 60 درصد خاک کشور را تحت کنترل گرفت و اگر مداخله نیروهای فرانسوی و به دنبال آن بینالمللی در کنار مقاومت نظامیان وفادار به باگبو نبود شاید کل کشور را هم میگرفت.
برابری اجتماعی شمال و جنوب، که گیوم سورو و همفکران وی با تعابیر <شمال فقیر و محروم> و <جنوب ثروتمند> از آن یاد میکردند اصلیترین مطالبه و درخواست شورشیان (سابق) ساحلعاج بود. جایی که حتی سیدو جارا، نخستوزیر اسبق کشور از نداشتن شناسنامه تا همین چند سال قبل جارا اکنون حدودا 80 ساله است مینالید.
تکلیف جامعه جهانی برای پاسخگویی به درخواست سورو مشخص بود اما در این میان باگبو نیز بیتقصیر بود. محرومیت شمال و حتی محرومیت تمام کشور از بهداشت، آموزش و نمایندگی اجتماعی و سیاسی، نه معلول عملکرد باگبو بود و نه وی میتوانست پاسخگوی آن باشد بلکه علت و علل این معضل را مییابد در گذشته کشور به عنوان مستعمره فرانسه جستجو کرد.
با همه این احوال میانجیگریهای گوناگون برای عادیسازی اوضاع در ساحلعاج آغاز شد. جامعه جهانی نمیتوانست به این کشور مهم غرب آفریقا بیتوجه باشد. کشوری که به عنوان اصلیترین اقتصاد منطقه پولی فرانک سیفا (با 14 کشور غرب و مرکز آفریقا) در صورت سقوط اقتصادی و سیاسی میتوانست تمام منطقه را با خود به کام هرجومرج رهنمون سازد.
قطعنامههای مختلف سازمان ملل، توافقنامههای گوناگون و اعزام بیش از ده هزار نیروی بینالمللی (اعم از کلاه آبی و فرانسوی) در نهایت به توافقات 4 مارس واگادوگو، پایتخت بورکینافاسو میان دو بازیگر اصلی
بحران انجامید.
شاگرد و استاد دوباره در قالب رئیسجمهور و نخستوزیر به هم پیوستند تا راه برای پیشرفتهای جدید در مسیر صلح هموار شود. برچیده شدن دیوار حایل میان جنوب و شمال کشور، کاهش کنترل کشور توسط نیروهای بینالمللی و به میدان آمدن نیروهای داخلی برای تامین امنیت، حرکت در مسیر شناسایی افراد یا همان فرآیند صدور شناسنامه برای مردم فاقد آن، عادی شدن رفت و آمد در دالان جنوب به شمال و بازگشت تدریجی ادارات و نهادهای دولتی و شرکتها به مناطق شمالی رهاورد توافق اخیر باگبو و سورو است.
بر این اساس مقرر شد تا 30 نوامبر آینده دور اول انتخابات ریاست جمهوری ساحل عاج برای اولین بار بعد از انتخابات 2000 برگزار شود. براساس توافقات واگادوگو قبل از این تاریخ باید شناسایی، صدور کارت انتخاباتی و خلع سلاح نیروهای دو طرف به اتمام رسیده باشد.
راهساحل عاج برای رسیدن به نقطه مطلوب اگرچه ممکن است در نوامبر آینده نیز به سرانجام نرسد اما دستکم راهی است که میتواند این کشور را به سرمنزل مقصود -شاید اندکی دیرتر- برساند. در جاهای دیگر آفریقا مانند سومالی، کنیا و زیمبابوه نیز این راه انتخاب شده که به طور خلاصه میتوان آن را ترجیح راهحلهای داخلی و بومی بر راهحلهای بینالمللی و مداخلهجویانه نامید، میتواند برای مردم محروم آفریقا روزهای مطلوبتری را رقم بزند.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: