در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
حدود یک هفته است که گودالی به عمق 10 متر مثل سیاهچالهای هولناک قصههای جن و پری جلوی باغچه بهارزده خانه کودک میدان شوش منتظر نشسته است تا بچههای کار و خیابانی که به این خانه پناه میآورند را شکار کند. خانه قدیمیساز است و گرچه گودال فقط 4 یا 5 سانتیمتر تا دیوار آن فاصله دارد و بنای کهنهکار محل گفته است زیر آن چاهی بزرگ با فضایی تو خالی است که شاید هر لحظه باز شود و ساختمان را در چشم بههمزدنی ویران کند، اما بچههای قد و نیم قد هنوز مهمان خانه میشوند تا درس بخوانند از غصههایشان برای مددکارهای مرکز بگویند و پزشکان دردهایشان را مجانی دوا کنند.
به گفته مجید بیخیله، مدیر خانه کودک شوش، 5 سال پیش معاونت اجتماعی شهرداری منطقه 12، خانه کودک را در اختیار انجمن حمایت از حقوق کودکان قرار داد تا کودکانی که از نظر اجتماعی در شرایطی دشوار زندگی میکنند، از خدمات رفاهی این سازمان مردمنهاد، بهرهمند شوند؛ اما چه کسی باور میکرد این بخشش سخاوتمندانه شهرداری، فقط چند سال دوام بیاورد و پس از آن بچهها و کارکنان مرکز آواره شوند؟
بیخیله، در این باره میگوید: شهرداری تا امروز بیشتر بافتهای فرسوده اطراف خانه کودک را ویران کرده و حالا نوبت به این ساختمان رسیده است، اخطاریهای مبنی بر تخلیه خانه هم دریافت کردهایم، اما هنوز مکان مناسبی برای جابهجایی و استقرار مجدد در نظر گرفته نشده است.
«بیشتر مددجوها، دختربچههای کم سن و سال هستند» این را بیخیله میگوید و بلافاصله اضافه میکند: «حدود سنی بچهها از 4 تا 18سال متغیر است. بیشتر در خیابان کار میکنند و کمتر در خانه، اما همگی یک وجه مشترک دارند و آن فقر است.»
به گفته مدیر مرکز، روزانه دستکم 200 تا 300 کودک و بزرگسال به مرکز رفت و آمد میکنند و با وحشت از کنار تخته چوبی که مسوولان مرکز با آن دهان گشاد گودال را پوشاندهاند، میگذرند، مثل مهدی 5 ساله، که بابا ندارد و مادر تازه اسمش را در مهدکودک مرکز نوشته است، مثل لیلای 11 ساله که فال میفروشد و نقاشیهایش را به دیوارهای سست خانه چسبانده است، مثل فرحناز 7 ساله که با پدرش در خانه جوراب بستهبندی میکند، مثل....
یکی از همین روزها زمین مثل گرگ گرسنه، برههای نحیف خانه کودک شوش را میبلعد، یکی از همین روزها نیم وجبیهای رنگ پریده خیابان شوش جلوی چشم رهگذران زیرخاک مدفون میشوند.
اما کاش آن روز، امروز نباشد، کاش بچهها هنوز زنده باشند و صفحه حوادث خالی بماند!
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: