هنگامی که صحبت از هفته فرهنگی کشوری همچون ایران به میان میآید، اولین چیزی که طراحان برگزاری آن باید در نظر گیرند، این است که ایران کشوری ناشناخته و بیادعا و بیتاثیر در حوزه فرهنگ جهانی نبوده و نیست و به عبارت بهتر در تمام دنیا نسبت به تاریخ و پیشینه فرهنگی ایران شناخت و پیش ذهنیت وجود دارد.
اگرچه نیازی به یادآوری نیست، اما به عنوان مثال مهمترین پیشذهنیت فرهنگی ایران زمین در خارج از مرزها ادبیات و فلسفه عمیق شاعران، ادیبان، دانشمندان و فیلسوفان آن بوده که به نوعی نماد و منبع شرق شناسی برای غربیان به شمار رفته و میرود.
با توجه به این موضوع باید گفت مهمترین رویکرد طراحان و مجریان هفتههای فرهنگی ایران در دیگر کشورها باید این باشد که به حفظ ، ارتقا و گسترش کیفی و کمی این پیش ذهنیتها بپردازند اما متاسفانه در برنامههایی که تحت عنوان هفته فرهنگی ایران ارائه میشود، همواره کوچکترین سهم یا دقیقتر بگویم معمولا هیچ سهمی برای ادبیات در نظر گرفته نمیشود گویی که دستی ناشناس و البته آگاهانه در صدد پاک کردن و بی اعتنایی به آن پیشینه است و در مقابل سینما، نمایشگاههای نقاشی و به طور کل میزگردها و برنامههای هنری با حضور یک بازیگر، کارگردان، نقاش، موسیقیدان و... به عنوان مهمترین محورهای هفته فرهنگی ایران در دستور کار قرار گرفته و حاصل آن نیز قطع ارتباط شاعران، نویسندگان و اندیشمندان ایران با جهان شده است و فرصتی نیز فراهم آورده تا بیگانگان با دعوت از تشکلهای ادبی و غیر رسمی داخل ایران و برجسته کردن آنها در خارج از کشور، شاعران و نویسندگان معاصر ایران را که در تمام جهان این قشر و گروه را به عنوان نخبگان و رهبران فکری هر جامعهای میشناسند، به عنوان مخالف و اپوزیسیون جمهوری اسلامی ایران معرفی کنند.
از سوی دیگر و با توجه به قانون اساسی کشورمان، اگر وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی را به عنوان مسوول مستقیم وضعیت فرهنگی کشور بپذیریم و در ساختار این وزارتخانه در تقسیم معاونتها و فعالیتهای فرهنگی و هنری تامل کنیم، در مییابیم آنچه در حوزه فرهنگ تعریف شده، ادبیات، کتاب، نشر و... است و در مقابل فعالیتهای سینمایی، موسیقی، هنرهای تجسمی و... زیر مجموعه معاونت هنری این وزارتخانه است ؛ فکر میکنم با همین تامل کوچک و گذرا نیز بتوان منظور از برگزار کردن یک هفته فرهنگی را دریافت.
ای کاش اگر مسوولان به هر دلیل تمایلی به حضور ادبیات، شاعران و نویسندگان در هفتههای فرهنگی ایران ندارند، حداقل نام فرهنگ ایران را با آن پیش ذهنیت قوی و پرافتخار این چنین مخدوش نکنند و به جای هفته فرهنگی، از عنوان هفته هنری ایران استفاده کنند.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم