تماشای فیلمهای مستند باعث میشود بر میزان دانستههای مخاطبان متناسب با موضوع فیلم، افزوده شود. در این فیلمها، وقایعی را میبینیم که با شیوه قابل اعتنایی بازسازی شدهاند.
یکی از مهمترین قالبهای فیلمهای مستند، پرداختن به تاریخ و وقایعنگاری تاریخی است، چرا که با تماشای چنین مستندهایی، آدمی به گذشتههای دور سفر میکند و با وقایع مهم و شخصیتهای تاریخی آشنا میشود.
مستند «چهارسوی علم» که منتخبی از فیلمهای روز در زمینههای کشاورزی، تاریخ، باستانشناسی، نانوتکنولوژی و ... است، بتازگی مستندی به نام تختجمشید را از شبکه 4 سیما به نمایش گذاشته است. این برنامه مستند که هم به زبان اصلی (انگلیسی) و هم به زبان فارسی در 2 بخش به طور روزانه از این شبکه پخش میشود، تاثیر بسزایی بر مخاطب میگذارد. چهارسوی علم که محصول کشور انگلستان است، در یکی از بخشهای مربوط به تخت جمشید، کاملا حرفهای و گیرا عمل کرده بود. فیلمبرداری و نورپردازی بجا و زیبا، انتخاب موسیقی متنی از آثار زندهیاد امینالله حسین در بخشهای مختلف اثر و کارگردانی پخته و درخشان آن، بیننده را به دیدن این مستند که درباره تاریخ ایرانزمین است، ترغیب کرده تا لحظهلحظههایش را پیگیری کند.
دوربین «چهارسوی علم» آثار بهجای مانده از تخت جمشید را باشکوه هرچه تمامتر به نمایش میگذارد. راوی برنامه چنین روایت میکند که این بنا در زمان داریوش اول از پادشاهان هخامنشی در سال 518 قبل از میلاد به قصد ایجاد پایتختی آیینی در جلگه مرودشت، بر دامنه کوه مقدس (کوه مهر) بنیان نهاده شده و ساخت آن در مجموع حدود 120 سال به طول انجامیده است... سپس تصاویری از جایجای تختجمشید به 2 طریق زنده و انیمیشن نمایان میشوند که هر یک با گفته راوی زن و مرد با مستند همخوانی و هارمونی دارد. تصاویری بکر از پلههای ورودی به تخت جمشید، مسیرهای منتهی به تخت جمشید، مقبره اردشیر دوم، مقبره اردشیر سوم، درون مقبره اردشیر دوم و ... از نماهایی هستند که بهطور خارقالعادهای دیده میشوند.
در نمایی دیگر از این مستند دیدنی، پلکان اصلی دروازه ملل را میبینیم که کتیبهای به 3 زبان پارسی باستان، عیلامی و بابلی ( هر یک 20 سطر) در سردر آن نگاشته شده است که در آن، خشایار شاه پس از ستایش اهورامزدا و معرفی خود آورده است: این بارگاه همه ملل (دروازه ملل) را من به توفیق اهورامزدا ساختهام.
احترام متقابل به سایر ملل از آن زمان بین ایرانیان رواج داشته و چهار سوی علم بر این نکته تاکید میکند.
تاکید دوربین چهار سوی علم به آثار به جا مانده در تخت جمشید از اهمیت ویژهای در این مستند برخوردار است، چرا که دستکم از اواخر قرن سوم تا اواسط قرن نهم «پارسه» را مسجدی میشناختهاند که بهدست سلیمان پیامبر ساخته شده است. پیامبری که جنیان و دیوان را تحت تسلط داشته و احتمالا با کمک آنان ساخته شده است و در بعضی اسناد، سلیمان را با جمشید و پادشاه اسطورهای ایران یکی دانسته و احتمالا این هم یکی از عواملی است که بهتدریج نام این محل از مسجد سلیمان به تخت (قصر) جمشید تغییر پیدا میکند.
نشان دادن کارهای ساختمانی تختجمشید در قالب انیمیشن از بخشهای دیگر دیدنی این مستند است که نشان میدهد این بنا چگونه به فرمان داریوش بزرگ آغاز میشود. بخش بزرگی از یک دامنه نامنظم سنگی را مطابق نقشه معماران آن دوران تا ارتفاع معینی که مورد نظرشان بود، میتراشند و کوتاه و صاف میکنند و گودیها را با خاک و تخته سنگهای گران انباشته میکنند. قسمتی از نمای صفحه را از صخره طبیعی میتراشند و بخشی دیگر را با تخته سنگهای کثیرالاضلاع کوه مانند، آنها را با بستهای دم چلچلهای آهنی به هم پیوند میدهند و روی بستها را با سرب میپوشانند و ...
نمایی از آبراهههای احداث شده، چاههای کنده شده برای ذخیره آب باران و ... همه آثاری هستند که همچنان از آن زمان تاکنون به جا مانده و این از دید سازندگان چهار سوی علم باعنوان تخت جمشید دور و پنهان نمیماند؛ بهطوری که هر آنچه مرتبط با تختجمشید است، در این مستند گنجانیده شده است.
معرفی ایران بهوسیله فیلمسازان غیر ایرانی فرنگی اتفاق مهمی بهشمار میرود و هر ایرانی با دیدن آن تحت تاثیر قرار میگیرد.کاش فیلمسازان ما نیز از امکانات و وضعیت مالی خوب سازندگان مستند چهار سوی علم با عنوان تختجمشید برخوردار بودند و همانند آنان میتوانستند به خلق مستندهای ایرانی با موضوعات مختلف بپردازند. اگر این اتفاق روی دهد، مسلما مستندهای ایرانی نیز تماشاگران خودش را پیدا میکند و مردم گرچه به تماشای بناهای کشورشان که حاصل تصویربرداری و تلاش هموطنانشان است، ترغیب میشوند.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم