بازسازی نیازهای فراموش شده
نگاهی به سریال «خاک سرخ»
در برخورد با سریال تلویزیونی خاک سرخ ، اولین سوال که به ذهن متبادر می شود، این است که خاک سرخ چیست و کیست؛ در مراجعه به بعضی از فرهنگ ها، از خاک سرخ به عنوان خاک رس و خاکی که در سفالگری به کار می آید
کد خبر: ۱۶۸۳۴
، یاد شده است ؛ اما از جمله معانی برای واژه «آدم » در ادب فارسی خاک سرخ است و همچنین در قاموس های قرآن آدم نیز چنین معنی شده است : «ساختن ، خاک سرخ نخستین بشر را چنین نام نهاده اند» و «حضرت باری تعالی در اولین مرحله از مراحل تطور خلقت ، انسان را از خاک آفرید» و آدم در طول حیات دنیایی خود بین دو پرانتز خاک در آغاز خلقت و در پایان زندگی مادی ، محدود شده است و آدمیت پیوسته در تکاپو برای رهایی از این حصار و به دنبال هویت حقیقی و راستین خویش . آنچه که در پخش 7قسمت از فیلم مکرر به ما گوشزد می شود و در حکم هدف اساسی فیلم به شمار می آید، هویت جویی و در نهایت هویت یابی است ؛ چیزی که امروزه بیش از هر زمان دیگر انسان ها نیازمند به آن هستند. جامعه شناسان و روان شناسان بر این باورند که آنچه از نظر روحی نسل آینده را تهدید می کند و گاه به صورت یک بحران درمی آید، بحران هویت است و فیلم تلاشی کنایی برای درک این پدیده مهم است . فریادهای «لیلا»: «من کیم ؛» به عنوان یکی از قهرمانان فیلم ، سوالات هزاران انسان خواهد بود. روح کنجکاو بشر، افتخار به پیشینه خود و اجتماعی بودن انسان سبب می شود که انسان پیوسته در تکاپو برای یافتن خود باشد. ممکن است گشتن به دنبال هویت گمشده در لابلای زندگی مدرن بعضی ها را (لیلا) خسته کند؛ اما از دل این نسل ، نسل جدیدی زاییده می شود که سعادت خود را در کشف این پدیده می دانند و خوشحالند از این که «سعید»ند و قهرمانان فیلم می روند که هویت الهی خود را به هویت انقلاب و در خاتمه به هویت دفاع مقدس گره بزنند. نکته دیگر، ادبیات نمایشی عمیق و عرفانی و تشبیه ها و استعاره های خیال انگیز متن فیلم است و در این میان موسیقی فیلم با مرزبندی آهنگها (محلی جنوب ) همه دست به دست هم می دهند و سوار بر پر خیال ، ما را به عالم معنا دعوت می کنند. بیشتر قسمتها با سماع عاشقانه همراه هستند. واج آرایی و آهنگ بین اسمها؛ لیلا، لعیا و لیالی همه ما را به اوج تخیل و معنا رهنمون می شوند. در فیلم انسان ها همه زمینی و از نوع خاک هستند.«پلو باقلا را دوست دارند»، «در تدارک ازدواج هستند»، «به ماه عسل می روند» و «در کلاس درس بدون دانش آموز سرگرم بازی دنیا هستند» اما همین آدمها ورای این زندگی عینی ، همه یا عاشق هستند و یا معشوق . آری باید فقط از راه خاکی به خرمشهر، این «آرمانشهر» رفت و خاک تن و راه خاکی همه وسیله و مجزا هستند؛ هرگز مقصد و ماوا نبوده اند؛ به تعبیر سید اهل قلم ، آقای مرتضی آوینی : «آنها چه انسی با خاک گرفته اند و خاک مظهر فقر مخلوق در برابر غنای خالق است . معنای آن که در نماز پیشانی بر خاک می گذاری همین است و تا با خاک انس نگیری ، راهی به مراتب قرب نداری .» بلی در عالم عرفان آدمها خاکی هستند و از جنس خاک ، اما نگاهها آسمانی است و زندگی جاویدان را در آسمان ها و حیات و ممات خود را در آنجا پیدا می کنند و اندک می روند که به ابدیت بپیوندند. ز بس خون که گرد آمد اندر مغاک
چو گوگرد سرخ آتشین گشت خاک علی رضا قربان پور