با پخش چند قسمت از مجموعه تلویزیونی «دوران سرکشی » به نظر می رسد کمال تبریزی با طرح داستانی موضوعات و معضلات
کد خبر: ۱۶۸۳۳
روز جامعه ، درصدد جلب مخاطب خاص خودش است . این مجموعه ، سوای کارکرد و تاثیر محتوایی آن بر ذهن مخاطب ، داعیه مطرح کردن موضوعات پس پرده اجتماع امروزی را نیز دارد. و این جهش معنایی در لایه ، لایه پر پیچ و خم فیلمنامه آن بخوبی پرداخت شده است . دکتر حنانه پناهی (زهرا مستوفی ) در یک مرکز نگهداری و حمایت از دختران بی سرپرست و یا بزهکار مشغول به کار است . او شخصیتی بسیار جدی و هوشمند دارد که در تقابل با سیل مشکلات روحی و روانی محیط کار خود، بسیار مقاوم و سختکوش نشان می دهد. دکتر پناهی ، در گذر از هزار توی مصایب و مشکلات جوانان بویژه دخترانی که کاشانه عاطفی و خانوادگی خود را به گونه ای از دست داده اند و ویران شده به سوی هیولای بی رحم زندگی شهری با تمامی ناهنجاری هایش رها شده اند، گامی دلسوزانه به پیش گذاشته است . او که خود از همین جنس فرزندان رها شده است ، بخوبی با درک و تحمل دردهای نهان این قربانیان کنار می آید و در این راه از هیچ تلاشی برای سامان گرفتن این دختران فرو گذار نمی کند؛ حتی اگر در انجام این امور خللی بر زندگی شخصی وی وارد آید. به عنوان ارزیابی ساختار روایی قصه می توان به شکل گیری محوری شخصیت ها در جریان اتفاقات که منجر به ساماندهی چارچوب قصه می شود، اشاره کرد. نویسنده اثر (طالب زاده ) تمامی دغدغه ذهنی و توان شناخت خود را از جامعه بر روی اصولی متمرکز کرده تا با تلنگر به این مسائل ، بتواند مشکلاتی نظیر عدم درک موقعیت ها و فاصله هایی را نشان دهد که میان نسل گذشته و نسل فعلی وجود دارد. مجموعه «دوران سرکشی » شاید به نوعی بداهه سرایی یک دختر رنجور و منزوی از تفریحات معقول و کنشهای منطقی یک جامعه ایده آل باشد. دخترانی به نام مژده ، زهرا یا پانته آ می توانند نمودی از یک شخصیت ترک خورده باشند که حاصل تربیت ناسالم یک خانواده و همین طور یک جامعه اند. مژده ، خود قربانی پانته آیی است که او هم اسیر تخیلات آلوده جریان دیگری است . وقتی نهالی تازه از باغچه خانواده ای ، دچار کمبود هوایی پاک و نبود فضایی مناسب برای رشدی ایده آل می شود، بدین ترتیب حرکت به سوی غایت آمال را که کمال جویی فردی در قالب زندگی جمعی است ، باید در پس سرابی خوش رنگ و لعاب ببینیم و بس . مجموعه «دوران سرکشی » روند موفقیت خود را وامدار تحقیقات و بررسی های شفاف و دقیق از پرونده های واقعی و موجود در این گونه مراکز تحقیق است . این مهم ، دستمایه ارزنده ای برای نویسنده به حساب می آید تا با تمهیداتی ، این نوع اطلاعات را براساس سلیقه و ذوق بیننده ، به وی منتقل سازد. فضای قصه با روح دیالوگ ها سنخیت دارد. کاراکترها در قید و بند رعایت قراردادهای دکوپاژ فیلمساز خود را محصور شده نمی بینند. آنچه می تواند به عنوان برگ برنده برای این مجموعه مطرح باشد، الهام گیری مضمونی از روند رو به افزایش ناهنجاری های زمانه ماست که بخوبی و با شناخت اصول روان شناسانه و بهره گیری از نظریه های علمی و کارشناسانه به جای برخوردهای پلیسی و مقطعی به تصویر کشیده شده اند. دختران سرراهی ، پدران متعصب و کور نظر که جز رفتار مستبدانه با فرزندان خود هیچ روش صلح جویانه و به دور از خشونت را آزمایش نکرده اند، قیم و همه کاره معصومانی هستند که در بن بست روزگار، طالب مفر دلگشایی هستند که همیشه برایشان سراب بوده است . آنها بهشتی را طلب می کنند و می بایست در اتاقهای مراکز بهزیستی ، چشم انتظار دوران پرفروغی بمانند تا دفتر زندگیشان را دیگران با میل خود ورق بزنند، نه خودشان . این مجموعه با بازیهای بسیار روان و به دور از اغراق ، سعی می کند تلنگری باشد بر دقت نظر پدران و مادران و همین طور مسوولانی که می بایست گره گشای مشکلات این طیف عظیم و پر انرژی باشند. دوران سرکشی ، آکنده است از «آنچه هست » و البته راهکار «آنچه باید باشد» را به سوم شخص واگذار می کند. در پاره ای از سکانس ها، گویی نویسنده خود در دریای شناور این معضلات غرق می شود که او را با سلاح قلم به جنگ ناملایمات می کشاند. تا جایی که در گره افکنی های جدید داستان ، این روند گاهی به افراط می رود و در به تصویر کشیدن برشی از مشکلات ، فضای خاکستری قصه را تیره تر می سازد که این امر باعث خستگی و دنبال نکردن خط داستان از سوی بیننده می شود. البته این نقطه ضعف تا حدودی با بازیهای روان و قابل باور بازیگران ، پنهان می شود. زهرا مستوفی بار دیگر در عرصه تصویر نشان داد که استعداد بالقوه ای در به نمایش گذاشتن درونیات یک نقش را دارد. این مجموعه گویی با بیان هر معضلی ، نیشتر توجه را بر کالبد هر طرز تفکر و یا نوع تلقی از جوانان جامعه می نشاند. فیلمنامه غنی از اطلاعات و دقیق از لحاظ فنی به همراه کارگردانی خوب ، توانسته در حد بضاعت خود، بی پناهی دختران بی سرپرست و ستم دیده از جور زمانه را به رخ والدین بکشاند که : فرزندان بغیر از جسم ، روحی دارند که وسعتش را با غم و شادیهایشان می سنجد. مجموعه دوران سرکشی ، نقطه عطفی است در جسارت و بیان حقایقی که سالها پیش فقط در پوشه ها و نوشته ها مخفی بود و حالا با بیانی شفاف و در قالبی نو، در فهرست مسائل تربیتی هر خانواده جای می گیرد. دوران سرکشی ، نماد یک نسلی است که هدایت را در دالان تاریک و مخوف سنتهای غلط و تعصبات کورکورانه آموخته اند و وقتی مجالی برای عرضه می یابند، می بینیم که قرآن را چونان ابیات خوش شعر هستی می خوانند و آنان که انتظاری از این نسل فراموش شده ندارند، مات و مبهوت به او می نگرند که چگونه قرآن را در دل باور دارد. اما افسوس که هیچ کس او را باور ندارد. امیر ماهرو