ایالا‌ت شکست‌خورده‌

خیزش آشکار به‌سوی تجارت‌

یکی از مقامات عالی‌رتبه گزارش داد که نیواورلئان، فاجعه شماره یکی بود که ما درباره آن صحبت می‌کردیم. آژانس فدرال مدیریت اوضاع فوق‌العاده، مانورهایی برگزار و طرح‌های مفصلی را تدوین کرد ولی هیچ‌یکی از این برنامه‌ها به مرحله اجرا درنیامدند. نیروهای گارد ملی فرستاده شده به عراق بسیاری از تجهیزات مورد نیاز را همراه خود برده بودند. وال استریت ژورنال گزارش داد این تجهیزات شامل وسایل انتقال مد، تانکرهای سوخت‌رسانی و ژنراتورهایی بودند که در صورت وقوع یک فاجعه طبیعی در کشور، مورد نیاز هستند.
کد خبر: ۱۶۸۱۱۳

 یک مقام ارشد نظامی نیز گفت که ارتش برای اعزام تیپ چهارم لشکر دهم کوهستانی از فورت پولک به مناطق توفان‌زده، بی‌میل بوده، زیرا این یگان که چند هزار سرباز داشت، هنگام آماده شدن برای استقرار در افغانستان بود.
درخصوص اولویت‌های دولت بوش، مقابله با تهدید توفان نیز همانند خطر تروریسم، در اولویت‌های پایین‌تری قرار گرفت. عدم نگرانی در این‌باره، طیف گسترده‌ای را شامل می‌شود. مساله نواحی باتلاقی یعنی عاملی مهم در کاستن از قدرت توفان و فوران سیل را در نظر بگیرید.

ساندرا پستل می‌نویسد: زمانی که کاترینا وزیدن گرفت، تا حدود زیادی از زمین‌های باتلاقی خبری نبود. چراکه دولت بوش در سال 2003 نواحی مردابی را تقریبا از بین برده بود، سیاستی که در دوران دولت بوش بزرگتر آغاز شده بود.

علاوه بر این، مقامات سابقFEMA  گزارش داده‌اند که توانایی‌های این نهاد در دوران بوش، تا حدود زیادی کاهش یافت؛ زیرا این نهاد در وزارت امنیت داخله ادغام شد و در نتیجه، منابع کمتر و لایه‌های بیشتری از دیوان‌سالاری و فرار مغزها را به دلیل دلسردی کارمندان آن بر جای نهاده مشابه همین واقعه در سیا زمانی که به دلیل عدم تمکین مجازات شد، اتفاق افتاده بود. یک مقام بلندپایه اظهار کرد: « FEMA که سابقا یکی نهاد عالی فدرال بود.» در دوران زمامداری بوش «حتی در صندلی عقب نیز جایی ندارد، بلکه هم‌اینک جای آن در صندوق عقب اتومبیل وزارت امنیت داخله است.» همین مساله، علت اصلی ناتوانی در اجرای مانورهای موفقیت‌آمیز توفان در نیواورلئان یک سال قبل از وزیدن کاتونیا، محسوب می‌شود.

کسری بودجه دولت بوش، یگان مهندسین ارتش را واداشت تا کار جلوگیری از سیل، ازجمله مستحکم‌سازی خاکریزهایی که از شهر محافظت می‌کردند را متوقف سازد. فایننشال تایمز گزارشی داد بودجه سال 2005 بوش، خواستار کاهش شدید دیگری هست، یعنی بالاترین میزان کسری که تاکنون پیشنهاد شده است. این مساله همانند کاهش شدید بودجه ایمن‌سازی حمل و نقل عمومی درست قبل از بمب‌گذاری‌های لندن در جولای 2005 که حمل‌ونقل عمومی را هدف قرار داده بود، تخصص دولت بوش در وقت‌شناسی را به خوبی نشان می‌دهد.

دین بیکر اقتصاددان امریکایی گزارش می‌دهد که نسبت به حجم اقتصاد، بودجه FEMA در طول 3 سال پیاپی، 9 درصد کاهش یافت. میزان فقر که در زمان دولت بوش رشد یافته است در نیواورلئان به 28 درصد رسیدو شبکه محدود تامین اجتماعی، ضعیف‌ترنیز شد. این پیامدها به حدی چشمگیر بوده که رسانه‌های طیف‌های مختلف از دامنه آسیب‌های طبقاتی و نژادی، ابراز انزجار نمودند. پائول کروگمن با بررسی این وقایع متاثرکننده نوشت که برنامه‌های بوش، دولتی ناتوان برای همه جمعیت کشورایجاد کرده است، یعنی مشخصه بارز دیگری از یک دولت شکست خورده.

در حالی که رسانه‌ها، صحنه‌های زنده‌ای از مصیبت انسانی را نشان می‌دادند، سران جمهوریخواه برای دست یافتن به طیف گسترده‌ای از خط‌مشی‌های اجتماعی و اقتصادی محافظه‌کارانه، لحظه‌ای درخصوص استفاده از میزان امدادرسانی به ساحل خلیج توفان‌زده، فروگذار نکردند. از جمله اینها، قوانینی هستند که مستلزم پرداخت دستمزدهای متداول توسط مقاطعه‌کاران فدرالی‌اند که به احتمال زیاد، نقش‌آفرینان اصلی در رسوایی بعدی فساد خواهند بود.

از این‌رو، هزینه‌های تقلیل‌یافته، تجارت کردن، محدودسازی حقوق قربانیان برای اقامه دعوی، دادن ژتون به کودکان به جای حمایت از مدارس (همراه با اعطای پاداش به مدارس خصوصی)، کاهش بودجه بن خرید غذا و برنامه‌های صبحانه و ناهار مدارس (در عین انتشار ارقامی راجع به افزایش گرسنگی در کشور)، حذف محدودیت‌های زیست‌محیطی، لغو مالیات اموال کشته‌شدگان در ایالات طوفان‌زده  موهبتی بزرگ به سیاهپوستانی که از حلبی‌آبادهای نیواورلئان گریخته‌اند  به طور کلی بازهم آشکار می‌سازد که نفع‌طلبی هیچ‌گونه حد و مرزی نمی‌شناسد.

گرچه افراط‌گرایی به سبک بوش، بلاشک روندهایی را سرعت بخشیده که در نیواورلئان به طور بی‌رحمانه‌ای آشکار شدند، ولی ریشه‌های آن بسیار عمیق‌تر است و در سرمایه‌داری دولتی نظامی شده همراه با غفلت از نیازهای شهرها و خدمات کلی انسانی قرار دارد. موضوعاتی که به طورگسترده توسط سیمور ملمن بخصوص در سال‌های متمادی مورد بحث واقع شده است. تام ریفر اقتصاددان سیاسی در مطالعه‌ای درباره فاجعه کاترینا بار دیگر به این نتیجه رسید که: «ایدئولوژی امنیت ملی در جنگ طبقاتی شدید نه فقط بر ضد جهان سوم، بلکه علیه مردم داخل کشور نیز نقش تعیین‌کننده خود را نشان داد.»

دستاوردهای دوره اول زمامداری جورج دبلیو بوش، سودهای کلان شرکت‌ها را شامل می‌شود، در حالی که دستمزدها ثابت ماند یا کمتر شد همراه با کاهش شدید مالیات ثروتمندان برای بازتوزیع ثروت که حتی بیشتر از گذشته به نفع طبقات بالا بود. این موارد از جمله سیاست‌های بی‌شماری هستند که به اقلیتی اندک سود می‌رسانند و به احتمال زیاد روند مالی ورشکسته طولانی‌مدتی را موجب خواهد شد که بودجه اجتماعی آتی را کاهش داده و هزینه‌های تاراج کنونی انجام شده توسط اقشار ثروتمند را به نسل‌های آینده انتقال خواهد داد.

اثر: نوام چامسکی‌
مترجم: یعقوب نعمتی  ورو جنی‌

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها