در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
وی گفته است در آخرین سالهای ورزش حرفهای خود به سر میبرم و این حق من است که بتوانم برای زندگی آیندهام درآمدزایی کنم. من تا چند سال پیش یک آپارتمان هم در تهران نداشتم و به اندازه زحمتی که برای ورزش قهرمانی ایران کشیدهام، پاداش دریافت نکردهام و قس علیهذا...
ابتدا باید خدمت حسین رضازاده به عنوان یک قهرمان ملی عرض کنیم که هیچ پاداشی به اندازه مهر و محبت مردم و محبوبیت در بین آنان نیست و ارزش و بهایی را نمیتوان بر آن نهاد که حالا خواسته شود همه چیز به لحاظ مادی قیاس شود.
نکته دیگر برمیگردد به خاستگاه قهرمانان ملی و افتخارآفرینان ورزش ایران از دیرباز تاکنون که از متن جامعه و لایههای پایینی آن برخاستهاند و به عشق مردم و خدمت به آنان، جهان ورزش را از دلاوریهای خود به تسخیر درآوردهاند. بنابراین برای مردم از این حیث سوالبرانگیز مینماید که قهرمان دوستداشتنی و ملی کشورشان که تا به امروز به پیشنهادهای بزرگ و اغواکننده پاسخ منفی داده، یکباره چطور میشود که در مقابل چندین میلیون، خود را چهرهای تبلیغاتی معرفی میکند؟ مساله دیگری نیز که باید به آن اشاره کرد، توجه مالی به وضعیت زندگی قهرمانی چون حسین رضازاده است که فکر میکنیم مسوولان در حد بضاعت موجود، نسبت به آن کم نگذاشتهاند.
فکر میکنیم برای رضازاده در وهله نخست باید مهر مردم مورد توجه باشد که هنوز هم او را دوست دارند و عزیز میدارند. بدیهی است اگر گفته میشود که او باید شان و منزلت خود را حفظ کند، این نکته از منظر دوست داشتن و در کانون توجه قرار داشتن اسطوره ملی ورزش قهرمانی ایران است، نه از منظر خدای ناخواسته حاشیه تراشیدن برای او.
به هر حال رضازاده را همچنان دوست میداریم و به وی میبالیم و آرزو میکنیم که با طلای سوم المپیکی خود، مزد زحمات بیوقفهاش را دریافت و دل مردم و مسوولان نظام را شاد کند.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: