در جمع عوامل سازنده برنامه رادیویی باز باران

اشاره : از اینجا که گذشتی سمت راست می پیچی . به انتها که رسیدی باز هم سمت راست . از پله ها بالا می روی تا
کد خبر: ۱۶۷۷۹
به آخر و بالاخره همان جا استودیوی پخش شبکه سراسری است . وقتی سراسیمه وارد استودیو شدم لحظه ، لحظه اذان بود. یک لحظه ناب بهترین بهانه برای پیدا شدن و گم شدن در حضور پررنگ کلمات سترگ که در نجوای یک اذان گو سربرمی آورد و برملا شدن قامتی سبز که هر لحظه آبی تر می شد و حک شدن تنها یک لحظه از تو در او و او در تو.
باز بارانی ها جمع شان جمع بود. در میان چند خانمی که در اتاق فرمان ایستاده بودند، به دنبال آشنایی می گشتم و با دیدن صاحب همان صدای صمیمی پنداشتم باز بارانی ها جمع شان جمع بود. در میان چند خانمی که در اتاق فرمان ایستاده بودند، به دنبال آشنایی می گشتم و با دیدن صاحب همان صدای صمیمی پنداشتم که باید همین چهره بشاش و مهربان او باشد. لیلا میرمحمدی آذر را می گویم که چند ساعت پیش تلفنی با او صحبت کرده بودم . آمدنم را صمیمانه دانست و دستانم را به گرمی فشرد. او که سالها معلمی را در رشته ادبیات فارسی تجربه کرده ، همواره در تعلیم و تحقیق به سر برده است . نوجوان ها و خواسته هایشان را خوب می شناسد تا حدی که آنها را باور دارد و اینجا دست در دست بازبارانی ها باورهایش را نقش می زند. قدم دیگر را طارمی تهیه کننده برمی دارد، با ترانه های شاد و دلنشین که بر بام دلهایمان می کوبد و بالاخره همه چیز با صدای فرزاد حسنی و معصومه نوازنی که یکی پرجنب و جوش است و دیگری با طمانینه ، عجین می شود.
چترهایی که بالای سر باز نمی شود
اتاق فرمان همان جایی است که در لحظه اول قدم به آنجا می گذاریم . سردبیر، تهیه کننده ، صدابردار و دیگر عوامل دست اندرکار در این مکان حضور دارند. با چند تا دستگاه ضبط و پخش صدا که مختص کار تهیه کننده است و یک میز صدا که صدابردار پشت آن می نشیند و مقابلش دریچه مستطیل شکل بزرگی است که امکان دیدن داخل استودیو را از اتاق فرمان فراهم می سازد. بالای این دریچه شیشه ای ، دو چراغ نصب شده است که روشن شدن چراغ قرمز برای اهالی داخل استودیو به مفهوم سکوت و ضبط برنامه است و چراغ سبز قطع برنامه را اعلام می کند. میرمحمدی سردبیر «باز باران » با توضیحاتی که از پیش راجع به برنامه داده است ، این برنامه را مکمل دو برنامه قبلی یعنی «صلح نوجوانی » و «محله فرهنگی نوجوانان » می داند، به طوری که جایگزین شدن این برنامه نشان دهنده یک روند صعودی برای گروه کودک و نوجوان شبکه سراسری صدا است . آنچه در پی می آید ، گفتگویی است که با عوامل سازنده باز باران انجام گرفته است . در ابتدا گفت و شنود با میرمحمدی تهیه کننده برنامه را با هم می خوانیم:
چه اهدافی منشا شکل گیری چنین طرحی برای نوجوانان شد؛
«باز باران » با این هدف طراحی شد که بتواند ماهیتی فرهنگی ، ادبی و هنری داشته باشد. هر چند که پیش زمینه ها همیشه اطلاع رسانی بوده اند. با توجه به این امر سعی مان بر این است که بتوانیم نوجوانان را هر چه بیشتر با جامعه کنونی آشنا کنیم و آنها آمادگی لازم را برای ورود به این جامعه به دست بیاورند تا مشکلی در مواجهه با جامعه و مردم نداشته باشند و اهداف جانبی دیگری نیز مانند توجه به موضوعات و مناسبت های روز و شناساندن شاخه های مختلف فرهنگ به نوجوانان است . با زبانی شاد و تازه که در این صورت جوان و نوجوان بتواند جایگاه خودش را در عرصه های مختلف فرهنگی و اجتماعی بشناسد و پیدا کند.
با این منظور چه آیتم هایی را طراحی کرده اید؛
آیتم ها تحت الشعاع موضوعاتی که محورهای فرهنگی ، ادبی و هنری دارند، قرار می گیرند. بعضی از آیتم ها متغیرند؛ شامل قصه ، نمایش هفته ، مسابقه نمایش ، مشاهیر، کارگاه قصه نویسی و آیتم های ثابت ؛ گزارش روز، خبرهای روز، شعر، طنز و سخنرانی معارفی بعد از اذان را در بر می گیرد.
به عنوان مثال شما در کارگاه قصه نویسی چطور عمل می کنید؛
البته هنوز این قسمت به خوبی جا نیفتاده است . قرار است گزارشگر برنامه با دستگاه ناگرا پیش کارشناس این رشته برود. در ابتدا کارشناس مبانی داستان نویسی را به شکل جلسات آموزشی در حدود 5تا 8دقیقه ارائه خواهد داد و هر جلسه آثار فرستاده شده و تلفن های شنوندگان را در اختیار کارشناس می گذاریم تا پس از بررسی آثار، پاسخگوی سوالات شنوندگان باشد. انگار گویندگان زیر باران نمی توانستند سرجایشان بند شوند و مرتب از داخل استودیو به اتاق فرمان در حال رفت و آمد بودند چند بار فکر کردم الان از برنامه عقب می مانند ، معصومه نوزایی و فرزاد حسنی گویندگان برنامه را می گویم ؛ البته همه عوامل در جنب وجوش بودند؛ به نظرم یک برنامه زنده آن هم برای نوجوان ها به چنین مجری های پویایی نیاز دارد. به خاطر این که ذائقه نوجوان کندی و رخوت را نمی طلبد. آنها به دنبال یک ریتم تند و در عین حال شاد و سرحال کننده هستند. نوازی خرما تعارف می کرد و حسنی با ابراز این که عاشق خرما است ، سعی کرد از چند متری هسته اش را داخل سطل بیندازد؛ ولی این اتفاق نیفتاد. رفتار طنزگونه آنها مرا به فکر فرو برد که «چگونه می توان طنز را مختص به جوانان ساخت ؛» در جستجوی پاسخ دوباره سراغ لیلا میرمحمدی آذر رفتم و او در این ارتباط اعتقاد داشت : با توجه به ارتباطی که به واسطه شغلم با نوجوان ها داشتم ، خواسته هایشان را بررسی کردم . حتی در مورد ماهیت و محتوای برنامه از آنها نظرخواهی کردم و در آخر که علایق و استعدادها را بررسی کردیم به این نتیجه رسیدیم که طنز باید حتما مخصوص آنها باشد. بدین ترتیب لحاظ نمودن یک مصاحبه طنز، درد و دل طنز، اعتراض طنزگونه و ارائه خبرهای روز در قابل طنز آن هم بیشتر در قالب اجتماعی با یک رویکرد تازه می تواند پاسخگوی نیاز مخاطبان اصلی ، یعنی نوجوانان باشد.
باز باران ، با ترانه ...
مقنعه آبی آسمانی اش مرا به یاد دوران دبستان انداخت . همان طور که تکست برنامه در دستش بود، مرتب جملاتی را زیر لب زمزمه می کرد. دربرخورد اول فکر کردم باید یکی از میهمانان نوجوان باشد، ولی آشناتر از یک مهمان به نظر می رسید. وقتی به او پیشنهاد کردم که بیاید تا با هم حرف بزنیم خوشحالی در چشمانش برق می زد و همان طور که چادر کشدار روی سرش را جابه جا می کرد، کنارم نشست . مژده لواسانی گوینده آیتم خبری باز باران هستم و از وقتی دو سه ساله بودم در کنار خانم وکیلی برنامه سلام کوچولو را اجرا می کردم و حالا سیزده ساله ام و دو سال است که گویندگی را به طور جدی دنبال می کنم.
شما که یک نوجوان هستید آیا باز باران توانسته بخوبی با هم سن و سالهای شما ارتباط برقرار کند؛
باز باران از لحاظ ارتباط با نوجوانان بسیار موفق است . به خاطر این که آیتم ها فقط مخصوص نوجوانان طراحی شده اند. خبرهای روز را که خودم می خوانم بیشتر می پسندم.
یک شنونده ، پشت خط است
لحظات پایانی برنامه است و در کابین های تلفن پشت سر هم تلفن ها زنگ می خورد. با قصد این که نظر مخاطبان را نسبت به این برنامه بپرسم ، داخل یکی از کابین ها رفتم و گوشی را برداشتم . صدای پشت خط می گفت : «گلرخ نظری هستم . 13ساله از تهران می خواستم روز دانش آموز را به دوستانم تبریک بگویم .» نظرش را درباره برنامه پرسیدم . او هم در پاسخ به یک جمله اکتفا کرد که «باز باران حرفهای خوبی می زند، بخصوص با لطیفه های مختلف جالبتر هم می شود.» چند تا تلفن دیگر را هم جواب دادم . بیشتر کسانی که با برنامه تماس داشتند، دخترهای نوجوان بودند. از نوجوان تا جوان . شنونده دیگر دختری بود 24ساله و دیپلمه که از ابتدای برنامه که یک ماه بیشتر از عمرش نمی گذرد همراه بازبارانی ها بوده است . او نیز دلیل همراهی اش را شناخت درست این برنامه از نیازهای جوان امروزی می داند. تلفن های دیگر، نوجوانانی بودند که قصد داشتند در مسابقه برنامه شرکت کنند که اسامی همه کسانی که تماس گرفته بودند در آخر برنامه خوانده شد. دیگر فرصتی نبود و اسامی عوامل برنامه نیز تند تند خوانده شد: «تا دوشنبه هفته دیگر که از ساعت 10/17 دقیقه تا 30/18 در خدمتتان خواهیم بود و «باز بارانی »ها دور هم جمع می شوند. خدانگهدار.»
انسیه ملکان
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها