الاین گرش - نویسنده: لوموند دیپلماتیک‌

آیا امریکا در جنگ عراق برنده خواهد شد؟

ارتش امریکا با استفاده از تاکتیک‌های ضدشورش جدید از جمله با بهره گیری از خدمات بخش مردم شناسی طی ماه‌های اخیر موفقیتی‌هایی در عراق کسب کرده است. جان مک کین، نامزد انتخابات ریاست جمهوری نوامبر آینده، حتی از پیروزی امریکا در جنگ سخن رانده است اما این تظاهر به ظفرمندی پیش از هر چیزی سرپوشی است که جورج بوش، رئیس‌جمهور قصد دارد با آن ماندگاری حضور امریکا را در بین النهرین پنهان کند.
کد خبر: ۱۶۷۷۷۶

«در حالی که دشمن هنوز خطرناک است، کار ما تمام نشده است. بسیج نیروهای امریکایی و عراقی نتایجی ببار آورده است که کمتر کسی در میان ما تصورش را نیز نمی‌کرد. [کف زدن حضار] هنگامی که ما در سال گذشته گرد هم آمدیم بسیاری بر این عقیده بودند که متوقف ساختن خشونت هاغیر ممکن است. یک سال بعد، از تعداد حملات تروریستی بزرگ کاسته شده و از تعداد مرگ ومیر غیرنظامیان نیز همین طور. هنگامی که ما در سال گذشته گرد هم آمدیم، القاعده در مناطق متعدد عراق پایگاه داشت و رهبران آن سازمان به نیروهای ما راه امنی برای خروج از این کشور نشان می‌دادند. برعکس امروز القاعده در جستجوی راهی امن [برای فرار] است. »

این بخشی از سخنرانی بوش در  نطق سالانه رئیس‌جمهور در کنگره امریکا در 28 ژانویه 2008 است. او جنگ 5 ساله عراق را چنین به تصویر کشید.  شاید بتوان با بی خیالی از کنار این نتیجه گیری گذشت چرا که این دولت بارها افکار عمومی را فریب داده و واقعیت‌ها را دستکاری کرده و داده‌ها را وارونه جلوه داده است. بررسی جدید شرایط عراق نشان می‌دهد  بوش و شش نفر از نزدیک‌ترین دستیارانش در فاصله یازده سپتامبر و آغاز جنگ عراق در مورد خطر عراق برای امریکا 935 بار دروغ گفته‌اند!

باوجود این، این بار رسانه‌ها و برخی از مسوولان امریکایی از جمله دموکرات‌ها به بزرگ نمایی سخنان ارباب کاخ سفید پرداختند. چنین بر می‌آید که این بیانات بر داده‌های مستحکمی استناد می‌کند. گزارش‌های اخیر تعداد قربانیان خشونت در میان غیرنظامیان عراقی در دو سال گذشته از بالاترین میزان آن یعنی سه هزار در نوامبر 2006 به هفتصد نفر در دسامبر 2007 رسیده است. در مورد تلفات سربازان ائتلاف امریکایی از تعداد میانگین صد نفر در ماه (130 سرباز در ماه می 2007) به بیست نفر در پایان سال گذشته رسیده است.

این موفقیت‌ها دولت امریکا را ترغیب کرد تا کاهش تدریجی نیروهای امریکایی معادل پنج هزار نفر در ماه را اعلام کند. این کاهش تا حدی شروع شده است. در تابستان آینده تعداد سربازان امریکایی از 170 هزار نفر به 130 هزار نفر خواهد رسید. با وجود این در اواخر سال 2006 وضع نیروهای امریکا در عراق بطور جدی بحرانی می‌نمود و افکار عمومی جهت فراخواندن سریع نیروها فشارسختی وارد می‌آورد. پیروزی دموکرات‌ها در انتخابات کنگره در نوامبر گذشته شاهد این مدعاست.  کمیسیون تحقیق دو حزبی به ریاست مشترک جیمز بیکر، وزیر خارجه پیشین و لی هامیلتون، رئیس پیشین کمیسیون امورخارجه مجلس نمایندگان داوری بسیار نقادانه‌ای در مورد سیاست واشنگتن در عراق داشت. این کمیسیون تغییر سیاست کاخ سفید را در جهت عقب‌نشینی تدریجی ارتش امریکا و آغاز گفتگو با ایران و سوریه و نیز درنظر گرفتن مساله فلسطین پیشنهاد کرد.

رئیس جمهوری امریکا به رغم همه موانع کوتاه نیامد. او با استناد به گزارش بنیاد راستگرای آمریکن اینترپرایز اینستیتوت راه دیگری را در پیش گرفت. فردریک کاگان، یکی ازنویسندگان ادبیات نو محافظه کاران و ژنرال بازنشسته جک کین متنی با عنوان «انتخاب پیروزی: طرحی برای موفقیت در عراق» تهیه کرده بودند که بر خلاف کمیسیون بیکر  هامیلتون اعزام نیروهای بیشتری را برای تمرکز در ناحیه بغداد جهت برقراری نظم پیشنهاد می‌کرد. آیا همان طوری که بوش در  نطق سالانه رئیس جمهور ادعا کرد این انتخاب خوبی بوده است؟ اذعان کنیم که با ورود 30 هزار سرباز اضافی وضع امنیت در پایتخت عراق بهتر شد. با ساخت دیواری برای جدا کردن محله‌های سنی و شیعه و تقلیل تصادمات میان مذهبی، با افزایش پاسگاه‌های بازرسی (در معابر بغداد و حومه صد هزار بلوک سیمانی نصب شده است) سوءقصدها کاهش یافته است.

اگر چه این مقایسه عاقلانه نیست ولی می‌توان یادآوری کرد که ارتش فرانسه با بسیج نیروهایش در سال 1957 در نبرد الجزیره پیروز شد اما این امر نتوانست از شکست فرانسه در جنگ الجزایرجلوگیری کند. دو عامل دیگر در کاهش خشونت‌ها در عراق موثر بودند.

نخستین آنها، آتش‌بس یک جانبه‌ای بود که مقتدا صدر در اوت 2007 اعلام کرد. سپاه مهدی قدرتمندترین نیروی شبه‌نظامی عراق، نماینده فقیرترین لایه‌های جامعه عراق است. سپاه مهدی شدیدا ناسیونالیست بوده و با حضور امریکا خصومتی آشتی ناپذیر دارد. ولی، آتش بس ناپایدار است.

عامل تعیین کننده دیگر در کاهش حملات نزدیکی ایالات‌متحده با جامعه سنی عراق بود. این قرابت که در بهار 2007 شتاب گرفت دارای دو جنبه است. از یک طرف قدرت اشغالگر سخاوتمندانه به قبیله‌ها کمک مالی کرده تا آنان را بسوی خود جلب کند؛ و از سوی دیگر امریکایی‌ها با گروه‌های مقاومت ضدامریکایی پیمان‌هایی عقد کرده است.

این جنبش که برخی ناظران سحوه (بیداری) نام گذاشته‌اند و امریکایی‌ها بصورتی عجیب و غریب آنرا «شهروندان محلی مربوطه» می‌نامند ده‌ها هزار مرد مسلح را بسیج کرده است. این اتحاد غیرعادی شکننده است. بیش از هر چیز به دلیل این که گروه‌های مقاومتی که به امریکا پیوسته‌اند همچنان با طرح‌های امریکا و هر گونه حضور دائمی نیروهای این کشور مخالفند.

پیمان امریکا با شبه‌نظامیان سنی نیز موجب وخامت بیشتر چنددستگی حکومت شده است. «پاکسازی مذهبی» در مناطق متعددی از جمله در بغداد شتاب گرفته است و با تضعیف القاعده، پیوند گروه‌های مسلح سنی و مسدود شدن محلات از طریق ساخت دیوار موجب کاهش درگیری‌های بین مذهبی شده است. با وجود این، جدایی فوق ثبات بیشتری در سطح منطقه‌ای و محلی ایجاد نکرده است.

چه کسی در عراق برنده خواهد شد؟ به هر حال عراقی‌ها برنده نیستند. بدون تردید برآورد هزینه انسانی جنگ غیرممکن خواهد بود و این نکته روشن است که هیچ کوشش جدی در جهت شمارش تعداد کشته شدگان عراقی به عمل نیامده است در حالی که تعداد سربازان امریکایی کشته شده در جنگ دقیقا معلوم است (3967 نفر در 20 فوریه 2008). ما در مورد تلفات جنگ فقط با تخمین و برآوردها روبرو هستیم. در تنها موردی که وحدت نظر وجود دارد دهشتناکی ابعاد فاجعه است.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها