در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
این روزها دایی در تدارک سفر به کشورهای عربی برای بازیهای سایپا در لیگ قهرمانان آسیاست و احمدزاده هم سخت در تفکر است تا دلایل ناکامیهای تیم محبوبش را در لیگبرتر پیدا کند. در چنین شرایطی چطور میتوان توقع داشت که کادر فنی ،بازیکنان آماده فوتبال ایران را شناسایی و به اردوی تیم ملی دعوت کند؟!
محمد مایلیکهن، یکی از منتقدان بزرگ دوشغله بودن مربیان تیم ملی است. او به ایسنا میگوید: سرمربی تیم ملی نمیتواند همزمان هم به بازیهای لیگ داخلی، هم به باشگاههای آسیا و هم به تیم ملی فکر کند، چرا که اجباری در پذیرش این مسوولیت برای او وجود نداشت.
متاسفانه هنوز مربیان تیم ملی به اهمیت این موضوع پی نبردهاند و اگر تیم نتیجه نگیرد، ممکن است آن را برگردن نبود فرصت کافی و بازیهای تدارکاتی بیندازند.
جلال چراغپور هم حرفهای جالبی در این زمینه دارد: شاید دایی به واسطه شناختی که از فوتبال ایران دارد، در انتخاب 11 بازیکن برتر مشکلی نداشته باشد، اما یکی از مباحث مهم کلاسهای آموزشی مربیان این است که همیشه بهترینها، بهترین تیم را تشکیل نمیدهند و برای پیدا کردن ترکیبهای 2 نفره و 3 نفره باید گزینههای زیادی را امتحان کرد که این خود مستلزم زمان است؛ زمانی که با توجه به دو شغله بودن دایی، قطعا در اختیار سرمربی تیم ملی نیست.
به هرحال دایی در این مورد خاص باید به نمونهها احترام بگذارد و هر چه زودتر تصمیم درست را اتخاذ کند. بین گزینههای داخلی آخرین نمونه همین امیر قلعهنویی است که با وجود قهرمان کردن استقلال در لیگ، به خاطر منافع ملی قید منافع شخصی را زد و از استقلال جدا شد. اما مورد دومی که آرامش تیم ملی را به مخاطره میاندازد، پایینبودن آستانه تحمل آقای سرمربی است. علی دایی فقط چند روز توانست با صبر و حوصله جواب خبرنگاران را بدهد و شنونده انتقاد کارشناسان باشد. دعوای اخیر او با عادل فردوسیپور در برنامه تلویزیونی نود آخرین نمونه از برخورد سرمربی تیم ملی با انتقادات بود. مایلیکهن در واکنش به این رفتار سرمربی کمتجربه تیم ملی به نکات جالبی اشاره دارد: معنی اسطوره بودن، قلدرمآبانه برخورد کردن، نپذیرفتن نقدها و عبور از چراغ قرمز نیست؛ بلکه اسطوره یعنی در خدمت کشور بودن و پذیرفتن منطق آن هم با متانت است. تیم ملی، ارث پدری کسی نیست که هیچکس نتواند درباره آن صحبت کند. متاسفانه شرایط اکنون طوری شده که انگار کسی حق ندارد تیم ملی را نقد کند.
دایی باید بداند کارشناسان فوتبال حق دارند درباره تیم ملی صحبت کنند و برخورد با آنها باید با آرامش باشد.
بدون شک فراهم کردن بستری آرام برای موفقیتهای آتی تیم ملی یک اتفاق محال نیست و دایی و دستیارانش میتوانند با تدابیری ارزنده شرایط را به سود خود و تیمملی تغییر دهند.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: