در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
مثلهای خودمانی موضوعات خیلی سادهای را دستمایه کار قرار داده است و تلاش کرده به فرهنگ بومی نزدیک شود. اصلا چرا این کار را انتخاب کردید؟
لرستان فرهنگی غنی و کهن دارد که سرشار از مضامینی است که میتواند برای زندگی امروز کاربردی و مفید باشد. روابط آدمیزادی که در موضوعات این «مجموعه مثل» به صورت متلهای تصویری ساخته شد با امید به این که بتواند از فرهنگ غنی بومی لرستان، (البته بخشی از آن که بیشتر در محدوده جغرافیایی دره سیلاخور تا شهرستان بروجرد و آن حوالی بوده)، بهرهای بگیرد. از آنجا که مادر من «لر» است با فرهنگ لرستان آشنایی داشتم که به اندازه بضاعتم از آن در ساخت این مجموعه استفاده کردم.
با توجه به پخش سراسری این آثار، از همان ابتدا میخواستید این مجموعه با گویش اصلی تهیه شود؟
مساله زبان و گویش در فضاهای فرهنگی و بومی بسیار حساس و در عین حال ظریف است. من و همه سازندگان و بویژه مرکز صداوسیمای لرستان اصرار بر این داشتیم که گفتگوها با گویش بومی ادا شود و البته همین امر در انتخاب بازیگر به عنوان اصل در نظر گرفته شد. آنچه اکنون ضبط و پخش شده نمیتواند مدعی ادای کامل حق نسبت به زبان و گویش بومی باشد ولی بر این مهم ساعی و مایل بوده است.
نترسیدی از این که با انجام این کار مخاطبان به اثر روی خوش نشان ندهند؟
امیدوارم مخاطب گفتگوها را درک و دریافت کرده باشد، خاصه این که تکگوییهای راوی که شخصیت محوری «متلها» هم هست در نقل ماجرا نقش تکراری نداشته و پیشبرد مثلها به عهده زبان بوده است. حالا که برنامه پخش شده، نشنیدهام کسانی که مجموعه را دیدهاند از بابت زبان و گویش شکایتی داشته باشند.
در این کار به عمد از بازیگران شناخته شده استفاده نکردید که اتفاقا از ویژگیهای کار محسوب میشود و باعث شده بازیها خیلی طبیعی باشند. تجربه استفاده از این بازیگران چگونه بود؟
هیچ دلیلی وجود نداشته و ندارد که از غنا و تواناییهای بازیگران شهرستانی در ساخت مجموعههایی که از نظر زبان و فرهنگ آمیختگی کامل با موضوع دارند، استفاده نشود و از چهرههای شناخته شده به واسطه تجربه کار بیشتر بهره برد. ضرورت و تعریف، ملاک انتخاب بازیگر برای قصه است. بازیگرانی که از استعداد و انگیزه فراوانی برخوردارند و به کار انرژی مضاعف میدهند، در شهرستانها بسیارند. این را به ضرس قاطع و باتجربه بیش از چند صد دقیقه مجموعهسازی در شهرستانهای مختلف میگویم. عرض میکنم از کار با بازیگران «مثلهای خودمانی» بسیار لذت و سود بردهام. از ایشان ممنونم.
با توجه به بستر اصلی، چرا نخواستید آن را در زمان و مکان امروزی تصویر کنید؟
مثلها و ضربالمثلها دیرینهاند. هرچه دیرپاتر باشند و قابل استفاده، نشان از این حقیقت دارند که پیر و کهنه نمیشوند و کارایی خود را حفظ میکنند و اگر در قالب گذشته نقل شوند بهتر به دل مینشیند.
برای مثال در ضربالمثل «تاتاپوآرد داره، خالو کارداره» که مثلش در مجموعه تصویری شد.
تاپو دیگر در زندگی امروز وجود ندارد. تاپو انبارکهایی بود که در دیوارهای آشپزخانههای ابنیه قدیمی درست میکردند و در آن روزگاران به مانند سیلوهای کوچک خانگی بود که در آنها آرد را برای روزهایی که نیازمند آرد بودند و از فصل آسیاب گذشته بود، انبار میکردند. ضمنا حلاوت دیداری و بصری جامهها و بازار و خانه و ... در قدیم حس غریب یادآوری خاطراتی را دارد که در ذهن مخاطبان مشترک است.
فکر میکنید ساخت چنین آثاری چقدر در برنامههای تلویزیونی ما خالی است؟
درباره برنامهریزی رسانه صدا و سیما باید قدردان این امکان بود که حالا دیگر فقط یک جامجم تنها نیست که برنامه تولید میکند، بلکه حدودا بیش از 20 جامجم دیگر در مراکز استانها میتوانند برنامه تولید کنند، آن هم با فرهنگهای رنگارنگ و توانمند برای ارتباط با مخاطب که زندگی خودمان را در آن ببینیم و بیاموزیم و به پیشرویم.
البته همین جا اضافه کنم اگر بودجه مختص مراکز استانها برای تولید فرآوردههای فرهنگی دوبارهنگری و به آن عنایت بیشتری شود، شاهد شکوفایی استعدادهایی خواهیم بود که افقهای روشن برنامهریزان، آن را به منصهظهور میرساند.
استقبال مردم از مجموعه شما آنقدر بوده که احیانا ساخت سری بعد هم به شما پیشنهاد شود؟
مدیوم تصویر همخانواده موسیقی است، گرچه هم فونتیک است و هم پلاستیک؛ اما در برقراری ارتباط محدودیت ندارد. رسانه تصویری قادر است هر داستانی را چون ظرفی منعطف در خود جای دهد. اگر راوی خوب بگوید، مخاطب خود را پیدا میکند. درباره «دعا» به مثل میگویند: «گر گدا کاهل بود تقصیر صاحبخانه چیست».
مهدی غلامحیدری
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: