کلمنته در ایران خواب آفریقای جنوبی را می‌بیند

نسخه اسپانیایی برای درمان تیم ملی‌

«خاویر کلمنته لاسارو» وقتی 34 سال بیشتر نداشت، خود را به همه دنیای فوتبال معرفی کرد. او قهرمان منطقه استقلال‌طلب یا به قول دیگری تجزیه‌طلب باسک شد. باسک که منطقه‌ای بین فرانسه واسپانیاست از دیرباز شاهد تنش‌های فراوانی بوده است که بانیانش، معرفی کشوری به این نام را خواستار شده‌اند و اتلتیک بیلبائو نمادی از هویت این منطقه به شمار می‌آید. آنها نه‌تنها بازیکنی از خارج کشور اسپانیا را به هیچ وجه در تیم خود نمی‌پذیرفتند بلکه حتی بازیکن غیرباسکی را هم به اتلتیک راه نمی‌دادند، اما اگر بازیکن خارجی اصالت باسکی داشت قدمش روی چشم مدیران بیلبائو قرار می‌گرفت. آنها همه گونه حمایتی از قهرمانان راه‌راه‌پوش خود می‌کردند ولی بازیکن باید می‌پذیرفت که وارد محیطی شده است که مسوولیت بسیار سنگینی را بر دوش خود گرفته است و رفتن از آنجا به بارسا یا رئال و... یعنی...!
کد خبر: ۱۵۹۴۵۵

(مطمئن باشید اگر من در باسک بودم هیچ وقت جمله ناقص بالا را روی کاغذ نمی‌آوردم. چون جراتش را نداشتم.)

چندین سال پیش بیکسنته لیزارازو مدافع چپ معروف تیم ملی فرانسه به دلیل این که جدش اصالت باسکی داشت در بیلبائو پذیرفته شد ولی پس از رفتنش از این تیم به بایرن مونیخ (که با نارضایتی هواداران بیلبائو روبه‌رو بود) مشکلات زیادی را به‌جان خرید و تا سال‌ها با ترس و اضطراب زندگی کرد.

حساب کنید در چنین بستری، وقتی اتلتیک بیلبائو بینی بارسلونا و فوق‌ستاره‌اش مارادونا و رئال مادرید با آن همه ستاره را به خاک می‌مالد و هر سه جام اسپانیا (لالیگا، جام حذفی و سوپرجام) را فتح می‌کند، هواداران باسکی از شادمانی به عرش می‌رسند و حاضرند مربی جوان 34 ساله خود را طلا بگیرند همان خاویر کلمنته‌ای که سال قبل از آن هم، پوزه مارادونا، شوستر بارسا، بوتراگئنو، میشل و... رئال را به خاک مالید و قهرمان لالیگا شد.

کلمنته وقتی 18 ساله بود به اتلتیک آمد و در 19‌‌سالگی با این تیم جام حذفی را به روی سر برد ولی وقتی تنها 20 سال سن بیشتر نداشت به دلیل مصدومیت شدید پا ناچار شد برای همیشه بازی فوتبال را کنار بگذارد. تراژدی کلمنته برای هواداران متعصب باسکی سراسر غم و بغض بود. او در 47‌بازی برای اتلتیک بیلبائو، 6 گل هم زده بود.

وداع کلمنته از فوتبال برای این جوان خونسرد اما احساسی، بسیار دردناک بود او می‌توانست با ادامه بازی‌هایش طی چند سال بعد به یکی از شاخص‌ترین بازیکنان تبدیل شود. یاس خاویر بیش از چند سالی طول نکشید. یاسی که همواره تردید و مبارزه‌جویی را نیز با خود داشت. او به عنوان جوان‌ترین عضو کلاس‌ها، دوره‌های آموزشی مربیگری را در نیمه اول دهه 70 میلادی سپری کرد و سرانجام در 24 سالگی به عنوان سرمربی تیم کم نام‌و‌نشان «آره‌ناس کلوپ دی خشرو» به فوتبال برگشت. می‌پذیرم تلفظ اسم این تیم خیلی سخت است.

انصافا به یک مربی 24 ساله تیم معروف‌تری هم سپرده می‌شود اما سال بعد این اتفاق افتاد و «سی.دی باسکونیا» کلمنته را به عنوان سرمربی پذیرفت خاویر طی دو‌فصل، این تیم کم نام و نشان را هدایت کرد تا صاحب تجربه‌های اولیه مربیگری شود. تردید در بسیاری از موارد و حس دوباره‌سازی پس از تخریب، ویژگی‌های مربیگری کلمنته بود که از همان شروع تجربیاتش در کمال خونسردی آن را به انجام می‌رسانید.

سرانجام وقتی او 29 ساله شده بود به عنوان جوانترین سرمربی باشگاه تاریخ اتلتیک بیلبائو، شروع به کار کرد و این آغازی بود بر طلایی‌ترین دوران این باشگاه و اوج افتخاراتی که در سال 1983 و 1984 برای این تیم به وجود آمد. آندونی ثوبی ثارتا (که در ایران به زوبی زارتا مشهور شد) دروازه‌بان و معروف‌ترین بازیکن آن سال‌های اتلتیک بود.

کلمنته در آن سال‌ها دنی و آندونی گویکوچه‌ارا با جوانانی چون اورکیاخاف، دی آندرس، اورتوبی، آرخوته و ثوبی ثارتای جوان تلفیق کرد تا با استراتژی «دفاع تخریبی» به نتایجی عالی برسند.

بارسلونا که آن سال‌ها با سرمربیگری سزارلوئیز منوتی آرژانتینی هدایت می‌شد بزرگترین رقیب کلمنته و شاگردانش بود. منوتی آرژانتین را قهرمان جام جهانی 78 کرده بود و در بارسلونا با اتکا بر نبوغ مارادونا و بازی عالی برند شوستر در خط میانی فقط به قهرمانی می‌اندیشید.

کلمنته در اسپانیول نیز کارنامه خوبی ارائه کرد و این تیم را به رده سوم لالیگا رساند تا جواز  حضور در جام‌ یوفا را پیدا کند. آنجا که اسپانیول کلمنته هم میلان را حذف کرد و هم اینتر را و تا فینال و بازی با لورکوزن پیش رفت.

بازی رفت را 3 بر صفر در بارسلون برد اما در آلمان تیمش 3 بر صفر باخت تا در زمین حریف، کار به ضربات پنالتی و شکست 3‌‌بر 2 در این ضربات بکشد. افتخارات کلمنته در تیم بعدی او یعنی اتلتیکو مادرید ادامه پیدا کرد و او در تنها فصل حضورش در این تیم یک نایب قهرمانی در سال 1990 به ارمغان آورد و دوباره به اسپانیول برگشت تا از آن باشگاه برای مدت 6 سال به تیم‌ملی اسپانیا برود.

نهم سپتامبر 1992 نخستین بازی اسپانیا با هدایت او مترادف با پیروزی ارزشمندی بر انگلیس شد. موفقیتی که طی سال‌ها با اسپانیایی‌ها همراه شد و در مدت حضور کلمنته دراین تیم او اسپانیا را راهی هر دو جام جهانی 1994 امریکا و 1998 فرانسه کرد و در جام‌های جهانی نیز حضور مقبولی نشان داد.

همچنین این توفیق نسبی در جام ملت‌های سال 1996 اروپا نیز تکرار شد و اسپانیا به رکورد جالب 31 بازی بدون شکست دست یافت که در این مسیر چند بازیکن باسکی انتخابی کلمنته کمک شایانی به او کردند و سرانجام درست 7 سال پس از پیروزی برانگلیس، اسپانیا 3 بر 2 به قبرس باخت تا کلمنته از کارش استعفا دهد و به فعالیت‌های باشگاهی و رهبری تیم‌هایی چون رئال بتیس، رئال سوسیه داد، المپیک مارسی، تنه ریفه و دوباره اسپانیول و اتلتیک بیلبائو بپردازد.

نکته جالب اینکه در تمام این سال‌ها خاویر خسته و پر تجربه، بیش از یک سال، تیمی را نپذیرفت و با هیچ یک به افتخار شایانی دست پیدا نکرده تا این ناکامی‌ها، ارزش مالی قراردادهای مالی او را تا حد زیادی بکاهد.

کلمنته از مرداد ماه سال 1385 قرارداد 2 ساله‌ای با صربستان به عنوان نخستین مربی خارجی تاریخ فوتبال این کشور امضا کرد. شرط خاویر زندگی در اسپانیا و حضور در صربستان به هنگام مسابقه‌ها و تمرین‌ها بود.

در این مدت او کمر دردمند خود را که به دلیل گسترش مصدومیت کهنه پایش، دچار صدمه شده بود به زیر تیغ جراحان سپرد.

حالا باید دید این مربی کاملا کار کشته، قانع، احساسی، خونسرد، برخوردار از تردید فلسفی، ساختار شکن و علاقه‌مند به بازی‌های محکم، محتاطانه و تخریبی که در بردن تیم‌های قوی‌تر از تیم خود تخصص دارد چه تاثیری در تیم ملی ایران ایفا خواهد کرد؟ هر چند در کوتاه مدت نباید منتظر شاهکار او و القای تفکراتش به بدنه ناآماده تیم ملی باشیم اما حتم داشته باشیم که مربی مولفی چون کلمنته می‌تواند بازیکنان و مربیان زیادی را در هر کشوری به مرز بزرگی فنی برساند.

چه خوب است که از تجربه و دانش او نه فقط برای حضور تیم ملی در جام جهانی و صعود قابل تصور با او از گروه، بلکه برای ارتقا و رفع اشکالات مهم عملکردی در تیم‌های پایه و برگزاری مسابقه‌های باشگاهی نهایت بهره را ببریم.

مجید عباسقلی‌

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها